تبليغاتX
گروه آموزشي زيست شناسي شهرستان ملاير
اطلاع رساني و علمي- آموزشي

- تنظيم محيط داخلي و دفع مواد زايد

1-            كل مايع بين سلولي كه سلول ها در آن قرار دارند ، محيط داخلي نام دارد.

2-            خون بخشي از محيط داخلي است.

3-            محيط داخلي بايد حالت نسبتاً پايدار و يكنواختي داشته باشد تا سلول ها در آن زنده بمانند.

4-            مجموعه ي اعمالي كه در بدن جانداران پرسلولي براي حفظ پايداري محيط داخلي انجام مي شود ، هومئوستازي نام دارد.

5-            هومئوستازي شامل اعمالي مثل تنظيم قند ، نمك ، آب ، اسيد - باز ، دما و دفع مواد زائد است.

6-            يكي از مواد زائد كه توليدي واكنش هاي بدن ، مواد زائد نيتروژن دار مي باشند كه بيشتر محصول سوختن آمينو اسيد ها هستند.

7-            مواد زائد نيتروژن دار سمي هستند و بايد از بدن جاندار دفع شوند.

8-            مواد زائد نيتروژن دار در جانوران مختلف جانوران مخلف با توجه به زيستگاه آنها ، متفاوت است.

9-            جانوران آبزي بيشتر آمونياك ( NH3 ) كه بسيار سمي است توليد و دفع مي كنند.

10-        دفع آمونياك نياز به آب زياد دارد و براي جانداران آبزي مناسب است.

11-      پلاناريا و بي مهرگان كوچك از همه ي سلول هاي سطحي بدن خود آمونياك دفع مي كنند و ماهي ها با آبشش خود آمونياك دفع مي كنند.

12-        جانوران خشكي زي به خاطر محدوديت آب ، به جاي آمونياك ، اوره و اسيد اوريك دفع مي كنند.

13-        جانوران مي توانند براي مدتي اوره و اسيد اوريك را در بدن خود نكه دارند و سپس به تناوب آن را دفع كنند.

14-        جانوران براي تبديل آمونياك به اوره و اسيد اوريك بايد انرژي صرف كنند.

15-        پستانداران و دوزيستان اوره دفع مي كنند كه سميت آن نسبت به آمونياك 100000 بار كمتر است.

16-        وزغ ها در حضور آب ،‌ آمونياك . در خشكي اوره دفع مي كنند.

17-        پرندگان ، حشرات و بعضي خزندگان اوريك اسيد دفع مي كنند كه دفع آن به آب چنداني نياز ندارد.

18-        توليد اوريك اسيد از اوره و آمونياك انرژي بيشتري نياز دارد.

دستگاه دفع ادرار انسان

19-        اوره ، اوريك اسيد ، كراتينين و مواد خارجي مانند دارو ها و حشره كش ها به وسيله ي كليه هاي ما دفع مي شوند.

20-      كليه ها به صورت قرينه در دو طرف ستون مهره ها ، در بخش پشتي شكم قرار دارند و هر كدام يك ميليون لوله ي سازنده ادرار (نفرون) دارند.

21-        هر نفرون خود شامل چهار بخش است 1- كپسول بومن 2- لوله ي خميده ي نزديك 3 لوله ي هنله 4- لوله ي پيچيده ي دور.

22-        هر نفرون در انتها به لوله هاي جمع كننده ي ادرار ختم مي شود.

23-        ديواره ي لوله ي ادراري فقط از يك لايه سلول پوششي تشكيل شده است ولي شكل و كار اين سلول ها در نقاط مختلف متفاوت است.

24-        در داخل كپسول بومن ، يك شبكه ي مويرگي به نام گلومرول وجود دارد.

25-        دربرش كليه ، دو بخش قشري و مركزي ديده ميشود كه لوله ي هنله در بخش مركزي قرار دارد.

26-        بخش قشري ظاهري دانه دار دارد كه به خاطر وجود گلومرول ها در آن بخش است .

27-        بخش مركزي داراي هرم هايي است كه ظاهري خط دار دارند كه به خاطر وجود لوله هاي جمع كننده ي ادرار در اين بخش است.

28-        در بخش مركزي ، هرم هاي مخططي وجود دارد كه به همراه بخش قشري خود يك لوب كليه را مي سازند.

29-      به هر كليه يك سرخرگ وارد مي شود كه انشعابات آن از بين هرم ها عبور و در بخش قشري تقسيم و سرانجام گلومرول ها يا كلافه هاي درون كپسول بومن را مي سازند.

30-      از گلومرول سرخرگ كوچكي (سرخرگ وابران) خارج و در اطراف لوله هاي پيچيده‌ي دور و نزديك و لوله ي هنله ، انشعابات مويرگي جديدي به نام شبكه ي مويرگي دوم مي سازند. ( شبكه ي مويرگي اول همان گلومرول است)

31-        مويرگ هاي شبكه ي دوم مويرگي بعد از اتصال با هم ، سرانجام سياهرگ هاي كليه را مي سازند.

تشكيل ادرار

32-        ساخته شدن ادرار نتيجه ي سه پديده است كه در نفرون رخ مي دهد 1- تراوش 2- بازجذب 3- ترشح

33-        در تراوش حجم زيادي از مواد پلاسماي خون به كپسول بومن تراوش مي شوند ( بجز پروتئين هاي درشت)

34-        عامل اصلي تراوش فشار خون است.

35-        در شبانه روز 180 ليتر تراوش در كليه هاي ما صورت مي گيرد. ( حجم كل پلاسماي بدن 3 ليتر است)

36-        دربازجذب ،‌ 99% مواد تراوش شده دوباره به مويرگ هاي خوني شبكه ي دوم مويرگي برگردانده مي شود.

37-        بازجذب از هدررفتن گلوكز، سديم ، آب و ساير مواد مفيد بدن جلوگيري مي كند.

38-        بازجذب خود به دو صورت انجام مي شود 1- بازجذب فعال 2- بازجذب غير فعال

39-        بازجذب فعال با صرف انرژي ATP و بر خلاف شيب غلظت صورت مي گيرد.

40-        باز جذب غير فعال نتيجه ي اختلاف غلظت و پديده ي اسمز و فشار اسمزي است كه بين خون و مايع لوله ي نفرون وجود دارد.

41-      درترشح برخي مواد با صرف انرژي از خون گرفته و به مجراي نفرون ترشح مي شوند ( يون هيدروژن ، پتاسيم ، بعضي دارو ها مثل پنيسيلين)

42-        شكل كتاب مربوط به تشكيل ادرار در نفرون بسيار مهم است و نكات آن به شرح زير است.

a)  ترشح فقط در لوله هاي پيچيده صورت مي گيرد.

b)  بازجذب فعال نمك در همه ي لوله ي نفرون صورت مي گيرد.

c)  گلوكز و آمينو اسيد ها در لوله ي پيچيده ي نزديك و بيكربنات درلوله ي پيچيده ي دور بازجذب فعال مي شوند.

d)  بيكربنات درلوله ي پيچيده ي نزديك بازجذب غير فعال مي شود.

e)  همچنين اوره در لوله ي جمع كننده ي ادرار ، آب در لوله ي پيچيده ي نزديك ، لوله ي هنله و لوله ي جمع كننده ي ادرار و نمك در لوله ي هنله بازجذب غير فعال دارند.

43-        بعد از توليد ادرار ، لوله هاي جمع كننده ي ادرار آن را به لگنچه مي ريزند و توسط لوله ي ميزناي ادرار به مثانه برده مي شود.

نقش كليه ها در تنظيم اسيد - باز محيط داخلي

44-        PH محيط داخلي بدن در حدود 4/7 ثابت است.

45-        كليه ها با تنظيم دفع يون هيدروژن و بيكربنات،  PH محيط داخلي را تنظيم مي كنند.

46-        در حالت قليايي ، يون بيكربنات (

 

                  HCO3-) و در حالت اسيدي ، يون هيدروژن( H+ ) توسط كليه ها دفع مي شود.

تخليه ي ادرار

47-        ورود ادرار به مثانه با حركات دودي شكل ماهيچه هاي صاف ديواره ي ميزناي صورت ميگيرد.

48-      اگر كشش ديواره ي مثانه به حد خاصي برسد ، گيرنده هاي آن تحريك مي شوند و با ارسال پيام عصبي به نخاع ، انعكاس تخليه ي مثانه را فعال مي كنند.

49-        در شخص بالغ اين انعكاس ها به وسيله ي مراكز مغزي و به صورت ارادي قابل مهار يا تسهيل است.

50-      ماهيچه هاي حلقوي پائين مثانه دو دسته اند.1- ماهيچه هاي صاف حلقوي در نواحي پائين مثانه معمولا منقبض هستند و دهانه ي ميزراه را بسته نگه ميدارند ، 2- كمي پائينتر در ميزراه ماهيچه ي حلقوي ديگري از نوع ارادي و مخطط قرار دارد .

51-        در كودكاني كه هنوز ارتباط مغز و نخاع به طور كامل برقرار نشده است ، تخليه ي مثانه به صورت غير ارادي صورت مي گيرد.

دفع مواد زائد در گياهان

52-        بيشتر مواد دفعي حاصل از متابوليسم گياهان شامل اكسيژن ، دي اكسيد كربن و آب است.

53-        مقدار اضافي هر يك از اين مواد با انتشار از راه روزنه هاي گياه ، دفع مي شوند.

54-        برخي مواد دفعي گياهان ممكن است از طريق افتادن برگ ها و بخش هايي از پوست گياهان چوبي دفع شوند.

55-        موادي چون رزين ، تانن و سمغ در بخش هاي مرده ،‌مثل ساقه انبار مي شوند.

56-        در گياهان علفي ، مواد دفعي در واكوئل ها و ديواره ي سلولهاي آنها جمع مي شوند.

57-      برخي مواد دفعي گياهان ، نقش دفاعي دارند و از خورده شدن گياه توسط جانوران گياهخوار جلوگيري مي كنند و يا گياه را در برابر عوامل بيماري زا ، حفظ مي كنند.

خلاصه‌ي درس فصل 8 (حركت) ازكتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1 كلاس دوم تجربي


ويژگي هاي اسكلت و حركت در مورچه :

1) مورچه داراي 3 جفت پاي بند بند است كه هر بند لوله‌اي توخالي است .

2) مورچه اسكلت خارجي دارد ؛ اين اسكلت از جنس ماده‌اي محكم به نام كيتين است .

3) كيتين نوعي پلي ساكاريد است و در مورچه (و ساير حشرات) در ماده‌ي زمينه‌اي پروتئيني قرارگرفته است.

4) در مورچه ماهيچه ها به صورت زوج از داخل به اسكلت چسبيده‌اند .

5) در مورچه مفصل ها از نوع گوي و كاسه‌اي است .

انواع روش هاي حركتي در جانوران :     

1) حركات كرمي شكل كه نوعي خزيدن هم محسوب مي شود .

2) خزيدن در دوزيستان و خزندگان

3) پرواز كردن در پرندگان و حشرات و خفاش ها

4) راه رفتن و دويدن در پستانداران و ...

5) شنا كردن در ماهي ها و دوزيستان و ...


نكته : بعضي از جانوران ثابت هستند و در عوض محيط در اطراف آنها در جريان است مثا مرجان ها و اسفنج ها

دلايل حركت در جانوران :         1) براي به دست آوردن غذا

                                           2) براي فرار از خطر

                                           3) براي جفت يابي و توليد مثل

                                           4) براي يافتن محيطي با شرايط مناسب تر (مثلا دماي مناسب تر )

الف) ويژگي هاي حركت كرمي شكل در كرم خاكي : كرم خاكي جزء كرم هاي كم تار است . اين جانور پا ندارد و بدن او از تعدادي حلقه تشكيل شده است . در بدن خود دو دسته ماهيچه دارد : 1) ماهيچه هاي حلقوي در بخش بيروني تر    2) ماهيچه هاي طولي در زير ماهيچه هاي حلقوي

 نحوه‌ي حركت : كرم خاكي براي حركت در ابتدا ماهيچه هاي حلقوي خود را در قسمت جلو بدن منقبض مي كند و در نتيجه قسمت جلو بدن را به پيش مي راند ؛ بعد از آن نوبت به ماهيچه هاي طولي مي رسد كه با انقباض خود بقيه قسمت هاي بدن را به سمت جلو بكشند .

ب ) حركت در چهارپايان ( دوزيستان خزندگان و پرندگان ) : اين جانوران اسكلت داخلي دارند و ماهيچه هاي آنها بر روي اين اسكلت سوار است . در خود اين جانوران انواع روش هاي حركتي وجود دارد .

       ب 1 ) جانوراني كه راه مي روند و يا مي دوند كه نمونه آنها اسب است . در اسب تعداد زيادي ماهيچه وجود دارند كه معمولا به صورت متقابل و همكار فعاليت دارند چون هر ماهيچه فقط مي تواند منقبض شود و در نتيجه ماهيچه‌ي ديگري بايد وجود داشته باشد تا آن را به حالت اول برگرداند . (شكل كتاب در صفحه‌ي 132 مهم است )

       ب 2 ) پرواز كردن كه نمونه‌ي آنها پرندگان هستند . در اين جانوران دست ها تبديل به بال شده است ( شكل ص 133 مهم است ) و بدن آنها پوشيده از پر شده است . دليل صعود پرندگان كاهش فشار هوا در بالاي بال ها نسبت به سطح زيرين است ؛ در ضمن بدن آنها نيز دوكي شكل شده تا راحت‌تر هوا را بشكافد و پيش برود.

       نكته : پرندگان در ناحيه‌ي مچ بال خود ساختاري به نام بالك دارند كه نقش مهمي در پرواز دارد و بدون آن پرنده قادر به صعود نيست. بالك از ايجاد جريان آشفته در پشت بال ها جلوگيري مي كند .

ج ) شنا كردن كه نمونه مهم آنها ماهي ها هستند . بدن اين جانوران دوكي شكل است ، اسكلت دروني دارند و ماهيچه ها در د وطرف ستون مهره ها قرار دارند. داراي چند باله هستند كه هر كدام وظايفي بر عهده دارند .

                   الف) باله‌ي دمي كه وسيعترين سطح را دارد و با حركت خود نيروي حركت ماهي را تأمين مي كند.

                   ب ) باله هاي سينه‌اي ، پشتي و مخرجي كه براي تغيير جهت حركت به كار مي روند .

                   ج) باله هاي سينه‌اي همچنين در كند و تند كردن حركت ماهي نقش دارند .

       نكته : ماهي ها در شكم خود اندامكي به نام بادكنك شنا دارند كه پر ازگاز است و ماهي ها با كم و زياد كردن گار آن در سطوح مختلف آب شنا مي كنند و در كل به حركات عمودي ماهي كمك مي كند .

د ) نحوه حركت در آدمي : انسان راه مي رود ؛ داراي اسكلت داخلي است كه ماهيچه هاي اسكلتي (مخطط و ارادي ) بر روي آنها سوار شده‌اند .

د- 1 ) ساختار ماهيچه‌ي اسكلتي در انسان : اسكلت ماهيچه‌اي در انسان از تعداد زيادي سلول ماهيچه‌اي كشيده و طويل به نام تار ماهيچه اي يا ميون به وجود آمده است . ميون ها در سيماني از جنس بافت پيوندي قرار دارند و به صورت دسته‌اي به دور تعدادي از آنها غلافي پيوندي تشكيل شده است ؛ اين غلاف ها در دو سر ماهيچه به هم پيوسته و زردپي ها را به وجود مي آورند . زردپي ها نوعي بافت پيوندي مقاوم هستند كه ماهيچه ها را به اسكلت وصل مي كنند و نيروي ماهيچه را به استخوان و اسكلت منتقل مي كنند .

د 2 ) ساختار تار ماهيچه‌اي : غشاء تار ماهيچه اي ساركولم و سيتوپلاسم آن ساركوپلاسم و شبكه آندوپلاسمي صاف آن شبكه‌ي ساركوپلاسمي ناميده مي شود . هر تار ماهيچه‌اي در درون خود تعداد زيادي بخش هاي لوله مانند دارد كه تارچه ناميده مي شوند و ظاهر مخطط دارند. شبكه‌ي ساركوپلاسمي منشعب شده و در درون تارچه ها نفوذ مي كند .

                هر تارچه از واحدهايي به نام ساركومر ساخته شده است كه واحد كار در تار ماهيچه‌اي محسوب مي شوند . ساركومر در اصل بخشي از تارچه است كه در بين دو خط تيره به نام Z قرا گرفته اند . ( توضيح بيشتر در مورد ساركومر بر روي شكل )

                هنگام انقباض فاصله‌ي دو خط Z كم مي شود يعني ساركومر كوتاه مي شود و سر جمع كوتاه شدن همه ساركومر ها باعث انقباض و کوتاه شدن تار ماهيچه‌اي مي شود .

انواع انقباض : 1) انقباض ايزوتونيك ( با كشش ثابت ) : در اين نوع انقباض طول ماهيچه در هنگام انقباض تغيير می کند و كوتاه مي شود.

                      2 ) انقباض ايزومتريك : در اين نوع انقباض طول ماهيچه در هنگام انقباض تغيير نمي كند . مثلا در نگه داشتن يك وزنه

                      3 ) تونوس ماهيچه‌اي : در اين نوع انقباض ماهيچه ها به نوبت منقبض مي شوند . تونوس ماهيچه اي انقباض خفيف ماهيچه ها است و    باعث سختي آنها مي شود و براي نگهداري و حفظ وضعيت بدن مثل سر و گردن به كار مي رود .

                        نكته : تونوس ماهيچه‌اي در هنگام خواب متوقف مي شود . به همين خاطر است كه مثلا در هنگام خواب پلكها پائين مي افتند

اسكلت بدن :


انواع اسكلت :

1 ) اسكلت غضروفي مثلا در ماهي هاي غضروفي و كوسه ها

2 ) اسكلت استخواني

وظايف اسكلت :               

1) تكيه گاهي براي ماهيچه ها

2) حفاظت از بخش هاي داخلي بدن مثل مغز و شش

3) شكل دادن به بدن

4) در حركت دادن بدن

5) خون سازي

6) ذخيره مواد معدني مثل كلسيم


انواع بافت استخواني :

الف) بافت استخواني متراكم كه از مجموعه هايي به نام سيستم هاورس تشكيل شده است . هر سيستم هاورس مجموعه‌اي از دواير متحدالمركز است كه در وسط آنها مجرايي به نام هاورس قرار گرفته است .

ب ) بافت استخواني اسفنجي كه در آن تيغه هاي استخواني نامنظم هستند و حفرات زيادي در آن وجو د دارد .

انواع استخوان ها :

 1) استخوان هاي كوتاه مثل استخوان هاي انگشتان دست و پا

2 ) استخوان هاي دراز مثل استخوان ران و ساعد و بازو

3) استخوان هاي پهن مثل مهره ها و لگن و كتف


 

نكته : دو سر استخوان هاي دراز و بخش مياني استخوان هاي كوتاه و پهن از نوع بافت استخواني اسفنجي است .

نكته2 : وسط تنه استخوان هاي دراز داراي مغز زرد استخوان و در بخش هاي اسفنجي مغز قرمز استخوان داريم كه مغز قرمز استخوان توانايي خون سازي دارد.


مفصل ها : محل اتصال دو استخوان را مفصل گوئيم . در مفصل بخش هاي زير مشاهده مي شود :

            الف) غضروف هاي دو سر استخوان كه لغزيدن استخوان ها بر روي يكديگر را تسهيل و از سايش استخوان ها در محل مفصل جلوگيري مي كنند .

            ب ) مايع مفصلي كه لغزيدن را در دو سر استخوان راحت مي كنند .

            ج) كپسول رشته‌اي كه از جنس بافت پيوندي است و مفصل را نگه مي دارد .

            د ) رباط ها كه براي نگهداري و محدود كردن حركت در محل مفصل به كار مي روند .

            هـ ) زردپي ها كه علاوه بر اتصال ماهيچه ها به استخوان ها در نگهداري محل مفصل كمك مي كنند .

انواع مفصل :

1)      مفصل گوي و كاسه اي در محل اتصال بازو به كتف يا ران به لگن . اين نوع مفصل آزادي حركت در همه جهات را دارد .

2)      مفصل لولايي كه  فقط در حد خاص و در جهت خاصي اجحازه حركت به استخوان را مي دهد ، مثل نفصل آرنج  يا زانو

3)      مفصل لغزنده در ناحيه مچ پا يا دست

4)      مفصل محوري در محل اتصال زندزيرين و زبرين


ورزش


الف) چرا به ورزش نياز داريم ؟

1) تعادل وزن بدن

2) جلوگيري از بيماري هاي قلبي و عروقي

3) افزايش توان كاري

4) احساس سلامتي روحي و جسمي

5) افزايش اعتماد به نفس در زندگي

 

 

ب ) فوائد ورزش :          

1) داشتن ماهيچه هاي قوي

2) توان كاري بالاتر

3) انعطاف پذيري

4) وزن بدني متعادل

5) دستگاه تنفس كارآمد ( تنفس آهسته اما عميق)

6) دستگه گردش خون كارآمد . ( قلب قوي و تعداد ضربان كمتر در دقيقه )


حركت در گياهان :

انواع حركت در گياهان :  1) غير فعال: كه در آن خود گياه نقشي ندارد ، مثلا باز شدن هاگدان ها و ميوه ها به خاطر كاهش رطوبت

                                    2 ) فعال : كه در آن خود گياه نقش فعالي ايفا مي كند .

انواع حركت هاي فعال در گياهان :

1)    خود بخودي : در اين حالت محرك بيروني نقشي ندارد مثل پيچش يا نوتاسيون درگياه پيچك كه به خاطر تفاوت رشد سلول ها در دو طرف ساقه رخ مي دهد .

2)      حركت هاي القايي: كه در اين حركت ها محرك بيروني نقش بسيار مهمي دارد . اين نوع حركت خود شامل انواع زير مي شود :

a.        گرايش ها : گياه به سوي محركي خاص حركت دارد مثل نور يا زمين يا گرما يا ماده ي شيميايي

b.        تاكتيك ها : در اين نوع ، حركت در سطح سلول در نظر گرفته مي شود ، مثل حركت گامت نر به سوي گامت ماده

c.        تنجش ها : كه در آنها محرك مهم است ولي لزوماً حركت در جهت يا خلاف محرك نيست . تنجش خود شامل انواع زير است :

                                     i.      شب تنجي مثل بر روي هم قرار گرفتن برگهاي متقابل در اقاقيا در هنگام شب

                                   ii.      لرزه تنجي : كه حركت در اثر تماس است ، مثل قرار گرفتن برگهاي متقابل گياه حساس در اثر لمس آن

                                  iii.      بساوش تنجي : مثل بسته شدن برگها در گياه گوشتخوار ديونه در اثر تحريك شكاري مثل حشره

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 10:20 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

مقدمه

1)              غازهاي وحشي مي توانند در ارتفاع 9 كيلومتري سطح زمين كه سرماي شديد و كمبود اكسيژن حاكم است پرواز كنند.

2)              سازگاري هاي غازهاي وحشي براي اين حالت عبارتند از :

a.     كارايي بالاي شش هاي آنها

b.       قدرت پيوستگي زياد بين هموگلوبين و اكسيژن در آنها

c.      تعداد مويرگهاي بسيار فراوان در شش ها و ماهيچه هاي پروازي آنها

d.    وجود ماده‌اي شبيه به هموگلوبين به نام ميوگلوبين در ماهيچه هاي پروازي آنها كه هميشه مقداري اكسيژن را در ماهيچه ها ذخيره مي كنند.

3)             دليل كارايي بالاي شش ها در پرندگان اين است كه جريان هوا در شش هاي پرندگان يك طرفه و از عقب به سمت جلو است.

4)             ساختمان دستگاه تنفس پرندگان تشكيل شده است از تعدادي كيسه‌ هاي هوايي (9 عدد) عقبي و جلويي و شش ها .

5)              مكانيسم تنفس در پرندگان به اين صورت است كه :

a.     در هنگام دم ، حدود 70% هوا وارد كيسه هاي هوايي عقبي مي شود و هواي تهويه شده از داخل شش ها به كيسه هاي هوايي جلويي (پيشين )منتقل مي شود.

b.     در هنگام بازدم ، هواي تهويه نشده از كيسه هاي هوايي عقبي وارد شش ها مي شود و در همان حال ، هواي تهويه شده‌ي موجود در كيسه هاي هوايي جلويي تخليه شده و از بدن خارج مي شود.

6)              كار دستگاه تنفس رساندن اكسيژن به سلول هاي بدن است.

انواع روش های تنفسی در جانداران

7)              در تك سلولي ها ، تبادل گازهاي تنفسي ( جذب اكسيژن و دفع دي اكسيد كربن) از طريق فرآيند انتشار صورت مي گيرد.

8)              بعضي از جانداران پرسلولي تنفس پوستي دارند كه در آن از همه ي سطح بدن براي تنفس استفاده مي شود. ( مانند كرم خاكي و كرم هاي پهن )

9)              جانداران داراي تنفس پوستي بايد :

a.     در محيط مرطوب و يا آبي زندگي كنند تا پوستي مرطوب داشته باشند تا گازها به راحتي حل شده و تبادل شوند.

b.     جثه‌ي آنها بايد كوچك باشد تا نسبت سطح به حجم بالا باشد تا سطح بتواند نيازهاي حجم را فراهم كند.

c.     براي افزايش سطح بدن دراز يا پهن شده باشند.

d.     پوست بايد مويرگهاي فراوان داشته باشد.

e.     پوست بسیار نازک باشد.

10)          ماهي ها با آبشش تنفس مي كنند كه در دو طرف سر ماهي رديف هايي از آبشش قرار دارد.

11)          آبشش براي تنفس در خشكي مناسب نيست چون در نبود آب رشته هاي آبششي به هم مي چسبند و تنفس متوقف مي شود.

12)          در جانوران خشكي زي ، سطوح تنفسي به درون بدن منتقل شده است.

13)          حشرات داراي تنفس نايي هستند كه در آن لوله هايي دروني به نام ناي تشكيل شده است كه شاخه هاي آن در سراسر بدن منشعب مي شوند تا شاخه‌ي انتهايي به سلول ها مي رسند.

14)         در تنفس نايي تبادل گازها مستقيماً بين انتهاي انشعاب ها و سلول ها انجام مي گيرد و نيازي به همكاري سيستم گردش مواد نيست.

15)          تنفس نايي ساده ترين و كارآمدترين سيستم تنفسي جانوران محسوب مي شود.

16)          بيشتر مهره داران ساكن خشكي شش دارند.

17)          شش ها كيسه هايي هستند كه جدار آنها از يك لايه نازك سلول هاي پوششي تشكيل شده است.

18)          سطوح داخلي شش ها به دفعات چين خورده است تا سطح تنفسي بزرگي را تشكيل دهد.

19)          انتقال گازها بين شش ها و سلول هاي بدن با كمك و همكاري سيستم گردش مواد صورت مي گيرد.

تنفس در آدمی

20)          دستگاه تنفس انسان شامل شش ها ، لوله هاي تنفسي هوا و قفسه‌ي سينه است.

21)          قفسه‌ي بسته ي سينه شش ها را در خود جاي داده است.

22)         پرده اي دو جداره به نام جنب ، شش ها را به ديواره‌ي قفسه‌ي سينه مربوط مي كند.

23)         پرده ي جنب خود داراي دو ديواره‌ي داخلي و خارجي است كه مايعي لغزنده در بين آنها قرار دارد و حركت شش ها را آسان مي كند.

24)         دم و بازدم نتيجه ي تبعيت شش ها از حركات قفسه‌ي سينه است.

25)          در انسان و ساير پستانداران ، قفسه ي سینه به وسیله ی پرده ی دیافراگم از حفره ی شکم جدا می شود.

26)          دیافراگم با حرکت خود به بالا و پائین ، حجم قفسه ی سینه افزایش و کاهش می دهد.

27)         در تنفس آرام و طبیعی ، دیافراگم مهمترین نقش را در حرکات شش ها دارا می باشد.

28)          بالا و پائین رفتن دنده ها با کمک ماهیچه های بین دنده ای و استخوان جناغ ، با افزایش و کاهش دادن حجم قفسه ی سینه به عمل دیافراگم کمک می کند.

29)          ماهیچه هایی که قفسه ی سینه را بالا می برند و حجم آن را زیاد می کنند ، ماهیچه های دم و ماهیچه هایی که قفسه ی سینه را پائین می آورند و حجم آن را کم می کنند ، ماهیچه های بازدم به حساب می آیند.

30)          ماهیچه های بین دنده ای بیرونی و دیافراگم ، ماهیچه های دم  و ماهیچه های بین دنده ای داخلی و دیافراگم ، ماهیچه های بازدم به حساب می آیند.

31)          در تنفس بسیار شدید ، انقباض عضلات شکم نیز نیروهای قبلی را تقویت می کند.

32)          ماده ای به نام سورفاکتانت ( از جنس لیپید ) از برخی سلول های دیواره ی کیسه های هوایی ترشح می شود.

33)          سورفاکتانت سطح داخلی  این کیسه ها را می پوشاند و کشش سطحی مایع پوشاننده ی آنها را کاهش می دهد و باز شدن طبیعی کیسه های هوایی را آسان می کند.

34)          سورفاکتانت در اواخر دوره ی جنینی ساخته می شود و به همین دلیل ، بعضی از نوزادان زودرس که مقدار سورفامتانت در آنها به مقدار کافی ساخته نمی شود ، به زحمت نفس می کشند.

35)          اگر در جدار قفسه ی سینه شکافی ایجاد شود ، شش ها بر روی هم جمع می شوند و هوا به درون حفره ی سینه مکیده می شود. دلیل این امر اشکال در پرده ی جنب است که همیشه فشار هوای داخل شش ها را کمتر از هوای بیرون از بدن نگه می دارد.

36)          هر یک از ما در هر دم و بازدم عادی حدود 500 میلی لیتر (نیم لیتر) هوا را جابجا می کنیم ، که به این میزان هوا ، هوای جاری گفته می شود.

37)          نزدیک به هوای جاری دمی به شش ها می رسد و بقیه ی آن در مجاری تنفسی باقی می ماند که به آن هوای مرده گفته می شود.( 150 سی سی )

38)          پس از یک دم معمولی ، می توان با یک دم عمیق ، حجم بیشتری از هوا را وارد شش ها کرد که به آن هوای ذخیره ی دمی یا هوای مکمل گفته می شود.

39)          پس از هر بازدم معمولی ، با یک بازدم عمیق میتوان هوای بیشتری را از ششها خارج کرد که به آن هوای ذخیره ی بازدمی گفته می شود.

40)          به مجموع هوایی که فرد پس از یک دم عمیق ، طی یک بازدم عمیق بیرون می دهد ، ظرفیت حیاتی گفته می شود.

41)          پس از حداکثر بازدم ، هنوز مقداری هوا درون شش ها باقی می ماند که به آن هوای باقی مانده گفته میشود.

42)          اگر حجم هوای جاری را در تعداد تنفس در یک دقیقه ضرب کنیم ، حجم تنفسی در دقیقه به دست می آید.

43)          هموگلوبین برای انتقال گازهای تنفسی در خون به کار می رود.

44)          97% اکسیژن به وسیله ی هموگلوبین و 3% آن به صورت محلول درپلاسما در خون جابجا شده و به بافت ها می رسد.

45)          عامل اصلی ترکیب اکسیژن با هموگلوبین در شش ها  و یا جدا شدن آن ها از همدیگر در کنار بافت ها ، فشار اکسیژن است.

46)          فشار اکسیژن در کیسه های هوایی شش ها 104 میلی متر جیوه است که در این حالت هموگلوبین 97% توان خود اکسیژن می گیرد.

47)          در خون سیاهرگی هموگلوبین هنوز حدود 78% توسط اکسیژن اشباع است . ( یعنی در بافت ها 19% ظرفیت هموگلوبین ، اکسیژن آزاد شده است.)

48)          گازی به نام CO (مونواکسید کربن) میل ترکیبی شدیدی با هموگلوبین دارد ( 200 برابر میل ترکیبی اکسیژن با هموگلوبین) و مانع ترکیب اکسیژن با هموگلوبین می شود و در نتیجه باعث مسمومیت و مرگ می شود.( پدیده ی گازگرفتگی)

49)           70% دی اکسید کربن به صورت یون بی کربنات به شش ها منتقل می شود.

50)          23% دیگر از CO2 بافت ها به صورت مستقیم با هموگلوبین ترکیب و جابجا می شود.

51)           7% بقیه ی CO2 به صورت محلول در پلاسما جابجا می شود.

52)           آنزیمی به نام انیدرازکربنیک که در غشای گلبول های قرمز وجود دارد ، ترکیب شدن CO2 با آب و تبدیل آن به اسیدکربنیک را آسان می کند. اسید کربنیک بعداً به یون بی کربنات تبدیل خواهد شد.

53)          هموگلوبن از دو بخش هم ( آهن دار) و گلوبین ( پروتئین ) تشکیل شده است.

54)          هر هموگلوبین دارای 4 اتم آهن است و می تواند با چهار مولکول اکسیژن ترکیب شود. همچنین هر هموگلوبین دارای چهار مولکول گلوبین می باشد.

55)         تنفس واقعی در سلول ها انجام می گیرد.

56)          منظور از تنفس واقعی ، ترکیب شدن مواد آلی با اکسیژن و اکسید شدن آنها است. ( سوختن )

57)          اختلاف فشار اکسیژن بین خون و بافت ها سبب انتشار اکسیژن به مایع بین سلولی و رسیدن آن به سلول های بافت ها می شود.

58)          انتشار CO2 بسیار سریعتر از اکسیژن است و به همین خاطر ، حتی با اختلاف فشار کم نیز به راحتی منتشر می شود.

59)           بعد از نای و نایژه ها مجاری تنفسی بیش از 20 بار به انشعابات باریک تری به نام نایژک ، تقسیم می شوند.

60)          حلقه های غضروفی زیادی که در دیواره ی نای و نایژه ها وجود دارد ، مجرای آنها را همیشه باز نگه می دارد.

61)          در بیماری آسم ، به دلیل تنگ شدن نایژک ها ، تنفس بسیار مشکل می شود.

62)          سطح داخلی دیواره ی مجرا های هوا از بینی تا نایژک های انتهایی توسط  بافت پوششی مژه داری پوشیده شده است که دارای ترشحات مخاطی چسبناک است.

63)         این بافت پوششی علاوه بر1- مرطوب کردن هوای تنفسی ، 2- ذرات ریز موجود در هوای دم را جذب می کند و سپس حرکت ضربانی مژه های آن ، ترشحات مخاطی را به سوی حلق و گلو می راند.

64)          ورود گارها و مواد خارجی به علت حساسیت زیاد نای ، نایژه و مجاری بینی باعث واکنش عطسه و یا سرفه می شود.

65)          در شروع سرفه یا عطسه ، حنجره بسته می شود و هوا را داخل شش ها محبوس می کند ، سپس با باز شدن ناگهانی حنجره ، هوا با فشار خارج می شود.

66)          تولید صدا با ارتعاش تارهای صوتی حنجره صورت می گیرد و واژه سازی با کمک لب ها و دندان  و دهان و زبان صورت می گیرد.

نكات درسي فصل ششم  كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1

67)          دلیل اینکه خون به خاطر گرانش زمین در بخش های پائین بدن جمع نمی شود عبارتند از :

a.    وجود قلب ماهیچه ای

b.   تلمبه ی ماهیچه های در حال انقباض و فشار آنها به رگ ها

c.    دریچه های لانه کبوتری که مسیر حرکت خون را به سمت قلب یک طرفه می کنند.

d.   فشار منفی ( مکش ) قفسه ی سینه در هنگام بازدم که به سیاهرگ های این ناحیه منتقل می شود

e.    فشاری که بر اثر پائین آمدن پرده ی دیافراگم که هنگام دم بر شکم وارد می شود

f.     باقی مانده ی فشار سرخرگی باعث ادامه ی جریان خون در سیاهرگ ها می شود.

68)          گاهی به علت ایستادن بیش از حد به ویژه در افرادی که ایستاده کار می کنند ، خون در رگ های پائین بدن جمع می شود. ( بیماری واریس )

دستگاه گردش مواد ، باعث گردش ترکیبات مختلف در بدن جانداران می شود.

69)       کیسه تنان دستگاه گردش خون ندارند و به جای آن آب از راه دهان وارد کیسه ی گوارشی آنها می شود و بعد از گردش و تبادل مواد از همان راه دهان از کیسه ی گوارشی خارج می شود.

70)          بدن کیسه تنان از دو یا سه لایه سلول ساخته شده است و همه ی سلول ها می توانند به صورت مستقل به تبادل مواد با محیط اطراف بپردازند.

71)     عروس دریایی نیز کیسه ی گوارشی دارد که این کیسه دارای لوله هایی است که به صورت شعاعی به یک لوله ی دایره ای دیگر متصل هستند.

72)         سلول های پوشاننده ی درون این لوله ها مژک دارند که این مژک ها با زنش خود ، آب را به جریان در می آورند.

73)       در عروس دریایی فقط سلول های جدار لوله ها با آب در تماس مستقیم هستند اما فاصله ی سایر سلول ها نیز از لوله های چندان زیاد نیست.

74)          جانورانی که بدن آنها چندین لایه ی سلولی دارد ، نیاز به دستگاه گردش مواد و مایعی به نام خون دارند .

75)         در جانوران دو نوع دستگاه گردش مواد وجود دارد 1- دستگاه گردش خون باز  و 2- دستگاه گردش خون بسته

76)          در دستگاه گردش خون باز ، خون از انتهای رگ ها خارج می شود و در میان سلول های بافت گردش می کند.

77)       در دستگاه گردش خون بسته که در مهره داران و کرم خاکی دیده می شود ، خون در هنگام گردش از رگ ها خارج نمی شود ، بلکه تبادل مواد از طریق جدار مویرگها صورت می گیرد.

78)          حشرات و خرچنگ ها دارای گردش خون از نوع باز هستند.

79)       قلب ملخ  لوله ای شکل است ، حرکت ماهیچه های بدن نیز خون را به بخش های عقبی بدن می راند. در هنگام استراحت قلب ، خون بار دیگر از طریق چند منفذ به قلب باز می گردد . هر منفذ دریچه ای دارد که هنگام انقباض قلب بسته است و از ورود خون تلمبه شده به سیاهرگ ها جلوگیری می کند.

80)      ماهی دارای قلبی دو حفره ای است که یک دهلیز و یک بطن دارد . خون از سیاهرگ وارد دهلیز می شود و سپس وارد بطن می شود. بطن خون را به درون سرخرگ ها تلمبه می کند. خون از سرخرگ به آبشش ها می رود و بعد از تبادل گازها ، از راه سرخرگ پشتی به همه ی بدن می رود و بار دیگر از راه سیاهرگ شکمی به قلب باز می گردد.

81)          آبشش در ماهی های  استخوانی دارای 4 کمان آبششی و صد ها هزار مویرگ آبششی است.

گردش خون در انسان

82)          در انسان دستگاه گردش خون شامل قلب – رگ ها ( سرخرگ – مویرگ و سیاهرگ ) و مایعی به نام خون است.

83)          قلب در انسان ، تلمبه ی مرکزی دستگاه گردش خون است و با زنش خود ، خون را به گردش در می آرود.

84)          جریان خون در ماهی ز نوع  ساده و در سایر مهره داران از جمله انسان از نوع مضاعف است.

85)          در گردش خون ساده ، خون در یک گردش کامل فقط یک بار از قلب عبور می کند ولی در گردش خون مضاعف دو بار .

86)          قلب خزندگان ، پرندگان و پستانداران دارای چهار حفره است که دوتای آنها دهلیز و دو تای دیگر بطن هستند.

87)          دهلیز ها ، حفره هایی هستند که خون را از سیاهرگ ها دریافت می کنند و به بطن ها تحویل می دهند.

88)          بطن ها ، حفره هایی هستند که خون را به درون سرخرگ ها تلمبه می کنند.

89)          سیاهرگ ، رگی است که خون را به سمت قلب می آورد و سرخرگ ، رگی است که خون را از قلب دور می کند.

90)     در انسان سمت راست قلب خون را به شش ها می فرستند و سمت چپ قلب خونی را که از شش ها آمده است به سراسر بدن می فرستد.

91)         گردش خون کامل در انسان خود شامل دو بخش است( مضاعف)  1- گردش خون کوچک یا ششی و 2- گردش خون بزرگ یا عمومی

92)          در گردش خون کوچک ، خون به شش ها فرستاده می شود و دوباره به قلب باز می گردد.

93)          در گردش خون بزرگ ، خون به همه ی بدن فرستاده می شود و دوباره به قلب باز می گردد.

94)     دیواره ی قلب از سه لایه تشکیل شده است 1- لایه داخلی یا آندوکارد 2- لایه ی میانی یا میوکارد و 3- لایه ی خارجی یا پری کارد.

a.    لایه ی داخلی پوشش حفره های دهلیز و بطن است.

b.   لایه ی میانی ماهیچه ای و ضخیم است و بخش قابل انقباض قلب می باشد.

c.    لایه ی خارجی پوشش پیوندی است که آبشامه ی قلب را می سازد.

95)          در ساختار قلب نوعی بافت ماهیچه ای تمایز یافته نیز وجود دارد که بافت گرهی خوانده می شود.

96)          بافت گرهی نوعی بافت ماهیچه ای تمایز یافته  که در تولید و هدایت تحریک های قلب نقش اساسی را دارا می باشد.

97)          میوکارد دهلیز ها و بطن ها هر کدام به صورت جداگانه و به صورت یک مجموعه تار های ماهیچه ای به هم پیوسته به انقباض در می آیند.

98)       در میوکارد قلب تارهای ماهیچه ای در هر یک از ماهیچه ها به یکدیگر متصل هستند و تحریک یک تار به راحتی از راه اتصال به تارهای دیگر انتشار می یابد.

99)     در محل ارتباط ماهیچه ی دهلیز ها به ماهیچه ی بطن ، یک بافت پیوندی عایق وجود دارد که از انتشار تحریک دهلیز ها به بطن ها جلوگیری می کند.

100)       انتشار تحریک دهلیز ها به بطن ها فقط از طریق بافت گرهی صورت می گیرد.

101)       قلب ماهیچه ای غیر ارادی و خود کار است.

102)       بافت گرهی کانون زایش تحریک و انقباض در قلب است.

103)       اعصاب قلب می توانند این انقباض ها را کند و یا تند کنند.

104)       به انقباض در آمدن ماهیچه های قلب را سیستول و بازگشت آن به حالت آرامش را دیاستول می گویند.

بافت گرهی

105)       بافت گرهی به علت نقش هدایت کننده ی خود بافت هادی نیز نامیده می شود و تحریک کننده ی میوکارد قلب است.

106)     به هنگام به وجود آمدن قلب در جنین همه ی تارهای ماهیچه ای آن قادر به انقباض ذاتی هستند ولی در پایان فقط بافت گرهی این خاصیت را حفظ می کند.

107)    بافت گرهی خود شامل سه قسمت است . ( 2 گره و 1 کلاف ) 1- گره سینوسی – دهلیزی (گره پیش آهنگ ) 2- گره دهلیزی – بطنی  3- رشته هایی در دیواره ی بین دو بطن و در میوکارد بطن ها ( کلاف بطنی )

108)       گره اول (سینوسی – دهلیزی ) ، گره پیش آهنگ نیز نامیده می شود ، چون  محل زایش تحریکات طبیعی قلب است.

109)       گره پیش آهنگ در دیواره ی پشتی دهلیز راست و زیر منفذ بزرگ سیاهرگ زبرین قرار دارد و از گره دوم بزرگتر است.

110)       تارهای ماهیچه ای گره پیش آهنگ متناوباً و به صورت خودبخودی تحریک می شوند.

111)       این تحریک ها به سایر تارهای میوکارد قلب منتقل می شود و آنها را به انقباض در می آرود.

112)       گره دهلیزی - بطنی در حدفاصل بین دهلیز ها و بطن ها و کمی متمایل به دهلیز راست قرار گرفته است.

113)       چند رشته از جنس بافت گرهی ، گره اول و دوم را به هم مربوط می سازند.

114)     تحریک گره اول در دهلیز منتشر و باعث انقباض دهلیز ها می شود. سپس تحریک به گره دوم می رسد که آن نیز تحریک را تقویت کرده و به الیاف دیواره ی بین دو بطن و کلاف بطنی می فرستد و به این ترتیب بطن ها نیز منقبض می شوند.

115)     سرعت انتشار تحریک در گره دوم و الیاف دیواره ی بین دو بطن کندتر از انتشار تحریک در کلاف بطنی است و در نتیجه تحریک به سرعت و همزمان ، ماهیچه های هر دو بطن را فرا می گیرد.

دریچه های قلب و رگ ها

116)    قلب خود دارای دو دسته دریچه است 1- دریچه های دهلیزی – بطنی در بین دهلیز ها و بطن ها 2- دریچه های سینی شکل در ابتداری سرخرگ ها

117)     دریچه های دهلیزی- بطنی خود شامل 1- دریچه ی دولختی یا میترال بین دهلیز چپ و بطن چپ 2- دریچه ی سه لختی بین دهلیز راست و بطن راست.

118)       دریچه های دهلیزی- بطنی از برگشت خون بطن ها به دهلیز ها در هنگام انقباض قلب جلوگیری می کنند.

119)       دریچه های سینی از برگشت خون سرخرگ ها به بطن ها در هنگام استراحت قلب جلوگیری می کنند.

120)       دریچه های قلب فاقد بافت ماهیچه ای هستند و به وسیله ی رشته هایی به برجستگی های ماهیچه ای دیواره ی داخلی قلب اتصال دارند.

121)       عامل باز و بسته کردن دریچه ها ، جریان خون است.

122)     در طول سیاهرگ های نواحی پائین بدن ، دریچه های لانه کبوتری وجود دارند که به صورت یک طرفه به سوی قلب باز می شوند و بازگشت خون از سیاهرگ ها به قلب را آسان می کنند.

123)       صداهای قلب را می توان به کمک گوشی طبی از سمت چپ قفسه ی سینه شنید.

124)    دو صدای اصلی از قلب قابل شنیدن است 1- صدای اول که طولانی تر و بم تر از صدای دوم است و مربوط به بسته شدن دریچه های دهلیزی – بطنی است. 2- صدای دوم که کوتاه و واضح است و مربوط به بسته شدن دریچه های سینی است.

125)       دربرخی بیماری های قلبی و نقایص مادرزادی در جدار بین دهلیز ها و بطن ها ، ممکن است صداهای غیر طبیعی و ممتدی از قلب شنیده شود.

126)       هر دوره ی کاری قلب شامل سیستول (انقباض ) و دیاستول ( استراحت) دهلیز ها و بطن ها است.

127)       هر دوره ی کار قلب شامل انقباض دهلیز ها ، انقباض بطن ها (سیستول) و استراحت عمومی قلب (دیاستول ) است.

128)       در حالت عدی بدن ، به ترتیب هر مرحله بالا ، 1/0 و 3/0 و 4/0 ثانیه طول می کشد . ( در مجموع 8/0 ثانیه)

129)    در پایان دیاستول در حدود 120 میلی لیتر خون در هر بطن جمع می شود که تقریباً 70 میلی لیتر آن در سیستول بعدی وارد سرخرگ ها می شود.

130)       به مقدار خونی که در هر ضربان قلب ، از هر بطن خارج می شود ، حجم ضربه ای گفته می شود.

131)       به حاصلضرب حجم ضربه ای در تعداد زنش ها قلب در دقیقه ، برون ده قلب گفته می شود.

132)       ثبت حرکات مکانیکی و تغییرات فشار درون حفره های قلب را کاردیو گرافی گویند و منحنی ثبت شده را کاردیوگرام می نامند.

133)       قلب در هر انقباض پدیده الکتریکی کلی نیز تولید می کند که با توجه به هادی بودن بافت های بدن تا سطح پوست منتشر می شوند.

134)       ثبت پدیده های الکتریک قلب در هر زنش الکتروکاردیوگرافی و منحنی ثبت شده را الکتروکاردیوگرام ( نوار قلب ) می نامند.

135)     برای الکتروکاردیوگرافی ، الکترود های دستگاه الکتروکاردیوگراف را بر روی پوست قرار می دهند و جریان الکتریکی قلب به وسیله ی دستگاه تقویت شده و به صورت منحنی روی کاغذ رسم و یا صفحه ی نمایش نمایان می شود.

136)       منحنی را می توان ار جلو قفسه ی سینه و یا از اندام ها ( دست ها و پای چپ ) ثبت کرد.

137)       در یک منحنی عادی الکتروکاردیوگرام ، سه موج ثبت می شود که با حروف T , QRS , P نشان داده می شوند.

138)       موج P کمی قبل از انقباض دهلیز ها ایجاد می شود.

139)       موج QRS مربوط به کمی قبل از انقباض بطن ها است.

140)       موج T  مربوط به کمی قبل از پایان انقباض بطن ها و بازگشت آنها به حالت آرامش است.

141)       شکل منحنی الگتروکاردیوگرام در کتاب نشان داده شده است و مهم است.

142)       در بیماری های قلبی تغییراتی در این منحنی ها ( الکتروکاردیوگرام و کاردیوگرام ) پدیدار می شود که در پزشکی دارای اهمیت است.

143)       تغییرات ممکن است در شکل منحنی ، ارتفاع آن و یا زمان بخش های مختلف پدیدار شود.

144)       در بزرگ شدن قلب در مواردی مثل افزایش فشار خون مزمن و تنگی دریچه ها ، ارتفاع موج QRS افزایش می یابد.

145)       آنفارکتوس قلب که ناشی از نرسیدن خون به میوکارد است ، موجب کاهش ارتفاع موج QRS می شود.

146)       اگر تحریک ایجاد شده در گره پیش آهنگ ، کندتر از حالت عادی به سوی بطن ها هدایت شود ، فاصله ی P تا Q افزایش می یابد.

147)    در هر دو گردش خون ( بزرگ و کوچک ) ، رگ ها شامل سرخرگ های بزرگ¹  سرخرگ های کوچک ¹  مویرگ ها ¹  سیاهرگ های کوچک ¹  و سرانجام سیاهرگ های بزرگ می باشد.

148)       به خاطر داشتن قطر زیاد و مقاومت کم سیاهرگ ها ، بیشترین مقدار خون بدن در سیاهرگ ها است

149)     سرخرگ ها به خاطر داشتن دیواره ی قابل ارتجاع ، بخشی از انرژی سیستول قلب را ذخیره کرده و در دیاستول به خون بر می گردانند و به این ترتیب باعث پیوستگی خون در رگ ها می شوند.

150)       دیواره ی مویرگ ها فقط از یک ردیف سلول پوششی سنگفرشی ساخته شده است که برای تبادل مواد با بافت ها مناسب است.

151)     تعداد زیاد گلبول های قرمز و پروتئین های پلاسما و همچنین کمی قطر رگ ها باعث ایجاد مقاومت می شود که در نتیجه ی آن حرکت خون در رگ ها به فشار زیادی نیاز پیدا می کند.

152)       سرعت حرکت خون دروسط رگ ها بیش از کناره های آن است.

153)       سرعت متوسط خون در آئورت (بزرگترین سرخرگ بدن) ازرگ های دیگر بیشتر است و درانسان بین 30 تا 40 سانتی متر بر ثانیه است.

154)    سرخرگ های کوچک در دیواره ی خود ماهیچه های صاف حلقوی فراوانی دارند و به همین دلیل مهمترین نقش را در تغییر مقدار خون بافت ها بر عهده دارند.

155)     این ماهیچه های صاف بر اثر تحریک مواد شیمیایی و یا تحریک عصبی به سرعت به انقباض در می آیند و قطر رگ را کم و یا زیاد می کنند.

156)     هر چه بافت و اندامی فعالیت و متابولیسم شدید تری داشته باشد ، خون بیشتری را به سوی خود می کشد زیرا تغییرات حاصل ار متابولیسم مانند کاهش اکسیژن و افزایش دی اکسید کربن و گرما مستقیماً بر دیواره ی رگ ها اثر می کند و باعث گشاد شدن رگ ها می شود.

157)       فقط واکنش رگ های دیواره ی کیسه های هوایی شش ها در برابر کمبود اکسیژن با نواحی دیگر بدن متفاوت است.

فشار خون سرخرگی

158)       فشار خون در سرخرگ ها بین دو حد ، یعنی حداقل و حداکثر ، نوسان می کند.

159)       فشار خون در سرخرگ ها به علت خاصیت ارتجاعی دیواره ی آنها هیچ گاه به صفر نمی رسد.

160)       فشار خون در مسیر گردش خون به تدریج پائین می آید.

161)       در انسان به علت وضعیت قائم و ایستاده ، فشار خون سرخرگی نسبتاً بالا است و خون رسانی به مغز را در حالت ایستاده تأمین می کند.

گردش خون در مویرگ ها

162)       مویرگ ها امکان تبادل مواد بین خون و مایع میان بافتی را فراهم می کنند.

163)       دیواره ی مویرگ ها از یک ردیف سلول ساخته شده و نفوذپپذیری آن زیاد است.

164)     در ابتدای هر مویرگ یک ماهیچه ی صاف حلقوی وجود دارد که به صورت یک دریچه عمل می کند و با انقباض و انبساط خود ، دهانه ی مویرگ را بسته یا باز نگه می دارد.

165)       به دلیل بالا ، در اغلب بافت ها در هر لحظه فقط تعدادی از مویرگ ها باز هستند.

166)     اغلب مویرگ ها در دیواره ی خود منافذ زیادی دارند که باعث افزایش نفوذپذیری آنها می شود و از این منافذ علاوه بر آب و گازهای تنفسی مواد غذایی ساده و مولکول های ریز عبور می کنند.

167)       گلبول های قرمز و پروتئین های درشت خون نمی توانند از این منافذ بگذرند.

168)       دو نیروی فشار تراوشی و تفاوت فشار اسمزی در تولید و گردش و بازگشت مایع بین سلولی شرکت دارند و با یکدیگر مقابله می کنند.

169)       فشار تراوشی نتیجه ی فشار خون است که در جهت بیرون راندن مواد از مویرگ ها اثر می کند.

170)     تفاوت فشار اسمزی بین پلاسمای درون مویرگ ها و مایع بین سلولی است و در جهت عکس فشار تراوشی عمل می کند. ( بارگرداندن مواد به مویرگ ها)

171)       فشار اسمزی پروتئین های پلاسمای خون بیش از پروتئین های مایع میان بافتی است.

172)       در ابتدای مویرگ فشار تراوشی بیش از فشار اسمزی خون است ولی در انتهای مویرگ بر عکس است.

173)     در انتهای مویرگ حدود 90 درصد حجم مایع ترواش شده بازگردانده می شود و 10 درصد باقی مانده از طریق رگ های لنفی به گردش خون سیاهرگی بازگردانده می شود.

174)       به افزایش مایع میان بافتی خیز یا ادم گفته میشود.

175)       دلایل خیز یا ادم عبارتند از :

a.    کمبود پروتئین در خون.

b.    افزایش فشار خون درون سیاهرگ ها .

c.   بسته شدن رگ های لنفی .

d.    آسیب دیواره ی مویرگ ها .

e.    افزایش سدیم بدن .

176)       مویرگ های مغز نسبت به سایر مویرگ های بدن نفوذپذیری کمتری دارند.

گردش خون در سیاهرگ ها

177)       سیاهرگ ها بیشترین مقدار خون بدن را در خود جای می دهند.

178)       قطر سیاهرگ ها بیشتر از سرخرگ ها و مقاومت دیواره ی آنها کمتر است.

179)     باقی مانده ی فشار سرخرگی باعث ادامه ی جریان خون در سیاهرگ ها می شود.همچنین فشار منفی ( مکش ) قفسه ی سینه که به سیاهرگ های این ناحیه منتقل می شود و فشاری که بر اثر پائین آمدن پرده ی دیافراگم که هنگام دم بر شکم وارد می شود و همچنین حرکات موزون ماهیچه ها که به سیاهرگ های اطراف خود اثر می گذارند و همچنین وجود دریچه های لانه کبوتری در اغلب سیاهرگ ها که به سوی قلب باز می شوند ، حرکت خون به سمت قلب را آسان کرده و اثر نامساعد نیروی گرانش زمین را بر گردش خون سیاهرگ ها کاهش می دهند.

خون

180)       خون دارای وظایف متعددی است از جمله :

a.    ایجاد ارتباط شیمیایی بین سلول های بدن.

b.   انتقال مواد غذایی و گازهای تنفسی و هورمون ها .

c.   تنظیم دمای بدن.

d.   ایمنی و دفاع بدن .

181)     در جانورانی که گردش خون بسته دارند بخش از پلاسمای خون از دیواره ی مویرگ ها به فضای بین سلولی نفوذ می کند و مایع میان بافتی را می سازد که پس از تبادل مواد با سلول ها دوباره به سیاهرگ ها بازگردانده می شود.

182)     در جانورانی که گردش خون باز دارند در بین سرخرگ ها و سیاهرگ ها شبکه ی مویرگی کاملی وجود ندارد و خون مستقیماً به فضای بین سلولی وارد می شود و در مجاورت سلول ها قرار می گیرد.

183)       در گردش خون باز ، به این مایع مجاور سلول ها همولنف گفته می شود و نقش خون ، مایع میان بافتی و لنف را داراست.

184)       در خون سه  نوع سلول اصلی وجود دارد 1- گلبول های قرمز 2- گلبول های سفید و 3- پلاکت ها

185)       سلول های خون در مایعی به نام پلاسما شناور هستند.

186)       در انسان بالغ خون در حدود 8 درصد کل وزن بدن را تشکیل می دهد. ( حدود 5 لیتر)

187)       55 درصد خون را پلاسما و 45 درصد آن را سلول های خونی تشکیل میدهند.

188)       نسبت درصد حجم سلول های خون به کل حجم خون هماتوکریت نام دارد .

گلبول های قرمز ( ارتروسیت ها )

189)     این سلول ها در انسان و بسیاری دیگر از جانوران بدون هسته هستند و تقریباً همه ی اجزای سلولی خود را از دست داده اند و از ماده ای به نام هموگلوبین پر شده اند.

190)     گلبول های قرمز در دو طرف مقعر (فرورفته) هستند و شکل خاص آنها موجب می شود تا بتوانند تغییر شکل دهند و از مویرگ هایی که در برخی نواحی بدن از اندازه ی گلبول ها نیز کوچکترند ، عبور کنند.

191)       برخی از گلبول های پیر در اثر عبور از این مویر گهای بسیار باریک آسیب می بینند و از بین می روند.

192)       در ارتفاعات که فشار هوا کم تر است بر تعداد گلبول های قرمز افزوده می شود.

193)       گلبول های قرمز علاوه بر حمل اکسیژن ، نقش مختصری نیز در جابجایی دی اکسید کربن دارند.

194)     گلبول های قرمز مقدار زیادی آنزیم انیدرازکربنیک در غشای خود دارند که به ترکیب آب و دی اکسید کربن کمک می کند و در جابجایی CO2 نقش بسیار مهمی دارد.

زایش گلوبول های قرمز

195)     تولید گلبول قرمز

a.    در دوره ی جنینی ابتدا در کیسه ی زرده

b.    سپس در کبد و طحال  و گره های لنفی و مغز استخوان ساخته می شوند

c.     .سپس مغز قرمز استخوان های پهن و دراز تا 5 سالگی همچنان به تولید گلوبول های قرمز ادامه می دهند

d.    و از 5 سالگی به بعد ، گلبول های قرمز فقط در مغز قرمز استخوان های پهن و بخش کوچکی از استخوان های دراز متصل به تنه ادامه می یابد.

196)    عامل تنظیم کننده ی تولید گلبول های قرمز ماده ای به نام اریتروپوئیتین است که بر اثر کاهش اکسیژن رسانی به بافت ها از کلیه ها و کبد تولید می شود و بر سلول های زاینده ی مغز قرمز استخوان اثر می کند و تولید گلبول های قرمز را افزایش می دهد.

197)       برای تولید گلبول های قرمز ویتامین های B12 و اسید فولیک ضرورت دارد .

198)   دیواره ی معده با ترشح گلیکوپروتئینی به نام فاکتور داخلی معده از تخریب ویتامین B12 در اثر آنزیم های معده جلوگیری می کند به همین دلیل آسیب مخاط معده باعث کم خونی وخیم می شود.

199)     برای ساخت هموگلوبین نیاز به آهن است . در بدن یک فرد بالغ و یالم حدود 4 گرم آهن وجود دارد که بخش اصلی آن در هموگلوبین و میوگلوبین ماهیچه ها است.

200)       کمبود آهن باعث کوچک شدن گلبول های قرمز و کاهش هموگلوبین آنها می شود .

201)       هر مولکول هموگلوبین دارای یک بخش پروتئینی به نام گلوبین و یک بخش آهن دار به نام هم است.

مرگ گلوبول های قرمز

202)       عمر گلبول های قرمز محدود و در حدود 120 روز است.

203)     با افزایش سن ، مقدار آنزیم های گلبول قرمز کم و غشای آن شکننده می شود.

204)       این گلبول های پیر در هنگام عبور از مویرگ های بسیار باریک کبد و طحال آسیب می بینند و از بین می روند.

205)     هموگلوبن آزاد شده از تخریب گلبول قرمز به وسیله ی ماکروفاژها تجزیه و آهن آن بار دیگر به مغز استخوان انتقال مییابد و برای ساخته شدن گلبول ها دوباره به کار می رود. گلوبین آزاد شده وارد چرخه متابولیکی ( سوخت و ساز ) پروتئین ها می شود و ازتجزیه آن در کبد ، مواد رنگی صفرا (بیلی روبین و بیلی وردین)به وجود می آیند.

206)       کاهش تعداد گلبول های قرمز و نیز کاهش مقدار هموگلوبین گلبول ها را آنمی می گویند.

207)       آنمی ممکن است به دلیل از دست دادن خون بدن و یا کمبود آهن به وجود آید.

208)       افزایش بیش از حد گلبول های قرمز ، پلی سیتمی (پر خونی) نام دارد.

209)       پلی سیتمی ممکن است در اثر کمبود اکسیژن بافت ها و یا پرکاری غیر طبیعی مغز استخوان به وجود آید.

گلبول های سفید

210)       تعداد تقریبی گلبول های سفید خون 7000 در هر میلی متر مکعب خون است.

211)       گلبول های سفید خود دو دسته اند:  1- گرانولوسیت ها و 2- آگرانولوسیت ها

212)     گرانولوسیت ها خود شامل سه گروهند:  1- نوتروفیل ها 2- بازوفیل ها  و 3- ائوزینوفیل ها

213)       آگرانولوسیت ها خود دو دسته اند:  1- انفوسیت ها 2- مونوسیت ها

214)       طول عمر گلبول های سفید از چند ساعت تا چند هفته بیشتر نیست.

215)       مونوسیت ها یی که در بافت ها به ماکروفاژ تبدیل می شوند می توانند تا بیش از یک سال زنده بمانند.

216)       گرانولوسیت ها ، مونوسیت ها و تعداد کمی از لنفوست ها در مغز قرمز استخوان ساخته می شوند.

217)       بیشتر لنفوسیت ها به وسیله ی بافت لنفی به وجود می آیند.

218)       مهمترین اعمال گلبول های سفید عبارتند از :

a.   نوتروفیل ها تحرک زیادی دارند و با خاصیت تاکتیسم شیمیایی به سوی ذرا ت خارجی یا بافت های در حال تخریب کشیده می شوند و ذرات بیگانه و مهاجم را می خورند و ازبین میبرند . ( فاگوسیتوز می کنند)

b.  ائوزینوفیل ها از نظر ظاهر شبیه به نوتروفیل ها هستند ولی قدرت بیگانه خواری آنها کمتر است. این سلول ها در عفونت های انگلی افزایش می یابند و با ترشح موادی میتوانند بسیاری از انگل ها را نابود کنند. همچنین در حساسیت ها (آلرژی ها ) نیز تعداد ائوزینوفیل ها افزایش می یابد.

c.   بازوفیل ها دو ماده ی هپارین و هیستامین را ترشح می کنند. هپارین یک ماده ی ضد انعقاد خون است و هیستامین یک ماده ی گشاد کننده ی رگ ها است.

d.  مونوسیت ها به همراه نوتروفیل ها با حمله به باکتری ها ، ویروس ها و ذرات خارجی که به بدن وارد شده اند ، آنها را می خورند و از بین می برند.

e.   مونوسیت ها با خارج شدن از خون و ورود به بافت های بدن به صورت سلول های درشتی به قطر 80 میکرون به نام ماکروفاژ در می آیند . ماکروفاژها با داشتن لیزوزوم های فراوان در مبارزه با عوامل بیماری زا نقش مهمی دارند و آنها را فاکوسیتوز کرده و گوارش می دهند.

ایمنی و آلرژی

219)       به چگونگی مقابله ی بدن با باکتری ها و ذرات خارجی مهاجم ایمنی گفته می شود.

220)       ایمنی خود به دو صورت است 1- ذاتی 2- اکتسابی

221)     ایمنی ذاتی نتیجه ی وجود ساختار های پوست ، گلبول های سفید بیگانه خوار و ترشح شیره ی معده و ... است که از ورود عوامل بیگانه جلوگیری می کنند و موجودات زنده ی بلعیده شده با مواد غذایی را تخریب می کنند و یا با فاگوسیتوز ، آنها را از بین می برند.

222)       برخی پادتن های پلاسمای خون نیز باعث ایمنی ذاتی آن گونه از جاندار نسبت به تعدادی از بیماری ها می شوند.

223)     ایمنی اکتسابی از یک سو نتیجه ی ساخته شدن پادتن ها و از سوی دیگر بر اثر حساس شدن لنفوسیت ها نسبت به یک ماده ی خارجی ایجاد می شود.

224)       هر نوع ماده ای که باعث ایجاد پاسخ ایمنی شود آنتی ژن نامیده می شود.

225)     بدن بر ضد هر نوع آنتی ژن ، پادتن اختصاصی آن را که از جنس گاماگلوبولین است می سازد که این پادتن ، آنتی ژن را خنثی کرده و ازبین می برد.

226)     گاهی در اثر پیری یا یا برخی بیماری ها ، لنفوست ها نسبت به بعضی بافت های بدن حساسیت پیدا کرده و پادتن هایی در برابر آنها تولید می کنند که باعث تخریب بافت می شود.  به این حالت اختلال خود ایمنی گفته می شود.

227)       نمونه ی اختلالات خود ایمنی ، بیماری های رماتیسم قلبی و میاستنی گراویس ( نوعی بیماری خطرناک ماهیچه ای) است.

228)     در آلرژی ، لنفوست های حساس شده ، پادتن هایی تولید می کنند که باعث عوارضی مثل لکه های پوستی و واکنش های قلبی و تنفسی و غیره می شود.

229)       نمونه های آلرژی حساسیت به سم گزنه ، تب یونجه ، آسم و کهیر هستند.

گروه های خونی

230)       گروه های خونی وابسته به نوع آنتی ژنی است که بر روی گلبول های قرمز فرد وجود دارد.

231)       بر روی گلبول های قرمز هر فرد ممکن است سه آنتی ژن  A , B , RH  وجود داشته باشد که بر همین اساس گرو های خونی مشخص می شوند.

232)     به آنتی ژن RH ، آنتی ژن رزوس نیز گفته می شود و اگر این آنتی ژن برروی گلبول های قرمز فردی وجود داشته باشد گروه خونی او مثبت و در غیر اینصورت منفی خواهد بود.

233)     فرد دارای RH منفی نمی تواند از فرد دارای RH مثبت خون دریافت کند. چون در خون فرد گیرنده پادتن ضد RH تولید شده و در تزریق دوم واکنش شدیدی در بدن فرد گیرنده ایجاد می شود.

234)    در بارداری هایی که خون مادر RH منفی و خون جنین RH مثبت است ، به علت ورود مقداری آنتی ژن RH از خون جنینی به بدن مادر پادتن های ضد RH در خون مادر به وجود می آیند که می توانند در حاملگی دوم از جفت عبور کرده و موجب رسوب گلبول های قرمز خون جنینی شوند و باعث کم خونی جنینی شوند.

انعقاد خون

235)       برای جلوگیری از خون ریزی در محل زخم تغییراتی صورت می گیرد که اگر پارگی زیاد نباشد موجب بسته شدن محل زخم میشوند.

236)    انقباض ماهیچه های صاف دیواره ی رگ در محل بریدگی ، آماس و به هم چسبیدن پلاکت ها در محل زخم و بالاخره لخته شدن خون در مجموع باعث بند آمدن خون ریزی می شوند.

237)     در انعقاد خون فیبرینوژن محلول در خون به صورت رشته های نامحلول فیبرین در می آیند و در محل زخم با جمع کردن گلبول های قرمز ، لخته می سازند.

238)       مراحل انعقاد خون عیارتند از :

a.     بافت های آسیب دیده و یا پلاکت های حساس شده ماده ای به نام ترومبوپلاستین تولید می کنند.

b.   ترومبوپلاستین با کمک کلسیم باعث تبدیل ماده ای به نام پروترومبین به ترومبین در خون می شود.

c.    ترمبین باعث تبدیل شدن فیبرینوژن به رشته های فیبرین در خون می شود.

d.  رشته های فیبرین در محل زخم مانند یک تور قرار می گیرند و با به دام افتادن گلبول های قرمز در این تور لخته تشکیل شده و مسیر خروج خون بسته می شود.

239)       وجود ویتامین K و کلسیم برای روند انعقاد خون لازم است.

دستگاه لنفی

240)       دستگاه لنفی به گردش خون و نیز به ایمنی کمک می کند.

241)       مایعی که در رگ های لنفی جریان می یابد لنف نام دارد که مایعی بی رنگ است.

242)       رگ های لنفی در همه جای بدن وجود دارند و شبکه ای به نام دستگاه لنفی را می سازند.

243)       لنف سرانجام به یکی از سیاهرگ های بزرگ بدن می ریزد و به این طریق وارد گردش خون می شود.

244)       در رگ های لنفی دریچه هایی وجود دارد که از بازگشت لنف جلوگیری می کنند.

245)       در مسیر رگ های لنفی برآمدگی هایی وجود دارد که گره لنفی نامیده می شوند.

246)       گره های لنفی حالت اسفنجی دارند و لنف در میان حفره ها و مجاری آن جاری می شود و میکروب ها و ذرات درشت خود را در آن بر جای می گذارد .

247)       ماکروفاژها در گره های لنفی حضور دارند و با عوامل بیگانه مبارزه می کنند.

248)       تورم گره های لنفی در محل چانه و گردن نشانه ی مبارزه ی سیستم ایمنی بدن با میکروب ها در اگره های لنفی این محل ها است.

249)       گره های لنفی غده محسوب نمی شوند چون ترشحی ندارند.

250)       گره های لنفی در اطراف گردن ، زیر بغل و کشاله ی ران فراوان تر هستند.

251)       لوزه های حلقی و لوزه ی سوم (آدنوئید ) و سایر لوزه ها نیز ساختار لنفی دارند.

انتقال مواد در گیاهان

1)              ریشه، گیاه را در خاک نگه می دارد ، اما نقش اصلی ریشه جذب آب و مواد معدنی محلول از خاک است.

2)              در نزدیکی رأس ریشه تارهای کشنده از روپوست ایجاد می شوند.

3)              تارهای کشنده فقط در منطقه ی کوچکی از ریشه قابل مشاهده هستند.

4)              تارهای کشنده در اصل سلول های روپوستی طویل شده ای هستند که سطح وسیعی را برای جذب فراهم می کنند. ( افزایش سطح جذب)

5)              درون پوست (آندودرم) ، درونی ترین لایه ی پوست را تشکیل می دهد.

6)              سلول های درون پوست دارای یک لایه ی مومی به نام سوبرین (چوب پنبه ) در اطراف خود هستند.

7)              این لایه ی چوب پنبه ای که آندودرمین نیز نام دارد ، نوارکاسپاری را تشکیل می دهد.

8)         سوبرین نسبت به آب نفوذ ناپذیر است در نتیجه درسلول های  درون پوست در محل هایی که سوبرین وجود دارد نسبت به آب نفوذ ناپذیر است.

9)              وجود نوار کاسپاری در حرکت آب و یون های معدنی در عرض ریشه بسیار مهم است. ( کنترل و هدایت )

10)          در ریشه ی برخی گیاهان ، چند لایه ی سطحی پوست به صورت برون پوست یا اگزودرم تمایز پیدا می کنند.

11)          در دیواره های جانبی سلول های برون پوست نیز نوار کاسپاری وجود دارد که کنترل ورود یون های معدنی را دو چندان می کند.

12)     گیاهان به چند دلیل اصلی نیاز به آب دارند : 1- برای فتوسنتز و 2- نیز حفظ شادابی (آماس) سلولی  3- ترابری نمک های معدنی و مواد محلول.

13)          آب توسط ریشه از خاک و طی فرآیند اسمز جذب تارهای کشنده می شود.

14)          حرکت آب از تارهای کشنده تا آندودرم به خاطر شیب پتانسیل آب است .

15)          آب همیشه از جایی که پتانسیل آب آن بیشتر است به جایی که پتانسیل آب آن کمتر است حرکت می کند.

16)       آب در آوند های چوبی به طور مداوم به سمت بالا حرکت می کند و آب سلول های مجاور آوند جانشین آبی می شود که به بالاتر سعود کرده است. در نتیجه پتانسیل آب سلول های نزدیک تر به آوند های چوبی ، کمتر از سلول های دورتر است.

17)          دو راه عبور آب در عرض ریشه عبارتند از 1- مسیر پروتوپلاستی   2- مسیر غیر پروتوپلاستی

18)       در مسیر پروتوپلاستی آب از طریق دیواره و غشا وارد سلول تار کشنده می شود و سپس از طریق پلاسمودسم ها به سلول های مجاور وارد می شود.

19)       در مسیر غیر پروتوپلاستی ، مولکول های آب در عرض ریشه از طریق دیواره های سلولی و فضای برون سلولی بین سلول ها حرکت می کنند.

20)          یون های معدنی محلول در آب نیز می توانند از مسیر غیر پروتوپلاستی حرکت کنند.

21)          در آندودرم به خاطر وجود نوار کاسپاری آب فقط از مسیر پروتوپلاستی عبور می کند .

22)          به نظر می رسد که نوار کاسپاری ، راهی برای کنترل ورود آب و یون هایی معدنی به درون آوند چوبی فراهم می کند.

حرکت آب در داخل گیاه

23)          حرکت آب در آوند های چوبی وابسته به تعرق است .

24)          تعرق یعنی خروج آب به صورت بخار از سطح گیاه که بیشتر توسط برگ ها انجام می شود.

25)       قسمت اعظم تعرق از طریق روزنه های برگ انجام می شود . همچنین مقدار کمی تعرق از راه پوستک (کوتیکول ) و عدسک ها نیر صورت می گیرد.

کشیده شدن آب از بالا

26)       تعرق باعث ایجاد یک نوعی فشار منفی ( مکش ) در برگ ها می شود چون به محض خروج بخار آب از هر سلول ، این سلول به روش اسمز مقداری آب از سلول مجاور جذب می کند و به همین صورت تا آوند چوبی که در نتیجه در آوند چوبی نوعی مکش در ستون آب ایجاد می شود. به این پدیده کشش تعرقی گفته می شود.

27)          کشش تعرقی یعنی کشیده شدن آب در گیاه به سمت بالا به علت پیده ی تعرق در برگ ها .

28)       چسبندگی زیاد مولکول های آب به یکدیگر و همچنین چسبندگی این مولکول ها به دیواره ی اوند چوبی ، باعث می شود که ستون آب درون آوند های چوبی پیوسته باشد و احتمال گسستگی (حباب دار شدن) کاهش یابد.

29)       حرکت آب در داخل گیاه را نظریه ی هم چسبی – کشش تفسیر می کند . یعنی حرکت آب در داخل گیاه یکی به خاطر کشش تعرقی و دیگری به خاطر هم چسبی مولکول های آب درون آوند ها است.

30)          به چسبندگی مولکلو های آب به دیواره ی اوند های چوبی ، دگر چسبی گفته می شود.

رانده شدن آب از پائین

31)          در زیر درون پوست لایه ای به نام دایره ی محیطیه ( پریسیکل) قرار دارد .

32)       در لایه ی دایره ی محیطیه ، یون های محلول در آب به صورت فعال و با صرف انرژی توسط سلول های این لایه به درون آوند های چوبی رانده می شوند.

33)          ورود یون ها به آوند چوبی باعث کاهش پتانسیل آب آوند چوبی شده و به ورود آب به آوند های چوبی طبق اسمز کمک می کند.

34)          پتانسیل آب کمتر یعنی فشار اسمزی بیشتر .

سلول های نگهبان و تعرق

35)          روزنه ها در همه ی بخش های هوایی و جوان گیاه وجود دارند.

36)          تعداد روزنه ها در برگ و بخصوص در سطح روپوست پائینی برگ بیشتر از سایر بخش های گیاه است.

37)          روزنه ها در تماس با فضای اسفنجی میانبرگ هستند که این فضا پر از هوای مرطوب است.

38)          در اصل هر روزنه را دو سلول لوبیایی شکل نگهبان روزنه می سازند.

39)          روزنه در اثر تغییرات فشار آب سلول های نگهبان روزنه باز و بسته می شود.

40)       اگر سلول های نگهبان روزنه آب جذب کرده و متورم شوند ( تورژسانس) باعث باز شدن روزنه خواهند شد و بر عکس اگر دچار پلاسمولیز و کاهش فشار آب شوند ، روزنه بسته خواهد شد.

41)          سلول های لوبیایی شکل نگهبان روزنه در هنگام افزایش فشار آب به دو دلیل  خمیده می شوند :

 1- تفاوت ضخامت دیواره ی داخلی و خارجی

 2- جهت گیری رشته های سلولزی دیواره ها

42)       ضخامت دیواره ی داخلی نسبت به دیواره ی خارجی بیشتر است در نتیجه در هنگام تورم ، دیواره ی خارجی بسیار بیشتر افزایش طول می یابد..

43)          جهت گیری رشته های سلولزی به صورت شعاعی باعث می شود که در هنگام تورم سلول ، سلول فقط در جهت طولی افزایش یابد.

44)          گیاه برای کاهش تعرق دارای سازش های زیر است :

1- قرار گرفتن روزنه ها در زیر برگ

 2- داشتن روزنه های فرورفته

 3- کاهش تعداد روزنه ها در مناطق خشک و سرد ( درخت کاج ) و یا گرم ( تیره ی کاکتوس)

 4- داشتن کرک روی برگ

 5- بستن روزنه ها در روز و باز کردن آنها در شب در تیره ی گل ناز

6- بستن روزنه ها در هوای بسیار گرم و یا هوای خیلی خشک

7- بستن روزنه ها در هنگام کم آبی

حباب های هوا و پیوستگی شیره ی خام در آوندها

45)          شیره ی خام در درون خود دارای گاز های محلول است که ممکن است در شرایطی در آوند چوبی تشکیل حباب دهند.

46)          حباب های هوا می توانند در جریان و حرکت شیره ی خام اختلال ایجاد کنند.

47)          دلایل حباب دار شدن آوند های چوبی عبارتند از :

1.        انجماد ، چون هوا در یخ حل نمی شود.

2.        کاهش فشار ریشه ای

3.        تعرق شدید

4.        نیش حشرات

5.        شکستگی شاخه

48)          به دلیل ساختار خاص لان های دیواره ی آوند های چوبی و تراکئید ها ، حباب ها نمی توانند به آوند ها و تراکئید های مجاور منتشر شوند.

49)        در صورت حباب دار شدگی ، جریان شیره ی خام متوقف نمی شود و از طریق لان ها با آوند ها و تراکئید های مجاور رفته و جریان ادامه می یابد.

50)       در صورتی که به خاطر فشار زیاد شیره ی خام ، حباب هوا ، از یک آوند یا تراکئید به آوند ها و تراکئید های مجاور منتشر شود ، به این حالت بذر افشانی هوا گفته می شود.

حرکت مواد آلی در گیاهان

51)          مواد آلی در گیاهان در درون آوند های آبکشی حرکت می کنند.

52)          بخشی از گیاه که ترکیبات آلی مورد نیاز بخش های دیگر گیاه در آنجا تأمین می شود ، منبع نام دارد. مثل برگ ها

53)          بخشی از گیاه که ترکیبات آلی به آنجا هدایت و سپس مصرف ، یا ذخیره می شوند ، محل مصرف می نامند. مثل ریشه ها .

54)          بافت ذخیره ای در هنگام دریافت مواد آلی ، محل مصرف و در هنگام صدور مواد آلی محل منبع می باشد.

55)          حرکت ترکیبات آلی درون گیاه ، از محل منبع به محل مصرف ، جابجایی نام دارد.

56)          به سه دلیل حرکت مواد آلی نسبت به آب  پیچیده تر است:

 1- آب در سلول های توخالی آوند های چوبی به صورت آزاد حرکت می کند ولی مواد آلی باید از طریق سیتوپلاسم سلول های زنده ی آوند های آبکشی عبور کنند.

 2- آب در آوند های چوبی فقط به سمت بالا حرکت می کند ( یک طرفه ) . ولی مواد آلی در همه ی جهت ها در گیاه حرکت دارند.

 3- آب می تواند از طریق غشاهای سلولی نیز منتشر شود ولی ترکیبات آلی اینطور نیستند.

57)          برای توجیه حرکت مواد آلی در گیاه ، ارنست مونش مدل جریان فشاری یا جریان توده ای را ارائه داد.

58)          مدل جریان توده ای 4 مرحله دارد.

1- قند تولید شده در منبع به روش انتقال فعال وارد سلول های آوند آبکشی می شود. ( بارگیری آبکشی)

 2- با افزایش غلظت قند درآوند آبکشی ، فشار اسمزی هم افزایش یافته و در نتیجه آب به روش اسمز ازآوند چوبی وارد آوند آبکشی می شود. 3- فشار در درون آوند های آبکشی بالا رفته و در نتیجه قند و سایر محتویات شیره ی پرورده به صورت جریان توده ای به حرکت در می آید. 4- در محل مصرف ، قند به روش انتقال فعال وارد محل مصرف می شود. ( باربرداری آبکشی)

59)          آزمون تجربی مدل جریان توده ای در کتاب توضیح داده می شود.

60)          مدل جریان توده ای چند مشکل دارد:

 1- سرعت حرکت مواد آلی آنقدر سریع است که با مدل همخوانی ندارد.

 2- در حالت طبیعی ماد مختلف در آوند های آبکشی سرعت های متفاوتی دارند که باز هم با مدل هم خوانی ندارد.

 3- جهت حرکت مواد در آوند های آبکشی متفاوت است که باز هم با مدل هم خوانی ندارد.

61)          سلول های همراه ، میتوکندری های زیادی دارند و انرژی لازم برای انتقال و حرکت فعال مواد آلی را در آوند های آبکشی تأمین می کنند.

شته ها

62)          یکی از راه های استخراج شیره ی پرورده ، استفاده از برخی حشرات مثل شته است.

63)       شته برای تغذیه از شیره ی پرورده ، خرطوم خود را تا محل آوند های آبکشی در پوست گیاه فرو می کند و مدت دو تا سه ساعت به همان حال باقی می ماند.

64)       برای جمع آوری شیره ی پرورده ، نخست شته را بی حس کرده و سپس خرطوم او را قطع می کنند، شیره ی پرورده از انتهای خرطوم خارج خواهد شد.

65)          می توان این شیره ی پرورده ی خارج شده را جمع آوری و ترکیبات آن را بررسی کرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

 

1)              تك سلولي ها فقط از يك سلول ساخته شده اند و كارهاي زيستي آنها درون همان يك سلول انجام مي شود.

2)              آميب آب شيرين ، جانداري تك سلولي است كه هيچ اتصال زيستي با محيط اطراف ندارد.

3)              در پيكر جانداران پر سولي ، سلول ها با همديگر داراي اتصال زيستي هستند.

4)              به جانداراني كه پيكر آنها از چندين سلول كم و بيش همانند و متصل به هم ساخته شده است ، كلني مي گويند.

5)              ولوكس و اسپيروژير دو جلبك سبز هستند كه كلني تشكيل مي دهند.

6)         ولوكس جاندار ساكن آب شيرين است و پيكر آن به شكل يك كره‌ي توخالي است كه از يك لايه ي سلولي متشكل از هزاران سلول تشكيل شده است.

7)              سلو هاي ولوكس كلروفيل دارند و هر يك داراي دو تاژك هستند.

8)              در كلني ولوكس تاژك ها به سمت بيرون از پيكر جاندار قرار دارند.

9)              كلني ولوكس در هنگام حركت در آب مي چرخد.

10)          در كلني ولوكس سلول هاي درشتي در درون كلني ولوكس ، تقسيم مي شوند و از تقسيم آنها كره هاي جديد سلولي به وجود مي آيد.

11)       هر كلني جديد از هزاران سلول بسيار كوچك تشكيل شده است ، اين كره‌ي نوزاد با هم هضم چند سلول مادر از كلني اصلي خارج و زندگي مستقل خود را آغاز مي كند.

12)          اين نوع توليد مثل را مي توان ساده‌ترين نوع زايش در جانداران دانست.

13)          فرآيندي كه در طي آن سلول هاي جاندار براي انجام وظايف خاصي ، شكل و ساختار مخصوصي پيدا مي كنند ، تمايز نام دارد.

14)          تمايز باعث تشكيل بافت هاي مختلف مي شود.

15)          مجموعه‌ي سلول هاي كنار يكديگر كه هماهنگ با هم وظيفه خاصي را انجام مي دهند ، بافت نام دارند.

16)          تغيير شكل و ساختار سلول براي انجام وظيفه‌ي خاص را اختصاصي شدن مي نامند.

17)         در مهره داران 4 نوع بافت اصلي وجود دارد 1- بافت پوششي 2- بافت پيوندي 3- بافت ماهيچه اي 4- بافت عصبي

بافت پوششي

18)          بافت پوششي يكي از ساده‌ترين بافت هاي جانوري است.

19)          بافت پوششي ، سطح بدن و نيز سطح مجراها و حفره هاي بدن را مي پوشاند .

20)          سلول هاي پوششي به يكديگر نزديك اند و بين آنها فضاي بين سلولي اندكي وجود دارد.

21)          در زير بافت پوششي بخشي به نام غشاء پايه وجود دارد كه بافت پوششي را به بخش هاي زيرين متصل نگه مي دارد.

22)          غشاي پايه شبكه‌اي از پروتئين هاي رشته اي و پلي ساكاريد چسبناك است.

23)          بافت پوششي را در دو گروه 1- بافت پوششي يك لايه (ساده) 2- بافت پوششي چند لايه (مركب ) مي توان قرار داد.

24)          سلول پوششي مي تواند به سه شكل 1- سنگفرشي 2- مكعبي 3- استوانه‌اي باشد .

25)       بافت پوششي سنگفرشي ساده را در جدار مويرگها و همچنين در جدار كيسه هاي هوايي شش ها و حالت مركب آن را در پوست و جدار مري  مي توان ديد.

26)          بافت پوششي مكعبي ساده را در لوله هاي نفرون در كليه ها مي توان ديد.

27)          بافت پوششي استوانه‌اي ساده را در سطح دروني روده مي توان ديد.

28)          ساختار هر نوع بافت پوششي با وظيفه‌ي آن بافت متناسب است.

29)          بافت پوششي مري از نوع سنگفرشي چند لايه است و دائما در حال تقسيم است تا سلول هاي كنده شده را جبران كند.

30)          بافت پوششي سنگفرشي تك لايه براي تبادل مناسب است مثلاً در كيسه هاي هوايي شش ها يا جدار مويرگ ها .

31)          سطح بعضي از سلول هاي پوششي موادي نرم ، چسبنده و لزج ترشح مي كنند. به اين بافت پوششي غشاي موكوزي گويند.

32)          غشاي موكوزي در لوله‌ي گوارش و لوله هاي تنفسي مشاهده مي شود.

33)          اين ماده ي لزج و چسبنده موكوز نام دارد و در لوله هاي تنفسي ذرات گرد و غبار موجود در هوا را جذب مي كند.

بافت پيوندي

34)          بين سلول هاي بافت پيوندي بر خلاف سلول هاي بافت پوششي ، فضاي بين سلولي فراوان وجود دارد.

35)          اين فضاي بين سلولي را ماده‌اي زمينه‌اي پر مي كند.

36)          ماده ي زمينه‌اي ممكن است مايع ، ژله مانند (نيمه جامد ) و يا جامد باشد.

37)          در ماده‌ي زمينه‌اي ممكن است شبكه‌اي از رشته‌هاي پروتئيني يافت شود.

38)          بافت پيوندي بافتي است كه فاصله‌ي بين ساير بافت ها را پر مي كند و آنها را به هم مرتبط مي كند.

39)     درانسان 6 نوع بافت پيوندي وجود دارد 1- بافت پيوندي سست 2- بافت پيوندي چربي 3- بافت پيوندي خون 4- بافت پيوندي رشته اي 5- بافت پيوندي غضروف 6- بافت پيوندي استخوان

40)          در بافت پيوندي سست ، سلول ها از هم فاصله‌ي زياد دارند و شبكه‌اي از رشته هاي در هم بافته شده‌ي بين آنها وجود دارند.

41)          بعضي از اين رشته ها ، محكم و طناب مانند از جنس نوعي پروتئين به نام كلاژن هستند.

42)          بافت پيوندي سست در زير پوست است و آن را به ماهيچه هاي زيرين متصل مي كند.

43)          وظيفه‌ي بافت چربي 1- عايق كردن بدن 2- ذخيره‌ي انرژي 3- ضربه گيري  مي باشد.

44)          هر سلول چربي مقداري زيادي ماده ي چربي در خود ذخيره دارد.

45)          ماده ي زمينه‌اي خون مايع است و پلاسما نام دارد.

46)          پلاسما از آب و نمك و پروتئين هاي محلول تشكيل شده است.

47)          سلول هاي خون گلبول هاي سفيد و قرمز و پلاكت ها هستند.

48)          وظيفه‌ي بافت خون ، انتقال مواد و نيز ايمني بخشي به بدن است.

49)          بافت پيوندي رشته‌اي ازرشته هاي به هم فشرده شده ي كش سان ساخته شده است.

50)       زردپي ها كه ماهيچه ها را به استخوان متصل مي كنند و رباط ها كه استخوان ها را به يكديگر متصل مي كنند بافت پيوندي رشته اي تشكيل شده‌اند.

51)          غضروف ماده‌ي بين سلولي دارد كه داراي قابليت انعطاف است ( نيمه جامد )

52)          در ماده‌ي بين سلولي غضروف رشته هاي فراوان كش سان وجود دارد.

53)          غضروف در دو سر استخوان ها در محل مفصل ها و در نوك بيني و لاله‌ي گوش و صفحه‌ي بين دنده‌اي وجود دارد.

54)          استخوان سخت ترين نوع بافت پيوندي است . ( ماده ي زمينه‌اي آن جامد است )

55)          ماده‌ي بين سلولي استخوان شامل رشته هاي كلاژن و مواد كلسيم دار است.

بافت ماهيچه‌اي

56)          وزن بافت ماهيچه اي از وزن ساير بافت هاي بدن بيشتر است.

57)     سه نوع بافت ماهيچه اي در بدن مهره داران وجود دارد 1- بافت ماهيچه اي اسكلتي 2- بافت ماهيچه اي قلبي 3- بافت ماهيچه‌اي صاف

58)          زردپي ها ، بافت ماهيچه اي اسكلتي را به استخوان ها متصل مي كنند.

59)          بافت ماهيچه اي اسكلتي ارادي و در كنترل آگاهانه‌ي ما مي باشد ، بنابراين ماهيچه هاي ارادي نيز ناميده مي شود.

60)       سلول هاي بافت ماهيچه‌اي اسكلتي رشته‌اي هستند و در آنجا بخش هاي تيره و روشن ديده مي شود.( به همين دليل به آن مخطط گفته ميشود)

61)          پس از تولد اين سلول ها ماهيچه‌اي تقسيم نمي شوند ، در نتيجه بزرگتر شدن ماهيچه ها با افزايش حجم آنها صورت مي گيرد.

62)          ماهيچه ي قلبي باعث انقباض قلب مي شود.

63)          ماهيچه ي قلبي نيز مانند ماهيچه هاي اسكلتي خط دار است.

64)          سلول هاي ماهيچه ي قلبي بر خلاف ماهيچه ي اسكلتي ، منشعب هستند.

65)          سلول هاي ماهيچه‌ اي صاف خط دار نيستند و به همين دليل نام آنها صاف هستند.

66)          ماهيچه‌هاي پيرامون لوله هاي گوارشي ، مثانه ، مجاري ادراري ، سرخرگ ها و ساير اندام داخلي از نوع صاف هستند.

67)          ماهيچه هاي صاف تحت كنترل آگاهانه ما نيستند و غير ارادي هستند.

68)          شكل سلول هاي ماهيچه‌ي صاف ، دوكي شكل است.

69)          سلول هاي ماهيچه‌ي صاف به آهستگي منقبض مي شوند و انقباض خود را مدت بيشتري نگه مي دارند.

بافت عصبي

70)          بافت عصبي شبكه اي ارتباطي درون بدن تشكيل مي دهد و پيام هاي عصبي را توليد و از بخشي به بخشي ديگر هدايت مي كند.

71)          سلول هاي بافت عصبي نورون نام دارند و كاملاً تخصص يافته‌اند.

72)          هر نورون داراي 3 قسمت 1- جسم سلولي 2- دندريت 3- آكسون   مي باشد

73)          جسم سلولي هسته را در خود جاي داده است.

74)          رشته هايي كه پيام هاي عصبي را به سوي جسم سلولي نورون هدايت مي كنند دندريت نام دارند.

75)          رشته هايي كه پيام هاي عصبي را از جسم سلولي به سمت انتهاي خود هدايت مي كنند آكسون نام دارد.

76)          درون بافت عصبي نوعي ديگر از سلول هاي غير عصبي به نام نوروگليا يا سلول هاي پشتيبان وجود دارند.

77)       سلول هاي پشتيبان به تغذيه نورون ها كمك مي كنند و بعضي ديگر پيرامون آكسون ها و دندريت ها مي پيچند و آنها را عايق بندي مي كنند.

سازمان بندي سلول هاي گياهي

78)          در برش هاي ساقه‌ و ريشه‌ي گياهان علفي سه بخش ديده مي شود 1- روپوست 2- پوست 3- استوانه‌ي مركزي

79)          سلول هاي روپوست پوشاننده‌ي سطح هستند و نقش حفاظتي دارند.

80)          آوند هاي گياه كه وظيفه‌ي هدايت مواد مختلف را بر عهده دارند در استوانه‌ي مركزي قرار دارند.

81)          در استوانه‌ي مركزي علاوه بر آوندها ، بافتي به نام مغز وجود دارد.

82)          بافتي كه بين روپوست و استوانه‌ي مركزي را پر مي كند ، پوست نام دارد.

رشد گياهان

83)          در گياهان تقسيم سلولي فقط در چند منطقه‌ي خاص به نام مناطق مريستمي صورت مي گيرد.

84)          مهمترين مناطق مريستمي در گياهان جوان و علفي ، مريستم هاي رأسي هستند.

85)          مريستم هاي رأسي در نوك ساقه و شاخه هاي جانبي و نيز در نزديكي نوك ريشه قرار دارند.

86)          ساقه‌ي گياهان علفي و جوان 3 نوع بافت اصلي دارد 1- بافت روپوست (اپيدرم ) 2- بافت زمينه‌اي 3- بافت هادي

87)          روپوست علاوه بر ساقه ، بخش هاي ديگر جوان گياه مانند برگ ، ميوه و بخش هاي گل را مي پوشاند.

88)          سلول هاي روپوستي ماده‌ي كوتيني به نام پوستك (كوتيكول) ترشح مي كنند.

89)          كوتين پلي مري از اسيد هاي چرب بلند است.

90)          پوستك از تبخير آب ، حمله‌ي ميكروب ها و اثر سرما به سلول هاي زيرين خود جلوگيري مي كند.

91)          سلول هاي نگهبان روزنه و كرك ها دو نوع از سلول هاي تمايز يافته‌ي روپوستي هستند.

92)          سلول هاي پوست بين روپوست و بافت هاي آوندي قرار مي گيرد.

93)          پوست چند نوع بافت دارد كه عبارتند از 1- بافت پارانشيمي 2- بافت كلانشيمي 3- بافت اسكلرانشيمي

94)         سلول هاي بافت پارانشيمي بزرگ اند ، ديواره‌ي نازك دارند ، معمولا ديواره دوم ندارند و زنده و فعال هستند.

95)          بافت پارانشيمي در فتوسنتز ، ترشح ، ذخيره‌ي مواد غذايي و آب دخالت دارند.

96)          بين سلول هاي پارانشيمي فضاي بين سلولي زيادي وجود دارد.

97)          پارانشيم فتوسنتز كننده ، كلرانشيم نام دارد و در بخش هاي سبز رنگ گياه ديده مي شود.

98)         سلول هاي جوان پارانشيمي قدرت تقسيم نيز دارند.

99)          سلول هاي كلانشيمي ديواره‌ي ضخيمي دارند ، قابليت رشد خود را حفظ كرده‌اند ، گاهي كلروپلاست دارند و فتوسنتز مي كنند.

100)       سلول هاي كلانشيمي باعث استحكام و برافراشته ماندن ساقه ها و ساير بخش ها مي شوند.

101)       سلول هاي بافت اسكرانشيمي ديواره‌ي دومين ضخيمي كه در آنها ماده‌ي چوب (ليگنين ) وجود دارد. اين سلول ها بعد از مدتي مي ميرند.

102)       بافت اسكرانشيمي باعث استحكام بخشيدن به گياه مي شوند.

103)       دو نوع سلول اسكرانشيمي در گياهان يافت ميشوند 1- فيبر ها 2- اسكلرئيد ها

104)       فيبر ها سلول هايي دراز و كشيده‌اي هستند كه در ميان بافت هاي ديگر قرار مي گيرند.

105)       اسكلرئيدها سلول هايي كوتاه اما انشعاب دار هستند و بيشتر در پوشش دانه ها و ميوه ها يافت مي شوند.

مغز ساقه

106)       مغز بسياري از ساقه هاي علفي از بافت پارانشيمي ساخته شده است.

107)       سلول هاي مغز داراي فضاي بين سلولي فراوان هستند.

108)       سلول هاي مغز معمولاً مواد غذايي ذخيره مي كنند.

109)       بخشي از مغز كه در ميان دسته هاي آوندي قرار مي گيرد ، اشعه‌ي مغزي نام دارد.

بافت هادي

110)       گياهان در براي جابجايي آب و مواد محلول در آن 2 نوع بافت هادي دارند 1- آوند چوبي 2- آوند آبكشي

111)       سلول هاي هر دو  نوع آوند پشت سر هم قرار مي گيرند و لوله هاي باريكي به وجود مي آورند.

112)       آوند هاي چوبي كار انتقال آب و مواد معدني (شيره‌ي خام ) را از ريشه به برگها بر عهده دارند.

113)       ديواره‌ي سلولي سلول هاي آوندهاي چوبي ضخيم است و اين سلول ها بعد از مدتي مي ميرند و تبديل به لوله هاي توخالي مي شوند.

114)       آوند هاي چوبي خود دو نوع هستند 1- تراكئيدها 2- عناصر آوندي

115)       تراكئيد ها باريك و دراز هستند و در قسمت انتهايي خود شكل مخروطي پيدا مي كنند.

116)       حركت آب از هر تراكئيد به تراكئيد مجاور از راه لان ها انجام مي گيرد.

117)       گياهان گلدار عناصر آوندي نيز دارند كه گشادتر و كوتاهتر از تراكئيد ها هستند و در پايانه‌ي خود داراي منافذ بزرگي هستند.

118)       آوند هاي آبكشي هدايت شيره‌ي پرورده ( قند و مواد غذايي ديگر كه دربرگها ساخته مي شوند) را در سر تا سر گياه بر عهده دارد.

119)       سلول هاي آوند آبكشي زنده هستند ولي يا اندامك ندارند و يا اندامك هاي آنها تغيير يافته است.

120)       لوله هاي هدايت كننده در آوند آبكشي لوله هاي غربالي نام دارند.

121)       در لوله هاي غربالي منافذي در ديواره‌ي ميان سلول هاي مجاور وجود دارد كه سيتوپلاسم اين سلول ها را با يكديگر مرتبط مي كنند.

122)       در مجاورت لوله هاي غربالي سلول هاي همراه نيز قرار دارند.

123)    سلول هاي همراه داراي اندامك هستند و درآنها سنتز پروتئين و ديگر واكنش هاي متابوليسمي مورد نياز سلول هاي لوله‌ي غربالي انجام مي‌شوند.

نكات درسي فصل چهارم كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1

وال و تغذيه او

124)       وال ها بزرگترين جانور كره‌ي زمين هستند.

125)     وال گوژپشت بدني 72 تني دارد ، طول بدنش 16 متر است. در هر وعده مي تواند نيم تن غذا را در معده‌ي خود جاي دهد و وزن غذاي روزانه‌ي او به 2 تن مي رسد.

126)       غذاي وال ، ماهي ها ي كوچك و خرچنگ هاي ريز ساكن دريا ها است.

127)     وال به جاي دندان چند رديف اندام شانه مانند در دو طرف آرواره‌ي بالاي خود دارد . او براي غذا خوردن ، نخست دهان و گلوي خود را باز مي كند و مقدار زيادي آب به همراه جانداراني كه در آن شنا مي كنند ، وارد دهان و گلوي خود مي كند. سپس جانور دهان خود را مي بنند ، آب از دهان خرج مي شود ، اما ذرات غذايي در لاي اندام شانه مانند او گير مي كنند. در اين هنگام جانور اين مواد را مي بلعد و وارد معده ي خود مي‌كند.

تغذيه و مراحل آن

128)     تغذيه فرآيندي است كه در طي آن جاندار غذا را مي بلعد و سپس گوارش مي دهد و مواد مفيد آن را جذب و مصرف مي كند و مواد زائد آن را دفع مي كند.

129)     تغذيه داراي چهار مرحله است :  1- بلع 2- گوارش 3- جذب 4- دفع مدفوع

130)       بلع يعني فرو بردن غذا از دهان به معده.

131)     گوارش خود دو نوع است الف) گوارش مكانيكي كه يعني خرد كردن ذرات درشت غذا بع تكه هاي كوچك و ب) گوارش شيميايي كه يعني تجزيه‌ي پلي مرها به مونومر هاي سازنده ي آنها

132)     گوارش شيميايي به دو دليل صورت مي گيرد 1- مولكول هاي پلي مر درشت هستند و نمي توانند از غشاي سلول ها به راحتي عبور كنند و وارد سلول شوند. 2- سلول ها به مونومر ها براي ساختن پلي مرها و تركيبات خود نياز دارند.

133)       جذب يعني ورود مولكول هاي مونومر به سلول هاي پوشاننده‌ي سطح روده و سپس ورود آنها به درون خون.

134)       دفع يعني خروج مواد گوارش نيافته و ترشحات لوله‌ي گوارشي از بدن.

تغذيه و گوارش در جانوران مختلف

135)       نوع غذا و روش ها گوارش آن در جانوران مختلف متفاوت است.

136)       تفاوت غذا و روش هاي گوارش به خاطر شرايط محيط زندگي و ساختار بدني است.

137)       جانوران از نظر نوع غذا سه دسته اند 1- علفخواران 2- گوشت خواران 3- همه چيز خواران

138)       توتيا از جلبك هاي آب تغذيه مي كند و علفخوار است.

139)       عنكبوت جانوري گوشت خوار است.

140)       انسان جانوري همه چيز خوار است.

141)     هر جاندار براي گوارش مواد غذايي بايد محيطي بيرون از سلول ها داشته باشد تا آنزيم ها ي گوارشي به سلول ها و مولكول هاي زيستي آسيب نرسانند.

142)       جانداران تك سلولي براي گوارش مواد غذايي در درون خود واكوئل هاي خاصي دارند كه محيطي مجزا در درون سلول مي باشد.

143)       آميب و اسفنج گوارش درون سلولي دارند و در اين گوارش ، واكوئل هاي گوارشي درون سلول فعاليت دارند.

144)       كرم كدو دهان و لوله‌ي گوارشي ندارد و از پوست خود مواد غذايي گوارش يافته‌ي درون روده ي ميزبان خود را جذب مي كند.

145)       بسياري از جانداران جايگاه خاصي در خارج از خون و سلول هاي بدن براي گوارش غذاي خود دارند.

تغذيه در هيدر

146)       هيدر از كيسه تنان است و كيسه‌ي گوارشي دارند . اين كيسه فقط يك راه ورودي ( دهان سلولي ) و خروجي مشترك دارد.

147)       هيدر مي تواند ذرات غذايي بسيار بزرگتر از سلول خود را ببلعد.

148)     هيدر جانداري صياد است و صيد خود را با نيش هاي زهري خود مي كشد،  سپس جانور  با كمك بازوهاي خود شكار را وارد دهان و كيسه‌ي گوارشي خود مي كند. در كيسه‌ي گوارشي ، بعضي سلول هاي پوشاننده كيسه ، آنزيم هاي هيدروليز كننده ترشح مي كنند. بعضي ديگر از سلول ها تاژك هايي دارند كه با حركت دادن آنها ، غذا را با آنزيم هاي گوارشي مخلوط مي كنند. ذرات درشت غذا به اين ترتيب ريز مي شوند. اين ذرات وارد سلول ها ي پوشاننده كيسه  گوارشي مي شوند و بقيه مراحل گوارش به صورت درون سلولي طي مي شود. باقس مانده ي بدن صيد كه گوارش نيافته از راه همان دهان سلولي خارج مي شود.

149)       هيدر در ابتدا داراي گوارش برون سلولي و در ادامه داراي گوارش درون سلولي است.

لوله ي گوارشي

150)       بسياري از جانداران لوله‌ي گوارشي دارند كه جهت حركت غذا در آن يك طرفه و از دهان به سمت مخرج است.

151)       لوله‌ي گوارشي براي انجام كارهاي اختصاصي ، شكل و عمل اختصاصي پيدا كرده است.و بخش هاي مختلفي در آن ايجاد شده است.

152)       چينه دان محل نرم شدن و ذخيره‌ي موقتي غذا است

153)     معده و سنگدان هم محل ذخيره‌ي موقتي غذا هستند ولي ماهيچه هاي آنها بسيار قوي تر از ماهيچه هاي چينه دان است و غذا را تا حدي خرد و آسياب مي كنند.

154)       روده جايگاه اصلي گوارش و جذب غذا است كه بين معده و مخرج قرار دارد .

155)    كرم خاكي جانوري همه چيز خوار است و خاك سر راه خود را همراه با مواد آلي آن مي بلعد . اين مواد از دهان به مري و از آنجا به چينه دان مي‌روند . سپس در سنگدان غذ به كمك سنگ ريزه هايي كه وارد لوله‌ي گوارشي شده‌اند آسياب مي شود. در روده مواد آلي غذايي گوارش مي‌يابند و مواد قابل جذب آن جذب مي شوند.و سرانجام مواد غذايي گوارش نيافته ، خاك و سنگ ريزه ها از مخرج كرم دفع مي شوند.

156)       ديواره‌ي روده ي كرم خاكي برجسته است . اين برجستگي سطح تماس روده را با غذا افزايش مي دهد و كارايي روده را بيشتر مي كند.

157)    ملخ جانوري گياه خوار است. صفحه هاي آرواره مانند اطراف دهان او غذاي گياهي را خرد مي كند. ملخ هم چينه دان و سنگ دان دارد . غذا از سنگ‌دان وارد معده مي شود كه جايگاه گوارش شيمايي غذا است. جذب مواد غذايي در معده‌ي ملخ صورت مي گيرد. نقش روده در ملخ جذب آب و فشرده تر كردن مواد غذايي براي خارج كردن آنها از مخرج است.

158)     در پرندگان ، غذا با سرعت بلعيده و از دهان و مري وارد چينه دان مي شود و در آنجا نرم مي شود. سپس غذا وارد معده مي شود. در معده گوارش شيميايي و مكانيكي غذا  آغاز مي شود.بسياري از پرندگان با غذا سنگ ريزه هايي را نيز مي خورند كه در سنگ دان به آسياب كردن غذا كمك مي كنند. گوارش شيميايي غذا در روده تكميل مي شود و مواد غذايي و آب از روده جذب مي شوند و مواد گوارش نيافته از مخرج دفع مي شوند.

159)       بعضي پرندگان مثل گنجشك ، همه چيز خوار هستند و بعضي مثل عقاب گوشتخوار هستند.

دستگاه گوارش انسان

160)       دستگاه گوارش انسان شامل لوله‌ي گوارشي و غده هاي گوارشي است.

161)     غده هاي گوارشي شامل غدد بزاقي ، پانكراس ، جگر ، غده هاي ديواره‌ي معده و غدد ترشح كننده‌ي موكوز در سراسر لوله‌ي گوارشي و ساير غدد پراكنده مي باشد.

162)       لوله‌ي گوارشي در انسان شامل دهان – حلق – مري – معده – روده ي باريك – روده ي بزرگ و راست روده و مخرج مي باشد.

163)    در برش عرضي ديواره‌ي لوله ي گوارشي از خارج به سمت داخل به ترتيب شامل لايه اي زير است . 1- لايه‌ي پيوندي 2- ماهيچه هاي طولي 3- ماهيچه هاي حلقوي 4- لايه ي زير مخاطي و 5- لايه‌ي مخاطي

164)       لايه ي پيوندي خارجي در حفره‌ي شكمي ، بخشي از پرده ي صفاق يا روده بند را تشكيل مي دهد.

165)     روده بند ، اندام هاي موجود در حفره‌ي شكمي را از خارج به هم متصل كرده و نگه مي دارد..

166)    ماهيچه هاي لوله‌ي گوارشي بجز در ناحيه‌ي دهان،  ابتداي حلق و مخرج كه از نوع ارادي هستند ، بقيه از نوع صاف و غير ارادي هستند.

167)       انقباض ماهيچه ها ، موجب خرد و نرم شدن مواد و حركت آنها به سمت جلو و مخلوط شدن آنها با ترشحات غدد مي شود.

168)       لايه‌ي زير مخاطي ، يك لايه ي پيوندي با رگ هاي خوني فراوان است كه مخاط را از ماهيچه ها جدا مي كند.

169)       مخاط ، از نوع بافت پوششي با آستر پيوندي است كه مواد موكوزي ترشح مي كند.

170)     مخاط در قسمت هاي مختلف لوله‌ي گوارشي ، با كار هر قسمت هماهنگ شده است. مثلا در دهان از نوع سنگفرشي چند لايه و در روده و معده از نوع استوانه اي يك لايه است.

171)       در مخاط هم سلول هاي ترشح كننده و هم سلول هاي جذب كننده يافت مي شوند.

172)     سطح داخلي لوله ي گوارشي در اكثر نواحي چين هاي ريزي دارد كه سطح تماس مخاط را با مواد غذايي افزايش مي دهند.

حركات لوله‌ي گوارشي

173)       حركات لوله‌ي گوارشي به دو صورت 1- موضعي و 2- دودي مي باشد .

174)     حركات دودي با انقباض ماهيچه هاي حلقوي و انتقال حركت به تارهاي ماهيچه اي جلوتر ، مواد را در لوله‌ي گوارشي به جلو مي راند.

175)       اين حركت هاي دودي ، هنگام پايان يافتن گوارش شيميايي در معده به حدي شديد است كه موجب تخليه‌ي معده مي شود.

176)       حركات دودي در روده ي باريك ضعيف است و در هر نوبت فقط 10 تا 15 سانتي متر ، مواد غذايي را به جلو مي راند.

177)       اتساع (باز شدن ) لوله ي گوارشي باعث تحريك اعصاب ديواره‌ي آن و در نتيجه راه اندازي حركات دودي مي شود.

178)     حركات موضعي به صورت انقباض هاي جدا از يكديگر ، محتويات روده را به قطعات جدا از يكديگر تقسيم مي كنند . نتيجه‌ي اين نوع حركت ها مخلوط شدن مواد غذايي  و شيره ها در لوله‌ي گوارشي است.

179)        تكرار اين حركات موضعي در ابتداي روده ي باريك بيش از انتهاي آن است و باعث به جلو رانده شدن مواد مي شود.

گوارش در دهان

180)       در دهان گوارش شيميايي و مكانيكي آغاز مي شود.

181)       دندان ها در گرفتن لقمه ي غذايي و خرد كردن آن نقش اصلي را دارند( گ.ارش مكانيكي)

182)     ماهيچه هايي كه فك پائين را حركت ميدهند ، در هنگام جويدن در بين دو دندان آرواره نيرويي شديد در حد 100 كيلوگرم بر سانتي مترمربع ايجاد مي كنند.

 


 

نكات درسي فصل چهارم كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1- قسمت دوم

بزاق كارهاي مختلفي انجام مي دهد.

183)   بزاق مخلوطي از ترشحات سه جفت غده ي  بناگوشي  ، زير آرواره‌اي و زير زباني  و نيز غده هاي كوچك ترشح كننده‌ي موسين است.

184)     ترشحات غده هاي بناگوشي رقيق تر و بيشتر از دو غده ي بزاقي ديگر است و در آن آنزيمي به نام پتيالين وجود دارد.

185)     پتيالين ، گوارش كربوهيدرات ها را در دهان آغاز و نشاسته را به مالتوز تبديل مي كند.

186)     ماده‌ي ديگري به نام موسين ،در بزاق ، پس از جذب آب محلولي چسبناك به نام موكوز به وجود مي آورد.

187)     موكوز باعث به هم چسبيدن ذرات جويده شده و لغزنده و مناسب شدن آنها براي انجام عمل بلع مي شود.

188)     غده هاي ترشح كننده‌ي موسين در سرتاسر طول لوله ي گوارش وجود دارند.

189)     ليزوزيم تركيب ديگري موجود در بزاق است .

190)   ديواره‌ي سلول سلولي باكتري هاي بيماري زاي موجود در غذا و دهان را از بين مي برد و حفره‌ي دهان را ضد عفوني مي كند.

191)   ترشح دائمي بزاق ، محيط دهان را پيوسته مرطوب نگه مي دارد ، به احساس چشايي كمك مي كند و حركت زبان و لب ها را در هنگام سخن گفتن راحت مي كند .

192)     ترشح بزاق در هنگام خواب بسيار كاهش مي يابد.

بلع ، غذا را از دهان به معده مي رساند.

193)     بلع انتقال لقمه ي غذايي جويده شده از دهان به معده است كه به وسيله‌ي مركز عصبي آن انجام مي شود ( بصل النخاع)

194)   در هنگام بلع پس از جويده شدن غذا 1- زبان بالا مي آيد و به كام مي چسبد و به سمت گلو فشار مي آرود و لقمه ي غذا را به گلو مي فرستد 2-گيرنده هاي مكانيكي گلو تحريك شده و انعكاس بلع ايجاد مي شود. 3- در هنگام بلع زبان كوچك به سمت بالا مي رود و دهانه ي راه بيني را مي بندد. 4- حنجره نيز بالا مي آيد و اپي گلوت پائين مي آيد و با رسيدن اين دو به هم راه ناي نيز بسته ميشود.5- در اين حالت غذا وارد مري مي شودكه با حركات دودي خود غذا را به معده مي رساند.

195)     در هنگام بلع مركز بلع با اثر بر مركز تنفس ، باعث قطع موقت تنفس مي شود.

196)     نيروي جاذبه در حركت لقمه ي غذا در مري نقش چنداني ندارد.

197)   ماهيچه ي بخش انتهايي مري كارديا نام دارد كه در حالت عادي منقبض است و از ورود محتويات معده به مري جلوگيري مي كند ولي با رسيده لقمه ي غذا و حركات دودي به آن ، ماهيچه هاي آن از انقباض خارج شده و لقمه وارد معده مي شود.

معده

198)   غذا در معده بر اثر حركات معده و شيره هاي آن ، ريز و نرم و به طور نسبي هضم مي شوند و به صورت ماده اي خمري شكل به نام كيموس در مي آيند.

199)     كيموس به تدريج به دوازدهه ( قسمت ابتدايي روده ي باريك) وارد ميشود.

200)     سطح داخالي معده‌ي خالي چين خورده است كه با پر شدن معده ، اين چين خوردگي ها ناپديد مي شوند.

201)   در انتهاي معده ، ماهيچه اي حلقوي وجود دارد كه دريچه ي پيلور را به وجود مي آرود كه فقط هنگام تحويل كيموس به روده ي باريك باز مي‌شود.

202)     ماهيچه هاي حلقوي (داخلي) و طولي ( خارجي ) معده در نزديكي پيلور قطورتر ازنواحي بالايي معده هستند.

203)     بعد از ورود غذا به معده ، انقباض هاي معده به تدريج شديدتر مي شوند و تعداد آنها بيشتر مي شود.

204)     انقباض هاي معده از زير كارديا شروع و در طول معده به سمت پيلور پيش مي روند.

205)   در پايان گوارش معدي ، شدت انقباض هاي معده به حدي مي رسد كه در هر حركت بخشي از كيموس معده به دوازدهه رانده مي شود و بقيه‌ي كيموس به خاطر بسته شدن دريچه ي پيلور دوباره به معده بر مي گردد.

206)     هر چه حجم كيموس و كشيدگي ديواره ي معده بيشتر باشد ، حركات تخليه‌اي معده با شدت بيشتري صورت مي گيرند.

207)     تركيب شيميايي كيموس و حجم كيموس موجود در دوازدهه، مهمترين عوامل مؤثر بر تخليه‌ي معده هستند.

208)     در معده مواد مختلفي ترشح مي شوند.

209)     ترشحات معده عبارتند از :

a.    موسين كه سلولهاي ترشح كننده آن در سراسر سطح داخلي معده وجود دارند و لايه‌ي ضخيم و چسبنده و قليايي موكوزي ايجاد مي كنند. اين ماده سطح داخلي معده را لغزنده مي كند و مخاط آن را از اثر شيره ي معده محافظت مي كند.

b.       آنزيم هاي معده كه به وسيله ي سلول هاي اصلي (پپتيك) غده هاي ديواره‌ي معده توليد مي شوند كه خود عبارتند از :

                                i.   چند پروتئاز كه به نام كلي پپسينوژن خوانده ميشوند . پپسينوژن خود پس از تماس با اسيد معده به مولكول هايي كوچكتر به نام پپسين تبديل مي شود كه پپسين هم با اثر بر پپسينوژن ، به اين تبديل كمك مي كند. پپسين پروتئين ها را به مولكول هاي كوچكتر پپتيدي تجزيه مي كند.

                               ii.   رنين كه در شيره‌ي معده ي نوزادان آدمي و بسياري پستانداران يافت مي شود و پروتئين شير را كه كازئين نام دارد رسوب مب دهد. از رنين به عنوان مايه پنير در پنير سازي استفاده مي شود.

c.    اسيد معده كه همان اسيد كلريدريك است ( HCl ) و باعث گوارش غذا ، كشتن ميكروب هاي غذا و تبديل پپسينوژن به پپسين مي شود.

d.    فاكتور داخلي معده كه براي حفاظت ويتامين 12B در مقابل اثر اسيد و آنزيم ها و جذب آن در روده لازم است. ويتامين 12B براي زايش طبيعي گلبول هاي قرمز لازم است و كمبود آن باعث كاهش تعداد گلبول هاي قرمز و كم خوني مي شود.

e.    گاسترين كه نوعي هورمون است و توسط غده هاي مجاور پيلور به خون ترشح مي شود و محرك ترشح اسيد و آنزيم هاي شيره‌ي معده است.

210)   .غده هاي نزديك تر به پيلور ، آنزيم هاي شيره‌ي معده را مي سازند و غده‌هاي بالاتر علاوه بر آنزيم ، اسيد و فاكتور داخلي معده را نيز ترشح مي كنند.

استفراغ

211)     استفراغ يك عمل دفاعي است كه هدف آن خالي كردن محتويات معده و بخش هاي بالايي روده ي باريك ازراه دهان است.

212)     تحريك گيرنده هاي ناحيه‌ي گلو و يا معده و روده و بيماري هاي مختلف ممكن است اين انعكاس دفاعي را ايجاد كند.

213)   استفراغ با يك دم عميق و بسته شدن حنجره و بالا رفتن زبان كوچك آغاز مي شود و با انقباض ماهيچه هاي شكم و سينه و افزايش فشار وارد بر معده ، محتويات آن را از راه دهان خالي مي كند.

روده ي باريك

214)     گوارش شيميايي مواد در روده ي باريك تكميل مي شود.

215)   ديواره‌ي روده ي باريك چين خوردگي هاي فراواني دارد كه روي آنها پرزهاي فراوانيديده مي شود و در مجموع سطح تماس روده را با مواد غذايي افزايش مي دهند.

216)   در ديواره‌ي روده ي باريك علاوه بر غدد ترشح كننده‌ي موكوز ، غده هاي ديگري نيز وجود دارند كه مايعي نمكي بدون آنزيم ترشح مي كنند و حركت مواد در روده را آسان مي كنند.

217)   همچنين در ديواره‌ي روده‌ي باريك سلول هاي پوششي وجود دارند كه پس از كنده شدن و افتادن به درون روده آنزيم هاي دروني خود را آزاد مي كنند.هورموني به نام سكرتين توسط سلول هاي روده ي باريم به خون ترشح مي شود كه محرك مؤثري براي ترشح بيكربنات شيره‌ي پانكراس است.

218)     در روده ي كوچك پس از تكميل گوارش شيميايي فرآيند جذب مونومر ها و مواد غذايي قابل جذب انجام مي شود.

پانكراس ( لوزالمعده )

219)     بخش برون ريز پانكراس قويترين آنزيم هاي لوله‌ي گوارش را ترشح و به ابتداي دوازدهه وارد مي كنند.

220)     پروتئاز هاي شيره‌ي پانكراس هنگام ورود به دوازدهه غير فعال هستند و پس از ورود به صورت فعال در مي آيند.

221)     بيكربنات سديم موجود در ترشحات پانكراس نيز اثر اسيدي كيموس معده را خنثي و محيط روده را قليايي مي كند.

222)     بيشتر بيكربنات سديم دوباره درروده جذب خواهد شد.

223)     عوامل عصبي و هورموني ترشح شيره‌ي پانكراس را تنظيم مي كنند.

جگر و صفرا

224)   صفرا يك ماده ي قليليي است كه توسط جگر ساخته ميشود و در كيسه ي صفرا ذخيره مي شود.

225)   صفرا پس از ورود به روده باعث مي شود كه 1- ذرات درشت چربي به صورت ذرات ريز در آب درآيند و يك امولسيون پايدار تشكيل شود تا ليپاز پانكراس بهتر بر چربي ها اثر كند  2- املاح صفرا حركات دودي روده را شدت مي دهند  3- صفرا حالت قليليي دارد و حالت اسيدي كيموس معدي را  تا حدي خنثي مي كند 4- موادي دفعي مثل بيلي روبين و بيلي وردين از طريق صفرا و لوله‌ي گوارشي دفع مي شوند.

226)     تركيب صفرا تشكيل شده است از رنگ ها ، املاح ، كلسترول و نوعي ليپيد به نام لسيتين.

227)   در صفرا دو ماده ي رنگي به نام بيلي روبين و بيلي وردين وجود دارد كه از تجزيه‌ي همگلوبين گويچه هاي قرمز مرده در كبد به وجود مي آيند .

228)     بخشي از موارد رنگي صفرا دوباره جذب خون مي شوند و از راه ادرار دفع مي شوند و رنگ ادرار را باعث مي شوند.

229)     بخشي ديگر از مواد زنگي صفرا بر اثر آنزيم هاي گوارشي تغيير مي كنند و زنگ قهوه اي مدفوع را به وجود مي آورند.

230)     رسوب كلسترول در كيسه ي صفرا يا مجاري خروج آن ، سنگ صفرا را باعث مي شود

231)     ورود رنگ هاي صفرا به خون در اثر بيماري هاي خوني يا كبدي و يا سنگ صفرا موجب بيماري زردي يا يرقان خواهد شد.

جذب مواد در روده

232)     فرآيند شيميايي اصلي در گوارش شيميايي و تبديل پلي مرها به مونومر ها ، در دستگاه گوارش ، هيدروليز است.

233)   در پايان گوارش ، كربو هيدرات ها به مونوساكاريد ، پروتئين ها به آمينو اسيد و چربي ها به گليسرول و اسيد چرب تبديل مي شوند.

234)     برخي مواد دارويي از مخاط دهان و معده نيز جذب مي شوند.

235)   چين خوردگي ها ، پرزها و ريز پرزها در روده ي كوچك باعث افزايش سطح جذب مواد غذايي مي شوند. ( حدود 250 متر مربع)

236)     جذب مواد در روده با سه پديده ي انشار ، اسمز و انتقال فعال صورت مي گيرد.

237)     جذب هر يك از انواع تركيبات غذايي به شرح زير است :

a.    جذب اغلب قندهاي ساده با انتقال فعال و همراه با جذب سديم و به كمك آن توسط سلول هاي پوششي مخاط روده ، صورت مي گيرد.

b.       جذب اسيد هاي آمينه با انتقال فعال صورت مي گيرد و وجود سديم در روده براي جذب آنها لازم است.

c.    چربي ها كه پس از گوارش به مونوگليسريد ها و دي گليسريد ها و اسيده اي چرب تبديل شده اند به آساني وارد سلول هاي پوششي مخاط روده مي شوند و در آنجا مجدداً به صورت تري گليسريد در مي آيند و آنگاه وارد مويرگ هاي لنفي مي شوند.

d.    ويتامين هاي محلول در چربي ( K , E , D , A ) همراه با ذرات چربي جذب مي شوند. اما ساير ويتامين ها به صورت انتشار وارد خون مي شوند .

e.       جذب ويتامين 12B كه مولكول درشتي است ، به كمك يك پروتئين حامل ( فاكتور داخلي معده ) صورت مي گيرد.

f.        تركيبات معدني روده از راه انتشار و يا انتقال فعال جذب مي شوند.

g.       آب در روده منحصراً توسط پديده ي اسمز جذي مي شود.

238)   آمينو اسيد هايي كه از روده جذب مي شوند از گوارش پروتئين هاي موجود در لوله‌ي گوارشي و سلول هاي مرده و جدا شده‌ي بافت پوششي روده حاصل مي شوند.

239)   علت اينكه چربي ها بر خلاف ساير مواد وارد مويرگ هاي خوني نمي شوند اين است كه سطح خارجي مويرگ ها با لايه‌اي از پلي ساكاريد پوشيده شده كه مانع ورود مولكول هاي چربي به آن مي شود.

روده ي بزرگ

240)     روده ي بزرگ درانسان 120 سانتي متر طول و حدود 6 سانتي متر قطر دارد و بخش انتهايي لوله‌‌ي گوارش است.

241)     ابتداي روده ي بزرگ روده ي كور نام دارد و به زايده ي آپانديس ختم مي شود.

242)   روده ي بزرگ شامل سه قسمت تقريباً مستقيم به نام هاي كولون بالا رو ( در سمت راست) ، كولون افقي و كولون پائين رو است.

243)     كولون پائين ر ودر سمت چپ است و به راست روده و ماهيچه‌ي حلقوي داخلي و خارجي مخرج ختم مي شود.

244)     ماهيچه ي حلقوي اول از نوع صاف و غير ارادي و ماهيچه ي حلقوي دوم از نوع مخطط و ارادي است.

245)   موادي كه وارد رودهي بزرگ مي شوند ، شامل آب و املاح ، مقدار كمي مواد غذايي گوارش نيافته مانند سلولز و بقاياي ترشحات غدد گوارشي است.

246)     ديواره‌ي روده‌ي بزرگ آب و املاح را جذب مب كند و باعث غليظ شدن مدفوع مي شود.

247)   باكتري هايي كه در روده ي بزرگ زندگي مي كنند ، برخي مواد مانند سلولز را تجزيه و از گلوكز ايجاد شده براي تغذيه خود استفاده مي كنند .

248)     اين باكتري ها مقدار كمي ويتامين هاي B و K نيز توليد مي كنند كه جذب خون مي شود.

249)     بخشي از گازهاي روده ، مانند هيدروژن ، متان و سولفيد هيدروژن به خاطر عما همين باكتري ها است.

250)     مقدار كمي پتاسيم و موكوز از غده هاي ديواره‌ي روده ي بزرگ ترشح و دفع مي شود.

251)     رودهي بزرگ تحرك زيادي ندارد.

سازش دستگاه گوارش علفخواران

252)     تفاوت دستگاه گوارش جانوران براي حداكثر استفاده از غذا و كارايي دستگاه گوارش است.

253)     طول لوله‌ي گوارش تعيين كننده ي نوع غذايي است كه جاندار مي خورد.

254)     طول روده در جانوران گوشت خوار كوتاهتر از ساير جانوران است.

255)     بلندتربودن طول روده فرصت بيشتري به آن مي دهد تا مواد غذايي موجود در مواد گياهي را بيشتر جذب كند.

256)     گوارش مواد گياهي دشوار تر از گوارش گوشت و مواد جانوري است  .

257)   طولاني تر شدن روده سطح تماس پوشش دروني روده را با غذا افزايش مي دهد و مي دانيم كه غلظت مواد غذايي قابل جذب در غذاهاي گياهي كمتر از مواد جانوري است.

258)   نوزاد قورباغه كه آبزي است گياهخوار است ، اما قورباغه ي بالغ گوشتخوار (حشره خوار ) است . نسبت طول روده به طول بدن در نوزاد قورباغه بيسار بيشتر از همين نسبت در قورباغه‌ي بالغ است.

259)     هنگام دگرديسي قورباغه و تبديل نوزاد قورباغه به قورباغه‌ي بالغ ، رشد روده نسبت به ساير بخش هايبدني كند تر است.

260)     پستانداران گياهخوار عموماً رودهي بسيار بلندي دارند.

261)   درلوله‌ي گوارشي بسياري از پستانداران گياهخوار حفره هايي وجود دارد كه باكتري هاي تجزيه كننده سلولز در آنجا ساكن هستند.

262)   در بعضي جانورا ن گياهخوار اين حفره روده‌ي بزرگ يا روده‌ي كور  مي باشد. دستگاه گوارش فيل و اسب از اين نوع مي باشد.

263)   در اين جانوران (فيل و اسب) از آنجا كه گوارش سلولز در روده‌ي باريك انجام نمي شود ، بسياري از مواد غذايي موجود در روده ي آنها به صورت مدفوع دفع مي شود.

264)   نشخوار كنندگان مانند گاو و گوسفند و گوزن و بز ، معده ي چهار قسمتي دارند كه به ترتيب شامل سيرابي ،‌نگاري ، هزارلا و شيردان است.

265)   جانور ابتدا مواد گياهي نيمه جويده شده را مي بلعد . باكتري هاي سيرابي و نگاري مقدار زيادي از سلولز را در اين دو قسمت تجزيه مي كنند. سپس جانور در هنگام استراحت غذاي سيرابي و نگاري را بار ديگر وارد دهان خود مي كند و آن را دوباره مي جود و بار ديگر مي بلعد. غذا اين بار وارد هزارلا مي شود و آب آن جذب ميشود. پس از آن غذا به شيردان وارد ميشود كه در شيردان آنزيم هاي گوارشي جانور ، سبب گوارش شيميايي مواد غذايي مي شوند. در شيردان غذا همراه با باكتري هايي كه با آن وارد شده‌اند گوارش مي يابد و مقدار زيادي از مواد غذايي آماده‌ي آن جذب مي شود.

266)     باكتري ها با سرعت زياد تكثير مي يابند ، بنابراين مقدار آنها تقريباً درلوله‌ي گوارشي ثابت است.

267)     دستگاه گوارش نشخوار كنندگان به علت سازگاري بيشتر ، نسبت به ساير علفخواران مثل فيل و اسب كارايي بيشتري دارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

نكات فصل اول كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1

1.    توانايي تنيدن تار در عنكبوت ارثي است ( DNA ) و جنس آن از پروتئين است  و از غددي در زير سطح شكمي توليد مي شود . تار عنكبوت داراي بخش هاي تار و مهره است و تا 4 برابر توانايي افزايش طول و كشساني دارد . در قسمت مهره،  تار پيچ و تاب مي خورد و نيز در اين قسمت ماده‌ي چسبناك وجود دارد .

2.        گوناگوني DNA و پروتئين زمينه ساز گوناگوني جانداران است .

3.        همه ي مواد آلي كربن دارند ؛ ظرفيت اتم كربن 4 است ؛ ظرفيت اتم هيدروژن 1 ؛ ظرفيت اتم اكسيژن 2 و ظرفيت اتم نيتروژن 3

4.        ظرفيت يعني تعداد پيوند كووالانسي كه يك اتم مي تواند با اتم هاي ديگر برقرار كند .

5.        موادي كه در ساختار خود فقط داراي اتم هاي كربن و هيدروژن باشند ، هيدرو كربن ناميده مي شوند .ساده ترين هيدروكربن ها متان ( CH4 ) است .

6.        به زنجيره ي كربني در مواد آلي اسكلت كربني گفته مي شود ؛ اين اسكلت مي تواند خطي  يا انشعاب دار باشد .

7.     به مولكول هايي كه بسيار بزرگ باشند درشت مولكول گفته مي شود . مولكول هاي زيستي از نوع درشت مولكول هستند . اين مولكول ها ازاتصال تعداد زيادي واحد هاي كم و بيش يكساني به نام مونومر تشكيل شده اند . بنابر اين به آنها پلي مر گفته مي شود .

8.     درشت مولكول هاي زيستي عبارتند از هيدرات هاي كربن ( قند ها ) و پروتئين ها و اسيد هاي نوكلئيك ؛ ليپيد ها (چربي ها ) نسبت به سه گروه قبلي زياد درشت نيستند ولي با اين همه جزء مولكول هاي تقريباً درشت زيستي دسته بندي مي شوند .

9.     مونومر هيدرات هاي كربن مولكول هاي تك قندي ، مونومر پروتئين ها اسيد هاي آمينه ، مونومر اسيد هاي نوكلئيك نوكلئوتيد و مونومر ليپيد ها اسيد‌هاي چرب هستند .

10.    نوكلئوتيد ها ( در DNA و RNA ) كلاً 5 نوع هستند كه شامل A,T,C,G,U مي باشد ؛ اسيد هاي آمينه در كل 20 نوع هستند .

11.    از اتصال مونومر ها كه زياد متنوع نيستند ، درشت مولكول هايي به وجود مي آيند كه بسيار متنوع و متفاوت هستند .

12.    براي اتصال مونومر ها به يكديگر واكنشي به نام سنتز آبدهي رخ مي دهد كه در آن آب توليد مي شود و انرژي مصرف مي شود

13.    براي جدا شدن مونومر ها از هم واكنش هيدروليز انجام مي شود كه واكنشي انرژي زا است و در آن آب مصرف مي شود .

14.    قند ها سه دسته اند 1- مونو ساكاريد ها ( تك قندي ها ) 2 – دي ساكاريد ها ( دو قندي ها ) 3- پلي ساكاريد ها ( چند قندي ها )

15.    تك قندي ها خود بر اساس تعداد كربن دسته بندي مي شوند كه مهمترين دسته هاي آنها هگزوز ها ( 6 كربنه ها ) و پنتوز ها ( 5 كربنه ها ) هستند

16.   مهمترين پنتوز ها ، ريبوز و دئوكسي ريبوز است كه ريبوز در ساختمان RNA  و دئوكسي ريبوز كه نسبت به ريبوز يك اتم اكسيژن كمتر دارد در ساختمان DNA به كار مي روند . نيز ريبوز در ساختمان ATP  كه مولكول ناقل انرژي است شركت دارد .بنابراين اين قند ها نقش ساختماني دارند

17.   مهمترين هگزوز ها 1- گلوكز 2- فروكتوز و 3- گالاكتوز هستند .كه همگي نقش انرژي زايي دارند .گلوكز و فروكتوز در ميوه هاي شيرين و گالاكتوز در شير يافت مي شوند .

18.  مهمترين دو قندي ها عبارتند از 1- ساكارز 2- لاكتوز 3- مالتوز كه  ساكارز = گلوكز + فروكتوز  و  لاكتوز= گلوكز+گالاكتوز  و  مالتوز = گلوكز + گلوكز

19.   ساكارز همان قند و شكر معمولي است ،  لاكتوز قند موجود در شير است و مالتوز قندي است كه در جوانه‌ي جو يافت مي شود. نقش هر سه آنها در بدن ما انرژي زايي است .

20.   مهمترين پلي ساكاريد ها عبارتند از 1- نشاسته 2- گليكوژن و 3- سلولز كه مونومر هر سه آنها گلوكز است ولي نحوه اتصال و آرايش مونومر ها در آنها متفاوت است.

21.   نشاسته مولكولي بسيار درشت و با شاخه هاي جانبي است ؛ قند ذخيره اي گياهان است و عمده‌ي غذاي ما را تشكيل مي دهد ( نان و برنج و سيب زميني و حبوبات و...) كه در بدن ما نقش انرژي زايي دارد .

22.    گليكوژن شاخه هاي جانبي بيشتري نسبت به نشاسته دارد ، قند ذخيره اي جانوران و قارچ ها است و در بدن ما در ماهيچه ها و كبد وجود دارد

23.   سلولز قند ساختماني گياهان است ، مولكولي خطي و بدون شاخه هاي جانبي است ، ما آنزين تجزيه آن را نداريم و در علفخواران هم ميكروب هاي موجود در دستگاه گوارش كار تجزيه آن را انجام مي دهند. پنبه تقريباً سلولز خالص است .

24.   به رشته هاي سلولزي موجود در غذا الياف گفته مي شود . الياف براي كار منظم روده ها ، راحتي كار گوارش و جلوگيري از يبوست مفيد هستند و بايد جزئي از غذاي ما باشند .

25.  ويژگي مشترك همه ليپيد ها  آب گريز بودن آنها است . چربي كه ما نام مي بريم در اصل تري گليسريد ها هستند كه از 3 اسيد چرب + يك مولكول گليسرول تشكيل مي شوند .

26.    ليپيد ها خود 4 دسته اند 1- تري گليسري ها 2- فسفوليپيد ها 3- موم ها 4- استروئيد ها

27.    تري گليسريد ها در بدن ما در بافت ها چربي به عنوان ذخيره انرژي يافت مي شوند .

28.   اسيد چرب سير نشده اسيد چربي است كه حداقل يك پيوند دوگانه يا سه گانه در آن وجود دشته باشد . اين اسيد چرب داراي خميدگي در طول خود خواهد بود .

29.   تري گليسريد هايي كه اسيد چرب سير نشده داشته باشند به دليل اينكه مولكول ها نمي توانند به خوبي به خم نزديك شده و به هم بچسبند در كل به چربي حالت مايع مي دهند كه به اين نوع چربي ها روغن هم گفته مي شود . چربي هاي گياهي اين حالت را دارا هستند . ولي چربي هاي حيواني از نوع سير شده‌اند و حداكثر هيدروژن ممكن را دارند و بنابر اين جامد هستند . ما با دادن هيدروژن به روغن ها مي توانيم آنها را به صورت جامد در بياوريم . ( جامد هيدروژنه )

30.   فسفوليپيد ها شبيه تري گليسريدها هستند با اين تفاوت كه به جاي يكي از اسيد هاي چرب يك گروه فسفات قرار مي گيرد ، اين گروه فسفات داراي بار الكتريكي است و باعث قطبي شدن مولكول مي شود . اين نوع مولكول ها يك سر آب دوست و يك سر آب گريز دارند . فسفوليپيد ها در ساختمان غشاء سلول ها كاربرد دارند.

31.    موم ها به خاطر داشتن زنجيره‌ي اسيد چرب طولاني تر نسبت به بقيه‌ي ليپيد ها آب گريز تر هستند و براي حفاظت وپوشش و عايق بودن مناسب هستند .

32.   كلسترول يك نوع استروئيد است كه ساختار چند حلقه‌اي دارد و ساير استروئيد ها در اصل مشتقاتي از كلسترول هستند . استروئيد ها در ساختار غشاء سلول و نيز در ساختمان هورمون هاي استروئيدي نقش دارند .

33.  پروئين ها پلي مر هايي هستند كه مونومر آنها اسيد هاي آمينه هستند . پيوند بين اسيد هاي آمينه را پيوند پپتيدي گوئيم و دو اسيد آمينه ي متصل به هم را دي پپتيد گوئيم.

34.    اگر n آمينواسيد داشته باشيم ، به تعداد n-1 پيوند پپتيدي بين آنها مي تواند تشكيل شود . ( اگر مولكول حلقوي باشد n پيوند خواهيم داشت )

35.    پروتئين ها را از نظر نقش آنها در بدن تقسيم بندي مي كنند ( به 7 دسته )

36.    پروتئين هاي ساختاري مثل تار عنكبوت – بريشم – مو – ناخن و .... )

37.    پروتئين هاي انقباضي در ماهيچه هاي ما

38.    پروتئين هاي ذخيره اي مثل آلبومين در سفيده ي تخم مرغ و گلوتن در كندم و كازئين در شير

39.    پروتئين هاي دفاعي كه همان پادتن ها و گاماگلوبولين ها هستند

40.    پروتئين هاي انتقال دهنده مثل هموگلوبين خون كه بخش گلوبين آن پروتئيني است و بخش هم آن آهن است .

41.    پروتئين هاي نشانه اي مثل هورمون ها

42.    پروتئين هاي آنزيمي كه مهمترين پروتئين ها هستند مثل آنزيم ها گوارشي .

43.    آنزيم ها انرژي اوليه‌ي واكنش را كم كرده و باعث افزايش سرعت واكنش مي شوند و خود در پايان بدون تغيير باقي مي مانند .

44.    پراكسيد هيدروژن از محصولات جانبي جگراست ، اين ماده بسيار سمي است و سريعاً توسط آنزيمي به نام كاتالاز به آب و اكسيژن تجزيه مي‌شود .

45.    آنزيم ها دو دسته‌اند 1- برون سلولي ها مثل آنزيم هاي گوارشي و 2- درون سلولي ها مثل كاتالاز

46.    آنزيم هاي درون سلولي مي توانند فعاليت يكديگر را تنظيم كنند .

47.  آنزيم ها پنج ويژگي دارند 1- بيشتر آنها پروتئيني هستند 2- عمل اختصاصي دارند  3 – از هر كدام آنها بارها استفاده مي شود 4- به تغييرات دمايي حساسند  5- به تغييرات PH (اسيدي و قليايي ) محيط حساسند

48.    بسياري از آنزيم هاي بدن ما در محيط خنثي فعاليت مناسب را دارند .

49.   آنزيم شكل سه بعدي ويژه‌اي دارد ، دربخشي از آن مولكول واكنش دهنده (پيش ماده ) مي تواند متصل شود كه به آن جايگاه فعال گوئيم . جايگاه فعال كاملا مكمل مولكول پيش ماده است .(دليل عمل اختصاصي آنزيم ها )  ماده اي كه بعد از انجام واكنش از آنزيم جدا مي شود فرآورده يا محصول ناميده مي شود .

50.    هر عاملي كه احتمال برخورد آنزيم و پيش ماده را زياد كند ، سرعت عمل آنزيم را زياد مي كند مثل افزايش دما يا افزايش غلظت پيش ماده ها

51.    بعضي ويتامين ها و مواد معدني ، اتصال پيش ماده و آنزيم را تسهيل مي كنند .

52.    بعضي سم ها مثل سيانيد و آرسنيك يا حشره كش ها  جايگاه فعال آنزيم را اشغال و از اتصال پيش ماده به آنزيم جلوگيري مي كنند .

53.    آنزيم ها را مي توان از سلول استخراج و از آنها استفاده كرد .

54.    به آخر اسم هر آنزيم پسوند آز داده مي شود مثل ليپاز كه ليپيد ها را تجزيه مي كند و يا پروتئاز كه پروتئين ها را تجزيه مي كند .

55.   موارد استفاده از آنزيم ها  1- در پودر هاي لباسشويي كه ليپاز و پروتئاز به كار مي رود ، اين پودر ها در دماي پائين نيز كار مي كنند ولي براي دست مناسب نيستند چون پروتئين هاي دست را تجزيه مي كنند .2- پروتئاز ها براي نرم كردن گوشت و يا پوست كنده ماهي و يا زدودن موهاي پوست جانوران و يا تجزيه‌ي پروتئين ها موجود در غذاي كودكان خردسال 3- آميلاز ها براي تبديل نشاسته به قند هاي شيرين در تهيه شكلات و شيريني 4- سلولاز براي نرم كردن مواد گياهي و خارج كردن پوسته دانه ها در كشاورزي 5- كاتالاز براي ساختن اسفنج

56.   به مجموع واكنش هاي درون سلول متابوليسم گفته مي شود كه خود شامل دو نوع سوختن ( تجزيه ) و ساختن ( تركيب ) ميشود . واكنش هاي سوختن انرژي زا و واكنش هاي ساختن انرژي خواه هستند .

57.   واكنش هاي انرژي خواه انرژي لازم را از واكنش هاي انرژي زا تأمين مي كنند . در اين ميان مولكول ناقل انرژي به نام ATP نقش اساسي و مهمي دارد .

58.    ATP  مولكولي كوچك است كه به راحتي انرژي را آزاد و به ADP تبديل مي شود و نيز به راحتي انرژي دريافت و به ATP  تبديل مي شود .

59.    ATP از سه قسمت قند ريبوز و باز آلي آدنين و سه گروه فسفات ساخته شده است .

60.    ATP انرژي را در پيوند هاي پر انرژي بين گروه هاي فسفات خود ذخيره دارد كه با شكستن اين پيوند ها (هيدروليز ) انرژي ذخيره شده آزاد مي‌شود

61.    ATP در كل 2 پيوند پر انرژي دارد .

 

نكات درسي فصل دوم كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه 1– سفري به درون سلول

1)              تريكودينا جانداري تك سلولي و آبزي است كه همانند فرفره بر روي بدن لغزنده ي ماهي ها حركت كرده و از باكتري تغذيه مي كند.

2)              مژك هاي اين تك سلولي با زنش هاي خود ، هم باكتري ها را به سمت دهان سلولي خود مي رانند و هم موجب حركت جاندار مي شوند.

3)              در بخش پائيني سلول تركودينا ، خارهاي اتصال دهنده وجود دارند كه اين خارها جاندار را به تكيه گاه خود يعني روي بدن ماهي ، متصل مي‌كنند.

4)              داشتن مژك ، دهان سلولي و خارهاي اتصال دهنده ، تركوديتنا را سلولي بسيار تخصص يافته كرده است.

5)         بعضي از سلول هاي بدن ما مثل سلول هاي پوشاننده لوله‌هاي تنفسي ، همانند تركودينا مژك دارند ؛ همچنين سلول هاي بدن ما همانند تركودينا هسته‌اي محتوي DNA دارند؛ همچنين همه سلول ها از جمله تركودينا غشاي پلاسمايي دارند.

6)         برخي ژن هاي موجود در DNA ي تركودينا شكل و ويژگي هاي ريخت شناختي سلول را تعيين مي كنند و برخي ديگر با تنظيم توليد پروتئين هاي اختصاصي ، شكل و كار سلول را اختصاصي مي كنند.

7)              غشاي پلاسمايي به سلول كمك مي كند تا مواد مورد نياز خود را از محيط اطراف بگيرد و مواد زايد را به محيط دفع كند.

8)              غشاي پلاسمايي سيتوپلاسم را احاطه كرده است.

9)              سيتوپلاسم ماده‌اي نسبتاً روان ( سيال) است كه اندامك هاي مختلفي درآن قرار دارند.

10)          هسته و هر نوع انداممك سيتوپلاسمي وظيفه ي خاصي بر عهده دارند.

11)          هسته براي تنظيم فعاليت هاي سلول تخصص يافته است .

12)          مژك ها موجب حركت سلول يا حركت مايع در اطراف سلول مي شوند.

ميكروسكوپ

13)           ذره بين معمولي مي تواند تصوير اشيا را تا حدود 10 برابر بزرگ كند. بزرگنمايي اين نوع ذره بين ها را به صورت 10* نمايش مي دهيم.

14)          براي ديدن اشياء بسيار ريز كه با ذره بين ديده نمي شوند از ميكروسكوپ استفاده مي كنيم.

15)          ميكروسكوپ هاي معمولي در مدارس و جاهاي ديگر از نوع نوري هستند.

16)          واحد اندازه گيري سلول و اجزاي آن ميكرومتر ( ميكرون ) است . هر ميكرومتر يك هزارم ميلي متر است. ( يك ميليونيم متر)

17)       در ميكروسكوپ نوري ، نور مرئي از نمونه عبور مي كند ، از عدسي هاي شيشه‌اي مختلف مي گذرد و به اين ترتيب تصوير بزگ شده اي از نمونه حاصل مي شود.

18)          آنچه را كه با ميكروسكوپ مي خواهيم مطالعه كنيم ، نمونه مي ناميم.

19)          ميروسكوپ نوري مي تواند تصوير نمونه را تا 1000 برابر بزرگ كند (1000x )

20)          بزرگ كردن تصوير يك جسم را بزرگنمايي مي نامند.

21)          .عكسي كه به وسيله‌ي ميكروسكوپ از نمونه گرفته مي شود را ريزنگار مي نامند.

22)          يكي ديگر از عوامل مهم در ميكروسكوپ قدرت تفكيك آن است.

23)          قدرت تفكيك عبارت است از توانايي يك ابزار نوري در نشان دادن دو جسم به صورت مجزا از يكديگر.

24)          توانايي هر ابزار نوري به قدرت تفكيك آن بستگي دارد.

25)          ميكروسكوپ نوري نمي تواند اجسام كوچكتر از 2/0 ميكرومتر يعني در حدود اندازه ي كوچكترين باكتري ، را نشان دهد. ( حد تفكيك =  2/0 ميكرومتر)

26)          با ميكروسكوپ نوري نمي توان ساختار دروني سلول باكتري و اجزاي آن را به وضوح مشاهده كرد.

27)          زيست شناسان با ميكروسكوپ نوري توانستند بعضي از بخش هاي درون سلول ( غير از گروه باكتري ها) را كشف كنند.

28)          با اختراع ميكروسكوپ الكتروني دانش ما درباره ي ساختار سلول به طور چشمگيري افزايش يافته است.

29)          در ميكروسكوپ الكتروني به جاي نور از الكترون استفاده مي شود.

30)          قدرت تفكيك ميكروسكوپ الكتروني بسيار بيشتر از ميكروسكوپ نوري است . ( در حدود 2/0 نانومتر ) هر نانومتر = يك ميلياردم متر.

31)          با ميكروسكوپ الكتروني اندامك هاي سلول و حتي مولكول هاي درشتي مثل DNA و پروتئين ها قابل مشاهده هستند.

32)          زيست شناسان از دو نوع ميكروسكوپ الكتروني بيشتر استفاده مي كنند. 1- ميكروسكوپ الكتروني گذاره 2- ميكروسكوپ الكتروني نگاره.

33)          به كمك ميكروسكوپ الكتروني نگاره ، تصويري سه بعدي از سطح نمونه فراهم مي شود.

34)          به كمك ميكروسكوپ الكتروني گذاره ،  مي توان ساختار دروني سلول را مطالعه كرد.

35)     با وجود ميكروسكوپ هاي الكتروني ، آنها هنوز جايگزين ميكروسكوپ هاي نوري نشده اند؛ چون ميكروسكوپ هاي نوري ارزان تر هستند و كار با آنها بسيار ساده تر است و همچنين با ميكروسكوپ نوري مي توان سلول زنده را بررسي كرد ولي با ميكروسكوپ الكتروني خير.

سلول و اندازه ي آن      

36)          كوچكترني سلول ها باكتري هايي هستند كه اندازه‌ي آنها بين 1 mµ تا 10 mµ است.

37)          درازترين سلول ها ، بعضي سلول هاي ماهيچه اي و عصبي هستند.

38)          اندازه ي كوچكترين سلول هاي گياهي و جانوري در حدو mµ 10 است. و اندازه ي بزرگترني آنها mµ100 است.

39)          اندازه و شكل هر سلول به كار آن سلول بستگي دارد.

40)          تخمك پرندگان حجيم است چون مقدار زيادي مواد غذايي را براي رشد جنيني ، در خود جاي داده است.

41)          سلول هاي ماهيچه اي درازند در نتيجه مي توانند قسمت هاي مختلف بدن را به يكديگر نزديك كنند.

42)          سلول هاي عصبي نيز دراز شده اند تا پيام عصبي را به سرعت ازيك نقطه ي بدن به نقطه اي ديگر منتقل كنند.

43)          كوچك بودن سلول هم فوايد زيادي دارد ، مثلا گلبول هاي قرمز خون با قطر mµ 8 مي توانند از درون باريك ترين رگهاي بدن عبور كنند.

44)          اندازه‌ي سلول نمي تواند از حدي بزرگتر و يا از حدي كوچكتر باشد.

45)       كوچكترين اندازه‌ي سلول بايد به قدري باشد كه بتواند به مقدار كافي DNA ، پروتئين و اندامك هاي لازم براي زيستن و توليد مثل كردن را در خود جاي دهد.

46)          عامل محدود كننده اندازه سلول ، نسبت سطح به حجم است.

47)          سطح سلول بايد به اندازه اي باشد كه بتواند به مقدار كافي مواد غذايي از محيط بگيردو مواد زايد را به محيط دفع كند.

48)          سلول هاي بزرگ سطح وسيع دارند اما نسبت سطح به حجم آنها در مقايسه با سلول هاي كوچكتر هم شكل خود ، پائين تر است.

49)          در مواردي كه سلول خيلي بزرگ باشد ، سطح آن نمي تواند احتياجات حجم را برآورده كند.

50)       وقتي سلول هاي زنده بر روي كره‌ي زمين به وجود آمدند ، فقط آنهايي زنده ماندند و توليد مثل كردند كه سطح كافي براي تأمين احتياجات حجم خود را داشتند.

51)       شكل هايي از سلول پديد آمده‌اند كه بر محدوديت اندازه چيره شده‌اند مثل سلول هايي كه باريك و دراز شده اند ( سلول ماهيچه‌اي يا عصبي)يا سلول هايي كه پهن شده‌اند اين سلول ها نسبت به حالت كروي ( هم حجم خود) سطح بيشتري دارند.

انواع سلول ها

52)          در طول عمر زمين دو نوع سلول ، با ساختارهاي متفاوت به وجود آمده‌اند 1- سلول هاي پروكاريوتي     2- سلول هاي يوكاريوتي

53)          سلول هاي پروكاريوتي عبارتند از باكتري ها و سيانوباكتري ها ( جلبك هاي سبز - آبي )  و ساير انواع سلول ها جزء يوكاريوت ها هستند.

54)          سلول هاي پروكاريوت ساختار ساده اي دارند ، بسيار كوچك هستند و هسته ي مشخص و سازمان يافته اي ندارند .

55)          براي ديدن ساختار دقيق سلول ها ، بايد از ميكروسكوپ الكتروني استفاده كرد.

56)          اندازه‌ي بيشتر سلول هاي پروكاريوتي بين mµ 2  تا mµ 8 است.

57)          در پروكاريوت ها ،  DNA و پروتئين هاي همراه آن در ناحيه‌ي هسته مانندي به نام ناحيه‌ي نوكلئوتيدي قرار گرفته‌اند.

58)          از آنجا كه هيچ غشايي ناحيه‌ي نوكلئوتيدي را احاطه نمي كند ، DNA  و پروتئيه هاي آن در تماس مستقيم با محتويات سلول هستند.

59)          ريبوزوم تنها اندامك سلول پروكاريوتي است كه كار آن پروتئين سازي است.

60)          DNA با واسطه هايي ، نوع پروتئين را تعيين و ازاين راه ، فعاليت هاي سلول را كنترل مي كند.

61)          باكتري داراي غشايي است كه سيتوپلاسم باكتري را در بر مي گيرد.

62)          باكتري داراي ديواره سلولي است كه اطراف غشا را در بر مي گيرد. كار ديواره شكل دادن به سلول و محافظت ازسلول است.

63)          در بعضي از باكتري ها ، ديواره‌ي سلولي به وسيله‌ي پوشش چسبناكي به نام كپسول احاطه شده است.

64)          كپسول از باكتري محافظت مي كند و نيز به چسبيدن باكتري به سطوح مختلف كمك مي كند.

65)          بعضي از باكتري ها برآمدگي هايي برروي سطح خود دارند كه اگر اين برآمدگي ها ي مو مانند كوتاه باشند ، پيلي ( مفرد آن پيلوس) نام دارند.

66)          پيلي هم مانند كپسول با چسبيدن باكتري به سطوح مختلف كمك مي كند.

67)          اگر برآمدگي هاي سطح باكتري بلند باشند به آنها تاژك گفته مي شود. تاژك با حركت خود ، باكتري را در محيط مايع پيرامون به جلو مي راند.

68)          آشكارترين تفاوت سلول پروكاريوتي و يوكاريوتي در اين است كه سلول يوكاريوتي ، اندامك هاي گوناگوني در سيتوپلاسم خود دارد.

69)          بيشتر اندامك هاي سلول هاي پروكاريوتي داراي غشا هستند، به همين خاطر به اين اندامك ها اندامك هاي غشا دار مي گويند.

70)          اندامك هاي غشادار عبارتند از هسته ، شبكه ي آندوپلاسمي، جسم گلژي ، ميتوكندري ، ليزوزوم، پراكسي زوم ، كلروپلاست ، واكوئل .

71)          در سلول زنده بيشتر اندامك ها بي رنگند .

72)          بسياري از واكنش هاي شيميايي ( متابوليسم سلولي) در فضاي درون اندامك ها ي غشادار صورت مي گيرد.اين فضاها از مواد سيال و روان پر شده است.

73)       در فضاي درون هر اندامك وضعيت خاصي كه براي انجام واكنش هاي شيميايي ويژه مورد نياز است ، ايجاد و حفظ مي شود.اين وضعيت در اندامك هاي گوناگون  متفاوت است.

74)       با وجود اندامك هاي غشا دار فرآيندهاي متفاوت متابوليسمي كه به وضعيت هاي متفاوتي نيازدارند مي توانند به طور همزمان در يك سلول به انجام برسند ، چون هر يك از آنها در اندامك جداگانه اي به وقوع مي پيوندند.

75)       فايده ي دوم غشاهاي درون سلولي اين است كه اين غشاها مجموع مساحت غشاهاي سلول را به مقدار قابل توجهي افزايش مي دهند و چون بسياري از فرآيندهاي متابوليسمي بر روي سطح غشاها صورت مي گيرد در كل توان كاري سلول بالا مي رود.

76)          اندامك هايي مثل سانتريول ، تاژك و مژك در سلول هاي گياهي وجود ندارند ( بجز در سلول هاي جنسي گياهان ابتدايي مثل خزه و سرخس)

77)          اندامك هايي مثل پلاست ها و واكوئل درشت و نيز ساختار ديواره كه در سلول گياهي وجود دارد در سلول جانوري يافت نمي شود.

78)          سانتريول يك اندامك بدون غشا است كه در سازمان دهي ميكروتوبول ها ، تشكيل دوك تقسيم و تشكيل تاژك و مژك نقش دارد.

79)          تاژك سلول هاي پروكاريوتي از نظر ساختار و عمل با تاژك سلول يوكاريوتي متفاوت است.

80)          ديواره‌ي سلول هاي گياهي كه از جنس سلولز است از نظر شيميايي با ديواره‌ي سلول هاي باكتري متفاوت هستند.

81)       واكوئل مركزي  كيسه‌اي از جنس غشا است كه در سلول هاي گياهي در آن آب و مواد شيميايي گوناگون ذخيره مي شود. همچنين آنزيم هايي دارد كه گوارش سلولي را به انجام مي رساند در ضمن با جذب آب و منبسط شدن به بزرگ شدن سلول كمك مي كند.

82)          بعضي اندامك هاي سلول هاي يوكاريوتي غشا ندارند كه عبارتند از : سانتريول و اسكلت سلولي و ريبوزوم ها

83)          سانترويول ها و اسكلت سلولي همگي از لوله هاي پروتئيني به نام ريزلوله ( ميكروتوبول ) ورشته هاي پروتئيني به نام ريز رشته ساخته شده اند.

84)          بعضي از ريبورزوم ها درون مايع سيتوپلاسمي قرار دارند و بعضي ديگر به بخش هايي از شبكه ي آندوپلاسمي و غشاي خارجي هسته چسبيده‌‌اند.

ديواره‌ي اسكلتي

85)       ديواره ي سلول هاي باكتري ها و قارچ ها يكپارچه و بدون منفذ و سوراخ است؛ چون آنها تك سلولي اند و نيازي به رابطه با سلول هاي پيراموني ندارند.

86)          ديواره ي سلولي گياهان داراي ضخامتي 10 تا 100 برابر غشاء پلاسمايي است.

87)          ديواره‌ي سلولي گياهان عمدتاً از جنس رشته‌هاي سلولزي نازك است كه در سيماني از جنس ساير پلي ساكاريد ها و پروتئين قرار گرفته اند.

88)          ديواره‌ي سلولي گياهان چندلايه‌اي است ( در حالت كامل 5 لايه )

89)          يكي ازلايه ها كه بين سلول هاي مجاور مشترك است ، تيغه ي مياني نام دارد. تيغه‌ي مياني سلول هاي مجاور را به هم مي چسباند.

90)          روي تيغه ي مياني لايه‌اي به نام ديواره‌ي نخستين قرار گرفته است . ( چون در دو طرف تيغه ي مياني است در نتيجه خود دو لايه محسوب مي شود )

91)          در بعضي سلول ها به ويژه سلول هاي مسن ، روي ديواره ي نخستين ، ديواره‌ي ديگري به نام ديواره ي دومين رسوب مي كند.

92)          ديواره ي سلول هاي گياهي اگر چه ضخيم است ، اما منافذي دارد كه از طريق آن ارتباط بين سلول هاي مجاور برقرار مي شود.

93)          ماده ي زنده اي كه درون منافذ ارتباطي را پر مي كند ، پلاسمودسم نام دارد.

94)          آب ، مواد غذايي و پيام هاي شيميايي از جمله موادي هستند كه از طريق پلاسمودسم ها به سلول هاي مجاور منتقل مي شوند.

95)          ديواره‌ي سلولي در برخي مناطق نازكتر مي شود ، اين مناطق نازكتر لان ناميده مي شوند.

96)          لان دو سلول مجاور در كنار هم هستند و پلاسمودسم ها هم در همين محل لان ها به وجود مي آيند.

غشاي سلول

97)       غشاي سلول مواد درون سلول را از محيط اطراف جدا مي كند(مانند ديواره‌ي يك ظرف) در عين حال نسبت به بعضي از مواد نفوذ پذير است.(بر خلاف ديواره ي ظرف كه كاملاً نفوذ ناپذير است.)

98)       غشاي سلول نسبت به مواد تراوايي نسبي دارد. ( نيمه تراوا است) يعني به بعضي مواد اجازه ي ورود يا خروج مي دهد و به بعضي ديگر اين اجازه را نمي‌دهد.

99)          بيشترين تعداد مولكول هاي غشا مولكول هاي فسفو ليپيد هستند.

100)       مولكول هاي فسفوليپيد داراي دو بخش هستند كه يكي از آنها آب دوست و بخش ديگر آب گريز است.

101)     مولكول هاي فسفوليپيد غشا به صورت دو لايه‌اي به گونه اي قرار مي گيرند كه طرف آب دوست آنها رو به بيرون و طرف آب گريز آنها به سمت داخل دو لايه غشا باشد.

102)       غشا دو لايه به صورت سدي در مقابل آب و مواد محلول در آن عمل مي كند.

103)       غشا نسبت به آب كاملاً نفوذ ناپذير نيست ، بلكه مولكول هاي آب به خاطر كوچك بودن مي توانند به مقدار اندكي از غشا عبور كنند.

104)       مولكول هاي ليپيدي به راحتي مي توانند از غشا عبور مي كنند. (به خاطر هم جنس بودن و راحتي حل شدن)

105)       بخش زيادي از غشا را مولكول هاي پروتئيني تشكيل مي دهند.

106)     بعضي از اين مولكول ها به ويژه آنهايي كه در سطح غشا قرار گرفته اند مولكول هاي پذيرنده نام دارند. يعني به مولكول هاي ديگر متصل مي شوند و از اين راه به برقراري اتصال فيزيكي ميان مولكول ها و سلول ها كمك مي كنند.

107)     پروتئين هايي كه در سراسر عرض غشا قرار دارند كانال ها يا منافذي را براي عبور مواد در غشا ايجاد مي كنند.مولكول ها از يك سمت اين پروتئين ها وارد و از سمت ديگر خارج مي شوند.(پروتئين هاي كانالي)

108)       كانال هاي پروتئيني تخصصي عمل مي كنند، يعني فقط به يك نوع مولكول خاص اجازه‌ي عبور مي دهند.

109)       مولكول هاي كوچك مانند آب نيز مي توانند از اين كانال هاي پروتئيني عبور كنند.

110)        بعضي از پروتئين هاي كانالي هميشه باز هستند و بعضي ديگر فقط در هنگام عبور مواد باز مي شوند.

111)       بعضي از پروتئين هاي غشا ناقل هستند. اين پروتئين ها با صرف انرژي ماده اي را از خود عبور مي دهند. (مانند عبور دادن يون هايي مثل سديم )

112)       در نتيجه مي توان گفت كه غشاها براي تنظيم وضعيت درون سلولي اهميت فراواني دارند.

سازمان درون سلولي

113)       ريبوزوم ها اجزاي بسيار ريز سلول هستند.

114)       ريبوزوم ها درون سيتوپلاسم و حتي درون اندامك هايي مانند ميتوكندري و كلروپلاست يافت مي شوند.

115)       كار ريبوزوم ها مشاركت در پروتئين سازي است.

116)       هر ريبوزوم از دو بخش نامساوي تشكيل شده است.

117)       ساختار هر دو بخش ريبوزم از پروتئين و انواع ويژه اي ازRNA كه به آن rRNA يا RNA هاي ريبوزومي گفته مي شود ، تشكيل شده است.

118)       ريبوزوم هاي سلول هاي پروكاريوتي ساختاري ساده تر و اندازه‌ي كوچكتري نسبت به ريبوزوم هاي يوكاريوت ها دارند.

119)       ريبوزوم هاي پروكاريوتي ساختاري شبيه به ريبوزوم هاي درون ميتوكندري ها و كلروپلاست ها دارند.

120)       ريبوزوم هاي سيتوپلاسم يا چسبيده به برخي از بخش هاي سلولي هستند و يا اينكه به صورت آزاد در ماده ي زمينه ي سيتوپلاسم ( سيتوسل) قرار دارند.

هسته

121)       بيشترين ماده ي ژنتيك سلو لهاي يوكاريوتي در ساختار هسته جاي دارد.

122)       اغلب سلول هاي يوكاريوتي 1 هسته و بعضي دو يا چند هسته دارند.

123)       هسته مركز تنظيم ژنتيك سلول يوكاريوتي است.

124)       DNAي موجود در هسته فعاليت هاي سلول را رهبري مي كند.

125)       هسته را پوششي دو لايه اي و منفذ دار احاطه كرده است.

126)       تبادل مواد بين هسته و سيتوپلاسم از طريق منافذ پوشش آن صورت مي گيرد.

127)       درو ن هسته از مايعي به نام شيره‌ي هسته پر شده است.

128)       در شيره‌‌ي هسته DNA و پروتئين هاي متصل به آن ، هستك يا هستك ها و پروتئين هاي تشكيل دهنده‌ي اسكلت هسته‌اي قرار دارند.

129)       پروتئين هاي اسكلت هسته اي به صورت شبكه اي در هم بافته در هسته قرار دارند و موجب پايداري شكل هسته و پايداري پوشش هسته مي شوند.

130)       درون هسته يك يا چند توده ي متراكم ديده مي شود كه از رشته ها و دانه‌هايي تشكيل شده است. اين توده‌هاي متراكم هستك نام داند.

131)       هستك جاي بخشي از DNA و پروتئين هاي متصل به آن و RNA و پروتئين است.

132)       هستك محلي است كه ريبوزوم ها در آن ساخته مي شوند.

دستگاه غشايي دروني

133)     گروهي از اندامك هاي يوكاريوتي از غشاهاي مرتبط با هم تشكيل شده‌اند كه بعضي از آنها به طور فيزيكي به هم پيوسته‌اند ، اما بعضي ديگر از هم جدا هستند.

134)       در مجموع اين غشاها ، شبكه اي درون سيتوپلاسم تشكيل مي دهند كه زيست شناسان آن را دستگاه غشايي دروني مي نامند.

135)       اندامك هاي دستگاه غشايي دروني در ساخت ، ذخيره و ترشح مولكول هاي مهم زيستي با يكديگر همكاري مي كنند.

شبكه ي آندوپلاسمي

136)       شبكه ي آندوپلاسمي آن قسمت از دستگاه غشايي دروني است كه از غشاهاي به هم پيوسته تشكيل شده است.

137)       واژه‌ي آندوپلاسم از زبان يوناني به معني درون سلول گرفته شده است.

138)       دو نوع شبكه ي آندوپلاسمي وجود دارد. 1- شبكه ي آندوپلاسمي زبر                2- شبكه ي آندوپلاسمي صاف

139)       اين دو نوع شبكه ي آندوپلاسمي از نظر ساختار و عمل با هم تفاوت دارند اما غشاي سازنده ي آنها به هم پيوسته است.

140)       شبكه ي آندوپلاسمي به غشاي خارجي پوشش هسته پيوسته است.

141)       شبكه ي آندوپلاسمي فضاي درون سلول را به دو قسمت يعني فضاي درون خود و فضاي بيروني خود تقسيم مي كند.

142)       تقسيم كردن فضاي درون سلول به قسمت هاي مختلف كار اصلي دستگاه غشايي دروني است.

شبكه ي آندوپلاسمي زبر

143)       شبكه ي آندوپلاسمي زبر از آن جهت به اين نام خوانده مي شود كه در ريزنگارهاي ميكروسكوپ الكتروني ، روي آن دانه‌هايي ديده مي شود.

144)       اين دانه ها همان ريبوزوم ها هستند.

145)       شبكه ي آندوپلاسمي زبر از مجموع كيسه هاي پهني ساخته شده است كه به يكديگر متصل هستند.

146)       شبكه ي آندوپلاسمي دو كار مهم بر عهده دارد؛ 1- غشا سازي         2- ساخت پروتئين

147)   بعضي از پروتئين ها كه به وسيله‌ي ريبوزوم ها ساخته مي شوند و همچنين فسفو ليپيد هايي كه توسط آنزيم ها شبكه ي آندوپلاسمي ساخته مي شوند ، درون غشاي شبكه ي آندوپلاسمي قرار مي گيرند .در نتيجه غشاي شبكه‌ي آندوپلاسمي وسيعتر و گسترده‌تر مي شود تا اينكه قسمتي ازآن به ديگر اندامك ها فرستاده مي شود.(غشا سازي)

148)       نمونه‌ي پروتئين هاي ترشحي كه توسط شبكه ي آندوپلاسمي ساخته مي شوند ، پادتن است.

149)       پادتن ها مولكول هاي دفاعي بدن هستند كه توسط گلبول هاي سفيد خون ساخته و ترشح مي شوند.

150)       هر مولكول پادتن از چند رشته‌ي پلي پپتيدي ساخته شده است.

151)     ريبوزوم هاي شبكه‌ي آندوپلاسمي زبر اين پلي پپتيد ها‌ي مولكول پادتن را مي سازند و اين پلي پپتيدها در درون شبكه ي آندوپلاسمي كنار هم قرا مي گيرند و به اين ترتيب پادتن كامل و فعال حاصل مي شود.

152)       مراحل توليد پادتن عبارتند از :

a.        پلي پپتيد ساخته شده به درون شبكه ي اندوپلاسمي وارد مي شود.

b.        زنجيره‌ي كوچكي از قند به پلي پپتيد اضافه مي شود. ( تشكيل گليكوپروتئين)

c.        شبكه ي آندوپلاسمي گليكوپروتئين را در كيسه‌هاي ريزي به نام وزيكول (كيسه چه ) انتقالي قرار مي دهد و بسته بندي مي كند.

d.        اين كيسه چه ها از شبكه ي آندوپلاسمي به بيرون جوانه مي زنند و س س به دستگاه گلژي منتقل مي شوند.

شبكه ي آندوپلاسمي صاف

153)       شبكه ي آندوپلاسمي صاف ، شبكه ي به هم پيوسته اي از لوله ها و كيسه ها ي غشا دار بدون ريبوزوم است.

154)       درون  شبكه ي آندوپلاسمي صاف آنزيم هاي متعددي جاي گرفته اند.اين آنزيم ها كارهاي اصلي شبكه ي آندوپلاسمي صاف را انجام مي دهند.

155)       يكي از مهمترين كارهاي شبكه ي آندوپلاسمي صاف ساختن موادي مانند اسيد هاي چرب ، فسفو ليپيد و استروئيدها است.

156)       هر يك از انواع ليپيد ها نام برده شده توسط نوع خاصي سلول توليد مي شوند.

157)     در سلول هاي جگر ما شبكه ي آندوپلاسمي صاف گسترده اي وجود دارد كه در آن 1- آنزيم هاي خاصي قرار دارند كه به تنظيم مقدار قندي كه از سلول هاي جگر به جريان خون وارد مي شوند كمك مي كنند.  2- همچنين آنزيم هاي ديگري وجود دارد كه دارو ها و مواد شيميايي مضر را تجزيه مي كنند. كه به اين كار سلول هاي جگر سم زدايي گويند.

158)       يكي ديگر از كارهاي شبكه ي آندوپلاسمي صاف ذخيره‌ي يون كلسيم در سلول هاي ماهيچه اي است.

159)       يون كلسيم براي انقباض ماهيچه ها در بافت ماهيچه اي لازم است.

160)      وقتي پيام عصبي به سلول هاي ماهيچه اي مي رسد يون كلسيم از شبكه ي آندوپلاسمي صاف نشت مي كند و به درون سيتوپلاسم وارد شده ، موجب انقباض مي شود.

جسم گلژي

161)       به پاس پژوهش هاي كاميلو گلژي ، زيست شناس و پزشك ايتاليايي به اين نام خوانده مي شود.

162)       گلژي با استفاده از ميكروسكوپ نوري و نيز روش هاي رنگ آميزي سلول و اجزاي آن جسم گلژي را كشف كرد.

163)       اين اندامك از كيسه‌هاي پهني كه بر روي هم قرار گرفته اند ، تشكيل شده است.

164)       جنس كيسه هاي گلژي از غشا است.

165)       كيسه هاي گلژي بر خلاف شبكه ي آندوپلاسمي به هم پيوسته نيستند.

166)       تعدا اجسام گلژي در هر سلول از چند عدد تا چند صد عدد است.

167)       تعداد اجسام گلژي به ميزان فعاليت سلول در ترشح پروتئين و مواد ترشحي ديگر بستگي دارد.

168)     مولكول هايي كه توسط شبكه ي اندوپلاسمي توليد مي شوند به وسيله‌ي كيسه چه هاي انتقالي به دستگاه گلژي وارد مي شوند و در آنجا اين مولكول ها نشانه گذاري مي شوند و بر حسب نشانه اي كه دارند به نقاط مختلف سلول فرستاده مي شوند.

ليزوزوم

169)       ليزوزوم ها جزء دستگاه غشايي دروني هستند.

170)       شبكه ي آندوپلاسمي زبر و جسم گلژي ، ليزوزوم ها را توليد مي كنند.

171)       ليزوزوم كيسه‌اي است غشا دار كه داراي آنزيم هاي تجزيه كننده است.

172)     غشاي ليزوزوم ها ، در واقع پيرامون قسمتي را فرا گرفته است كه آنزيم هاي گوارشي در آن ذخيره هستند و به اين ترتيب ديگر قسمت هاي سلول از گزند آنزيم هاي گوارشي در امان مي مانند.

173)       بدون ليزوزوم ها هيچ سلولي نمي تواند آنزيم هاي گوارشي را در درون خود داشته باشد.

174)       ليزوزوم ها با پيوستن به واكوئل هاي غذايي ، آنزيم هاي گوارشي را به درون واكوئل تخليه و محتواي درون واكوئل را تجزيه مي كنند.

175)       مولكول هاي كوچك حاصل از اين تجزيه مانند اسيد هاي آمينه ليزوزوم ها را ترك و به مصرف سلول مي رسند.

176)       يكي ديگر از كرهاي ليزوزوم شركت در بلع و گوارش اندامك هاي پير و يا آسيب ديده است.

177)       از اجزاي حاصل از تجزيه اندامك هاي پير و آسب ديده ، اندامك هاي جديدي بازسازي مي شوند .

178)     ليزوزوم ها در نمو جنيني نقش حياتي دارند؛ مثلاً آنزيم هاي ليزوزومي ، بافت هايي را كه در زمان جنيني بين انگشتان دست و پا قرار دارند نابود مي كنند و انگشتان را از يكديگر جدا مي كنند .

واكوئل ها

179)       همانند ليزوزوم ها كيسه هايي از جنس غشا هستند كه به دستگاه غشايي دروني تعلق دارند.

180)       واكوئل هاي گوارشي و ليزوزوم ها با يكديگر براي گوارش همكاري دارند.

181)       واكوئل بسيار درشت سلول هاي گياهي ، واكوئل مركزي نام دارد كه معادل يك ليزوزوم بزرگ است.

182)       واكوئل مركزي با جذب آب به بزرگ شدن سلول گياهي كمك مي كند.

183)       واكوئل مركزي در گلبرگ گياهان ممكن است رنگيزه هايي داشته باشد كه سبب جذب حشرات به هنگام گرده افشاني شوند.

184)     واكوئل هاي مركزي در بعضي از گياهان حاوي مواد سمي هستند كه به اين ترتيب گياه در برابر جانوران گياهخوار و بعضي از آفات گياهي از خود دفاع مي كند.

185)       نوع خاصي از واكوئل به نام واكوئل ضربن دار در پارامسي كه آغازي مژكدار تك سلولي آب شيرين است وجود دارد.

186)       واكوئل ضربان دار ، آب اضافي را در سلول جمع كرده و سپس به بيرون مي راند.

187)     دفع آب اضافه براي آغازيان آب شيرين بسيار ضروري است چون آب دائماً وارد سلول مي شود و اگر سلول راهي براي دفع آب اضافي نداشته باشد ، آنقدر حجيم مي شود كه سرانجام مي تركد.

188)       در واقع واكوئل ضربان دار براي حفظ تعادل محيط دروني سلول ، حياتي است.

189)       در دستگاه غشايي دروني ، پيوستگي ساختاري مستقيمي بين پوشش هسته ، شبكه ي آندوپلاسمي زبر و شبكه ي آندوپلاسمي صاف برقرا است.

190)       مثلاً وزيكول هاي انتقالي در شبكه ي آندوپلاسمي ساخته مي شوند ، سپس به جسم گلژي وارد مي شوند و سرانجام به ليزوزوم و يا واكوئل تبديل مي‌شوند.

كلروپلاست

191)       انجام فتوسنتز را بر عهده داردو در گياهان و بعضي از آغازيان مانند جلبك ها يافت مي شود.

192)       فتوسنتز فرآيندي است كه در طي آن انرژي نور خورشيد جذب و به انرژي شيميايي نهفته در قند تبديل مي شود.

193)       بخشي از قند هاي توليد شده در فتوسنتز براي تهيه مواد غذايي ديگر به كار مي روند.

194)       كلروپلاست نيروگاه خورشيدي است كه بسيار موفق تر از هر چيزي عمل مي كند كه تا كنون توسط قدرت ابتكار و نبوغ آدمي ساخته شده است.

195)       غشاها ، فضاي داخل كلروپلاست را به سه قسمت تقسيم مي كنند و ساختار كلروپلاست را با كاري كه انجام مي دهد متناسب كرده‌اند.

196)     اين قسمت ها عبارتند از : 1- فضاي باريكي بين غشاي بيروني و غشاي دروني كلروپلاست. 2- فضايي كه توسط غساي دروني محصور شده است.      3-فضاي درون لوله ها و قرص هاي غشادار توخالي .

197)       قرص هاي غشادار توخالي به صورت چند تايي روي هم قرار مي گيرند كه هر دسته را گرانوم مي ناميم.

198)       گرانوم ها مكان هايي هستند كه درآنجا انرژي نور خورشيدي به دام مي افتد.

199)       درون فضايي را كه غشاي داخلي محصور ركده است را ماده‌اي سيال به نام استروما پر مي كند.

200)     علاوه بر كلروپلاست در سلول هاي گياهان ممكن است انواع ديگري از پلاست ها ديده شوند كه در آنها مواد متفاوتي مانند شاسته ، ذرات رنگي ، پروتئين‌ها و ليپيد ها ذخيره مي شوند.

ميتوكندري

201)       اندامكي است كه انرژي شيميايي را از شكلي به شكل ديگر در مي آورد.

202)       اين اندامك اناجم تنفس سلولي را بر عهده دارد.

203)       تنفس سلولي فرآيندي است كه در طي آن انرژي شيميايي غذاها مانند قند ها به انرژي شيميايي مولكول سوختي سلول ها يعني ATP تبديل مي شود.

204)       ميتوكندري داراي دو غشا است ، اما فضاي درون آن فقط از دو قسمت تشكيل شده است.

205)       اين دو فضا در ميتوكندري عبارتند از 1- فضاي بين دو غشاي دروني و بيروني   2- فضايي كه توسط غشاي دروني محصور شده است.

206)       فضاي دروني ميتوكندري را ماده اي سيال به نام ماتريكس پر كرده است.

207)       بسياري از واكنش هاي شيميايي مربوط به تنفس ، درون ماتريكس ميتوكندري رخ مي دهند.

208)       غشاي دروني ميتوكندري بسيار چين خورده استكه هر چين خوردگي يك تيغه به نام كريستا را به وجود مي آورد.

209)       آنزيم هايي كه ساخته شدن ATP را بر عهده دارند درون اين غشاي چين خورده و نيز بر سطح آن قرار گرفته‌اند.

210)       كريستاها موجب افزايش سطح غشاي دروني ميتوكندري و در نتيجه‌ي آن باعث بالا رفتن توانايي ميتوكندري در توليد ATP مي شوند.

چگونه مواد به سلول وارد و يا از آن خارج مي شوند؟

211)       بسياري مواد از طريق انتشار به سلول وارد و يا از آن خارج مي شوند.

212)       انتشار يعني حركت ذرات ماده از جاي پرتراكم به سوي محل كم تراكم.

213)       عامل انتشار اختلاف غلظت درات ماده بين دو نقطه از محيط است.

214)     حركت خالص مولكول هاي مواد در انتشار را مي توان از تفريق تعداد مولكول هايي كه به سمت محيط غليظ پيش ميروند ، از مولكول هايي كه از اين ناحيه دور مي شوند و به سمت غلظت كمتر مي روند محاسبه كرد.

215)       نتيجه ي نهايي انتشار ، يكسان شدن غلظت آن ماده در همه‌ي نقاطي است كه آن ماده وجود دارد.

216)       اكسيژن از طريق انتشار وارد سلول مي شود و كربن دي اكسيد ( CO2) از طريق انتشار از سلول خارج مي شود.

217)       بعضي مولكول ها نمي توانند به راحتي از غشا در جهت شيب غلظت حركت كنند . اين مواد به كمك كانال هاي پروتئيني از عرض غشا عبور مي كنند.

218)       عبور مولكول هاي مواد از عرض غشا با كمك كانال هاي پروتئيني در جهت شيب غلظت را انتشار تسهيل شده مي نامند.

219)       انتشار يك فرآيند كاملاً فيزيكي است و از انرژي زيستي استفاده نمي كند.

220)       افزايش گرماي محيط به خاطر زياد كردن جنبش و برخورد مولكول ها باعث افرايش سرعت انتشار مي شود.

221)       عبور مواد از عرض غشا با صرف انرژي توسط مولكول هاي ناقل بر خلاف شيب غلظت ، انتقال فعال نام دارد.

222)       ريشه‌اي گياهان بعضي مواد را با انتقال فعال جذب مي كنند.

223)       آندوسيتوز فرآيندي است كه سلول ، مولكول ها و ذرات درشت را به صورت كيسه جذب مي كند.

224)       آندوسيتوز واژه‌اي يوناني و به معناي ورود به سلول است.

225)       موجود تك سلولي مانند آميب با روش آندوسيتوز تغذيه مي كند.

226)       اگزوسيتوز فرآيندي عكس آندوسيتوز است كه ذرات درشت توسط كيسه چه به غشا متصل و به خارج فرستاده مي شوند.

227)       اسمز

228)       آب از طريق نوع خاصي انتشار به نام اسمز به سلول وارد و يا از آن خارج مي شود.

229)       براي ايجاد خاصيت اسمز پرده يا غشا بايد خاصيت نفوذپذيري انتخابي داشته باشد.

230)       پرده‌اي از جنس كاغذ سلوفان مي تواند خاصيت نفوذپذيري انتخابي داشته باشد.

231)       نيروي كشش محيط غليظ نسبت به آب فشار اسمزي نام دارد.

232)       انتشار آب از عرض يك غشاي نيمه تراوا ( داراي نفوذپذيري انتخابي ) اسمز نام دارد.

233)       اسمز جايي روي مي دهد كه دو محلول با غلظت متفاوت آب ، به وسيله‌ي يك غشاي نيمه تراوا از يكديگر جدا شده باشند.

234)       اگر يك گلبول قرمز در آب مقطر قرا بگيرد به خاطر اسمز ، آنقدر آب وارد آن مي شود كه سلول مي تركد.

235)       براي جلوگيري از تركيدن گلبول قرمز ، خون و مايعات بدن ما غلظتي مشابه غلظت درون سلول گلبول قرمز دارند.

236)     اگر يك سلول گياهي را در آب مقطر قرار دهيم ، آب وارد واكوئل مركزي مي شود و سلول باد مي كند ولي به خاطر داشتن ديواره نمي تركدكه به اين حالت تورژسانس ( آماس ) گفته مي شود.

237)       تورژسانش در گياهان خشكي بسيار اهميت دارد چون باعث مي شود گياه استوار بماند در غير اينصورت گياه پژمرده خواهد شد.

238)       پديده ي پژمردگي گياهان به خاطر كمبود فشار اسمزي داخل آنها ، پلاسموليز ناميده مي شود.

گياهان علفي كه چوب زيادي ندارند براي استوار ماندن به تورژسانس وابسته هستند. و در صورت پژمردگي اين گياهان علفي خم خواهند شد.

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 9:57 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

ژن

× اطلاعات وراثتي جانداران بجزء ويروس هاي RNA را در مولكول DNA و در ساختار ويژه اي از اين مولكول که آن را ژن مي نامند نهفته است. اگر بخواهيم تعريفي از ژن داشته باشيم با توجه به كتاب زيست شناسي و آزمايشگاه (2) مي توان گفت؛ ژن بخشي از مولكول DNA است كه موجب سنتز پروتئين يا RNA مي شود. البته اين تعريف خالي از اشكال نيست. زيرا بعضي از ويروس ها داراي RNA هستند. همچنين بعضي از ژن ها اثر تنظيمي برژنهاي ديگر داشته و از آنها RNA يا پروتئين سنتز نمي شود. بنابراين بهترين تعريف ژن بدين صورت مي باشد: بخشي ازنوكلئيك اسيد است كه به عنوان يك واحد عمل كننده كار مي كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 11:26 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

برای مشاهده نمونه سوالات المپیاد زیست شناسی ُ شیمیُ فیزیک ورایانه روی سایت زیر کلیک کنید.http://etu.isfedu.org/Default.aspx?tabid=122 

+ نوشته شده در  جمعه 4 بهمن1387ساعت 8:43 قبل از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 6:56 قبل از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

برای مشاهده سوالات سراسری و هماهنگ سالهای گذشته روی لینک زیر کلیک کنید.  http://aee.medu.ir

+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت 10:9 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

   پلاسموسیت ها سلولی هایی هستند که پادتن ترشح می کنند و در دفاع  اختصاصی هومورال فعال هستند. پادتن نوعی پروتئین است و سلول هایی که در پادتن سازی فعال هستند شبکه ی آندوپلاسمی زبر و دستگاه گلژی بیشتری دارند. در مقابل سلول هایی که فاگوسیتوز انجام می دهند دارای لیزوزوم بیشتری هستند.  

* سلول های فاگوسیت کننده: مونوسیت(یک هسته دارند) ، نوتروفیل و ماکروفاژ. مونوسیت ها ساختاری شبیه ماکروفاژ ها دارند ولی در خون حضور دارند و با عمل دیاپدز از مویرگ ها خارج و تمایز پیدا می کنند و به ماکروفاژ تبدیل و وارد بافت پیوندی می شوند.

* بیماری های آلرژیک عبارتند از: آسم ، کهیر ، تب یونجه و شوک آنافیلاکسی که این بیماری ها با استفاده از آنتی هیستامین درمان می شوند. هیستامین در خون بوسیله ی بازوفیل ها آزاد می شود و در بافت ها بوسیله ی ماستوسیت ها. بازوفیل ها در خون هپارین هم ترشح می کنند که مانع انعقاد خون می شود.

* بیماری های خود ایمنی عبارتند از: میاستنی گراویس و مالتیپل اسکلروزیس MS ،(غلاف میلین در سلول های عصبی در این بیماری از بین می رود و غلاف میلین باعث افزایش سرعت هدایت پیام عصبی می شود) روماتیسم قلبی و دیابت نوع یک که یکی از عوامل ایجاد آن ترشح بیش از اندازه پادتن توسط پلاسموسیت ها است.

* بیمار های ویروسی عبارتند از: سرخک ، ایدز ، سرخجه ، هپاتیت ، اوریون ، سرماخوردگی ، فلج اطفال(پولیومیلیت). 

* تزریق واکسن(ویروس گشته شده یا ضعیف شده یا سم میکروب ) باعث ایمنی فعال می شود.

 انتقال پادتن از خون مادر به جنین  ایجاد ایمنی غیرفعال در جنین می کند.

* تزریق پادتن(سرم) ایمنی غیر فعال ایجاد می کند.

* پادتن ها با خنثی کردن آنتی ژن ها( آنتی ژن می تواند پروتئینی و یا پلی ساکاریدی باشد در حالی که پادتن ها همیشه پروتئینی هستند) می تواند باعث افزایش فاگوسیتوز شود و آنرا تقویت کند.

* در اولین برخورد با آلرژن دفاع اختصاصی هومورال فعال می شود! و پلاسموسیت ها پادتن ترشح می کنند که به سطح ماستوسیت ها(موجود در بافت ها) و بازوفیل ها ( موجود در خون) متصل می شوند...و در برخورد بعدی ایمنی غیر اختصاصی فعال می شود یعنی ماستوسیت ها و بازوفیل ها هیستامین ترشح می کنند. که هیستامین گشاد کننده رگ ها و کاهش فشار خون در محل را باعث می شود و افزایش نفوذ پذیری رگ ها و افزایش عمل دیاپدز و التهاب را به دنبال دارد و همچنین انقباض عضلات صاف جدار نای(علایم آسم).

* سیستم دفاعی در گیاهان: نوعی پروتئین گوگردار در یونجه فعالیت ضد قارچی دارد.

* بی مهرگان با استفاده از دفاع غیر اختصاصی با عوامل بیماری زا مبارزه می کنند، مایع مخاطی بروی بدن بسیاری از کرم های حلقوی( نرئیس ، زالو ، کرم خاکی ) نرم تنان( هشت پا ، حلزون ،دو کفه ای ، لیسه) و وجود سلول هایی شبیه فاگوسیت ها در اسفنج ها و بند پایان و وجود آنزیم لیزوزیم و آنزیم های لیزوزومی نمونه هایی از دفاع غیر اختصاصی در بی مهرگان است.

* پروتئین هایی که در دفاع غیر اختصاصی شرکت دارند: پروتئین های مکمل(در خون هستند و منافذی در غشاء میکروب ها ایجاد می کنند) و اینترفرون ، آنزیم لیزوزیم...اینترفرون هایی که توسط سلول های آلوده به ویروس تولید می شود تا حدودی سبب می شود تا سلول های سالم در برابر ویروس ها مقاوم شوند یعنی مقاومت نسبی در برابر انواع ویروس ها...بیماری های ویروسی باعث تولید این پروتئین می شود.

* مغز استخوان: ماده ای نرم و قرمز یا زرد رنگی است که حفره های بافت اسفنجی یا مجرای میانی استخوان های دراز را پر می کند.  از حدود 5 سالگی به بعد گلبول سازی فقط در مغز استخوان های پهن(لگن ، جناق و کتف) و سر برجسته ی استخوان های دراز که به تنه متصل هستند، ادامه می یابد.

* اندام های لنفی: تیموس ،مغز استخوان ، گره های لنفی(توده های لوبیایی شکل ) ، طحال ، لوزه ها و آپاندیس.

* گلبول های سفید به دو دسته تقسیم می شوند:

1- گرانولوسیت ها( نوتروفیل ، بازوفیل و ائوزینوفیل) 

2- آگرانولوسیت ها( مونوسیت ها و لنفوسیت)

 

* نوتروفیل ها:عمل دیاپدز و فاگوسیتوز انجام می دهند و در دفاع غیر اختصاصی شرکت می کنند.هسته ای چند قسمتی دارند.

* بازو فیل ها: هپارین(ضد انعقاد خون و جلوی عمل ترومبین را می گیرد) و هیستامین ترشح می کنند.  

* ائوزینوفیل ها: از نظر ظاهر شبیه نوتروفیل ها هستند ولی قدرت آندوسیتوز آنها کمتر است. و در عفونت های انگلی افزایش پیدا می کنند...

* طحال بزرگترن اندام لنفی بدن است و جایگاه اصلی میکروب هایی است که وارد خون می شوند در حالی که گره های لنفاوی محل مبارزه با میکروب هاست و طحال مخزن ذخیره ی خون در بدن نیز هست.

*  سلول های T کشنده در بر خورد با ویروس ها و سلول های سرطانی به طور مستقیم وارد عمل می شود و پروتئین پرفورین ترشح می کند که باعث ایجاد منافذ در سلول ها می شود. عملکرد پرفورین مشابه پروتئین های مکمل است با این تفاوت که پروتئین های مکمل در دفاع غیر اختصاصی فعال  هستند و پرفورین ها در دفاع اختصاصی توسط لنفوسیت  T .

* در دفاع اختصاصی لنفوسیت ها فعال هستند که در دو گروه جای می گیرند: لنفوسیت B  و لنفوسیت T

لنفوسیت های B  در مغز استخوان بالغ می شوند و لنفوسیت های T در تیموس بالغ می شوند و توانایی آن را پیدا می کنند تا با عوامل بیماری زا به طور اختصاصی مبارزه کنند.

* لنفوسیت B ایمنی هومورال ( پلاسموسیت و B خاطره بوجود می اورند) و لنفوسیت T  (T کشنده و T خاطره بوجود می اورند) ایمنی سلولی را ایجاد می کند.

* پلاسموسیت پادتن و T کشنده پرفورین تولید می کنند... که هر دو پروتئین و واحد سازنده ی آن آمینو اسید می باشد و بر روی دستگاه ژنی رمز دارند

 منبع : زیست پژوهان جوان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

         ۱-     نتیجه ی آزمایش کوهن – بایر را بنویسید؟.

آنها رمز کننده ی RNA ریبوزومی را از DNA نوعی قورباغه ی آفریقایی استخراج و به DNA باکتری اشریشیاکلای وارد کردند، مشاهده کردند که باکتری هنگام رونویسی، tRNA  قورباغه را ساخت. در نتیجه کوهن و بایر اولین جانداری را که از طریق مهندسی ژنتیک تغییر یافته بود، تولید کردند.

2-     مهندسی ژنتیک را تعریف کرده و چه جانداری برای اولین بار با این روش دستکاری شد؟

فرایند دست ورزی در ژن ها را مهندسی ژنتیک گویند. باکتری اشریشیاکلای

3-     مهمترین هدف در مهندسی ژنتیک چیست؟ تولید ژن یا فراورده ی آن به مقدار انبوه

4-     در مهندسی ژنتیک برای تولید انبوه ژن های جاندار جدا و بعد آن را به جاندار ساده ای مثل باکتری – که تولید مثل سریعی دارد – وارد می کنند. به این ترتیب، ژن مورد نظر در باکتری همانندسازی می کند و در نتیجه همانندسازی پی در پی، مقدار آن زیاد می شود.

5-     ابزار لازم در مهندسی ژنتیک، برای جدا کردن ژن مورد نظر کدامند؟

1-     آنزیم های محدود کننده: برای بریدن DNA

2-     وکتورها یا حامل مثل: الف) پلازمید        ب) باکتریوفاژها          ج) ویروس

6-     برای انتقال ژن مورد نظر به باکتری در مهندسی ژنتیک از چه وسایلی استفاده می شود؟

از وکتورها که شامل:     الف) پلازمید          ب) ویروس ها           ج) باکتریوفاژها

7-     برای ساختن DNA  نوترکیب دو آنزیم نیاز داریم، آنها کدامند؟

1-      آنزیم محدود کننده: برای بریدن پلازمید و قرار دادن ژن خارجی در آن

2-      آنزیمی که باعث اتصال دو سر ژن خارجی به پلازمید

8-     وکتوریا حامل چیست؟      وسیله ای که ژن مورد نظر را به درون سلول باکتری اتقال می دهند.

9-     پلازمید چیست؟             مولکول های DNA  حلقوی کوچکی هستند که در برخی از باکتری ها وجود دارند.

10-   چرا پلازمید را در کروموزوم های کمکی می گویند؟

چون دارای ژن هایی هستند که در کروموزوم اصلی باکتری وجود ندارد. مثلاً ژن مقاومت به آنتی بیوتیک در پلازمیدها قرار دارد.

11-   اهمیت استفاده از پلازمیدها چیست؟ پلازمید ها مستقل از کروموزوم اصلی باکتری همانندسازی می کند و بدین ترتیب مهندسان ژنتیک، ژن مورد نظر را درون پلازمید قرار می دهند، به این ترتیب، هرگاه پلازمید همانندسازی کند، ژن مورد نظر نیز همانندسازی می کند و بدین ترتیب بر تعداد نسخه های آن دائماً افزوده می شود.

12-  منظور از DNA  ی نوترکیب چیست؟

وقتی ژن مورد نظر، (ژن خارجی) را وارد پلازمید می کنند، DNA  ی جدیدی ساخته می شود که از ترکیب دو DNA متفاوت، یکی ژن خارجی و دیگر پلازمید، حاصل  شده است. این DNA   را DNA   نوترکیب گویند.

13-   چرا مهندسی ژنتیک را فناوری DNA  نوترکیب گویند؟ چون ساختن DNA  نوترکیب، یکی از اصلی ترین مراحل مهندسی ژنتیک است.

14-  باکتریوفاژ چیست؟ و نقش آن را توضیح دهید.

ویروس هایی هستند که میزبان آن ها باکتری است. وقتی باکتریوفاژ، باکتری را آلوده می کند، DNA  آن در سلول میزبان شروع به همانندسازی می کند. با قرار دادن ژن خارجی در DNA  باکتریوفاژ، امکان تکثیر ژن فراهم می شود.

15-  آنزیم محدود کننده ی ECORI توالی چه نوکلئوتیدی می شناسد؟

GAATTC

CTTAAG

توالی نوکلئوتیدی                        را می شناسند. توالی خاصی که آنزیم آنرا می شناسد، جایگاه تشخیص آنزیم نام دارد، در بین نوکلئوتیدهای A , G است.

16-   انتهای چسبنده چیست؟ در اثر عمل آنزیم محدود کننده دو قسمت تک رشته ای، در دو انتهای DNA  ایجاد می شود که مکمل هم هستند. به این دو قسمت تک رشته ای انتهای چسبنده گویند.

17-    نقش آنزیم لیگاز چیست؟ آنزیمی که باعث برقراری پیوند فسفودی استر میان دو مولکول DNA  می شود.

18-  مراحل اساسی، در آزمایش های مهندس ژنتیک را نام ببرید؟

1- برش DNA   توسط آنزیم محدود کننده            

 2- تولید DNA   نوترکیب

3- کلون کردن ژن        4- غربال کردن          

 5- استخراج ژن

19-  منظور از کلون کردن ژن چیست؟

وقتی DNA  نوترکیبوارد شده به باکتری، با استفاده از دستگاه همانندسازی باکتری، تعداد زیادی DNA  نوترکیب که دارای ژن خارجی را همانندسازی می کند و در نتیجه از یک ژن نسخه های یکسان متعددی ساخته می شود که به آن ژن کلون شده می گویند.

20-    منظور از غربال کردن ژن چیست؟ عمل جدا کردن باکتری هایی که DNA  نوترکیب را جذب کردند از باکتری هایی که DNA  نوترکیب را جذب نکرده اند.

21-   دانشمندان با چه روشی، غربال کردن ژن ها را انجام دادند؟

با توجه به اینکه پلازمیدها نسبت به آنتی بیوتیک تتراسایکلین مقاومند، باکتری هایی که DNA  نوترکیب را جذب کردند با اضافه کردن آنتی بیوتیک، زنده ماندند اما باکتری هایی که پلازمید آنها DNA نوترکیب را جذب نکردند از بین رفتند.

22-    استخراج ژن چیست؟   عملی که ژن مورد نظر یا خارجی را از وکتوریا پلازمید جدا می کند.

نکته: برای جدا کردن ژن، باید از همان آنزیم محدود کننده ای که برای ساختن DNA  نوترکیب به کار رفته، استفاده کنیم.

 

23-  هدف از کاربر الکتورفورز درژل، در استخراج ژن چیست؟

برای جدا کردن DNA  پلازمید و DNA  (ژن) خارجی از همدیگر

24-   در چه مواردی از روش الکتروفورز استفاده می شود؟

1- جدایی اسیدهای نوکلئیک                    2-  جدائی پروتئین ها که بر اساس بار الکتریکی و اندازه

25-    موارد کاربرد مهندسی ژنتیک در پزشکی را بنویسید؟

داروها: بسیاری از بیماری های ژنی به علت عدم توانایی بدن در ساختن یک نوع پروتئین خاص است. بنابراین از روش مهندسی ژنتیک برای سنتز این پروتئین استفاده می کنند. مثلاً:

1-     انسولین: برای درمان دیابت

2-     فاکتور انعقاد خون شماره хш (8) : پروتئین است که در انعقاد خون مؤثر است و کمبود آن باعث هموفیلی می شود. با ساختن این پروتئین به روش مهندسی ژنتیک از خطر ابتلا به ایدز و هپاتیت B از راه تزریق خون جلوگیری می شود.

3-     واکسن: هدف از واکسن پیشگیری قبل از درمان است. دستگاه ایمنی با ورود واکسن به بدن پروتئین های سطحی میکروب ها را شناسایی کرده و پادتن آنها را می سازد که بعداً پادتن به مبارزه با میکروارگانیسم می پردازد.

26-  کاربرد واکسن – درمانی قدیمی – مزیت و معایب آن چیست؟

واکسن در گذشته؛ محلول حاوی میکروب های کشته شده ی بیماری زا، یا میکروب ضعیف شده می باشد.

مزیت: واکسن ایجاد بیماری نمی کند.

معایب: خطا در کشتن حتی یک میکروب فاجعه آفرین است.

27-  کاربرد واکسن – درمانی به روش جدید را بنویسید؟

واکسن جدید: به روش مهندسی ژنتیک سنتز می شود. در این روش ژن مربوطه به آنتی ژن یک بیماری زا را به DNA  یک باکتری یا ویروس غیر بیماری زا وارد کرد (شکل صفحه 40) باکتری یا ویروس تغییر می کند و یک واکسن مفید و مطمئن را می سازد. مثل تهیه واکسن ضد بیماری هپاتیت B (ویروس هپاتیت B : باعث التهاب کبد و کشنده است)

28-  انواع واکسن های کشف شده و در حال بررسی کدامند؟

         الف) واکسن های کشف شده و تنها برای پیشگیری هستند:  آبله  ، فلج اطفال ،    هپاتیت  B  ،  کزاز  

         ب) در حال بررسی هستند:     مالاریا  ،   ایدز

نکته: عامل مالاریا: انگلی به نام پلاسمودیوم فالیسپاروم از فرمانرو آغازیان است.

29-   ژن درمانی چیست؟ جایگزین کردن یک نسخه از ژن سالم، درون سلول های فردی که دارای ژن ناقص می باشد.

30-  مراحل ژن درمانی را بنویسید؟

1-     استخراج ژن بیماری از سلول ها

2-     قرار دادن یک نسخه ژن سالم در درون سلول

3-     ایجاد شرایط مناسب برای همانند سازی و رشد ژن

31-   بیماری ژنتیکی کشف شده به کمک پروژه ی ژنوم انسانی کدامند؟

   سیستیک فیبروزيز ،      دیستروفی عضلانی دوشن  و      سرطان

32-   جانداران توالی یابی شده به صورت کامل توسط پروژه ی ژنوم کدامند؟

        باکتری هموفیلی آنفلوآنزا   ـــ  کرم لوله ای   ـــ  الگانسن ( اولین موجود پرسلولی)

       ساکارومایسز سروزیه (مخمر نان)  ـــ موش  ـــ  مگس سرکه  ـــ گیاه آرابیدوپسیس  ـــ  انسان

33-  کاربرد مهندسی ژنتیک در کشاورزی را بنویسید. ؟

امروزه مهندسان ژنتیک با دست ورزی ژن ویژگی های مطلوب را در گیاهان ایجاد کردند که عبارتند از:

1-     ایجاد گیاهان مقاوم به شرایط خشکی و مقاوم به آفت و حشرات.

2-     تولید گیاهان سازگار با خاک هایمختلف، اقلیم های متفاوت و فشارهای محیطی

3-     تنظیم سرعت رسیدن میوه ها             تحریک هورمون های القاء کننده مانند اکسین و ژیبرلین.

4-     افزایش ارزش غذایی؛ مثلاً با مهندسی ژنتیک گیاه برنجی تولید که دارای تباکارتون و آهن است.

5-     ایجاد گیاهان مقاوم به علف کش ها             یعنی علف کش ها  فقط علف های هرز را از بین می برند.

6-     ایجاد گیاهان مقاوم به حشرات

34-  روش درمان، ناهنجاری دستگاه ایمنی کودکی به خاطر فقدان آنزیم را به وسیله ی ژن درمانی توضیح دهید؟

پزشکان سلول های مغز استخوان کودک را استخراج و یک ژن سالم در آن قرار دادند و به داخل مغز استخوان کودک برگش دادند. سلول ها شروع به ساختن آنزیم کردند چون دارای قدرت تقسیم هستند.

35-   هدف پروژه ی ژنوم انسان چیست؟ تعیین توالی نوکلئوتیدی ژنوم انسان و تعیین نقشه ی جایگاه هر ژن روی هر کروموزوم است.

36-   ژنوم را  تعریف کنید؟  به کل محتوای DNA یک جاندار گفته می شود که شامل DNA  هسته سلول، DNA  های سیتوپلاسمی مانند میتوکندری و کلروپلاست

37-  گال چیست؟ عامل آن را بنویسید؟

گال نوعی بیماری گیاهی است که باعث ایجاد تومورهای بزرگ روی گیاه می شود که عامل آن بلازمید باکتریایی، به نام پلازمید Ti (القاء کننده و ایجاد تومور)

38-  ویژگی های گال در گیاهان چیست؟

1-     وکتور مناسب انتقال دهنده ژن به گیاه

2-     باعث ایجاد تومورهای بزرگ در گیاه

3-     عامل آن پلازمید Ti (القاء کننده ایجاد تومور)

4-     عامل بیماری گیاهان زراعی مانند گوجه فرنگی – توتون سویا – گندم

5-     ژن بیماری زا را می توان از گیاه استخراج کرده و با DNA  خاص آنرا جایگزین کرد و بعد با تفنگ ژنی (پلازمید Ti) آنرا به سلول گیاه گندم شلیک می کنند.

39-  هدف از کاربرد تکنولوژی ژن در دامداری را شرح دهید؟

برای اصلاح و یا تغییر دام ها برای افزایش تولید شیر به رژیم غذایی گاوها هورمون های رشد می افزایند. امروزه ژن تولید کننده ی هورمون رشد را وارد باکتری می کنند که باکتری با هزینه کم آن را تولید و به رژیم غذایی گاوها اضافه می کنند. بجای آنکه آنرا از مغز گاوهای کشته شده استخراج کنند.

40-  روش تولید پروتئین های مفید انسانی با استفاده از تکنولوژی ژن را بنویسید؟

کاربرد دیگر تکنولوژی ژن در دامداری افزودن ژن های انسانی به دام هاست. و هدف اینکار این است که پروتئین های انسان در شیر دام تولید شود. چون پروتئین های پیچیده ی انسانی از طریق باکتری ها تولید نمی شود.

41-  منظور از جانوران تراژنی transgenic چیست؟

جاندارانی که با دریافت DNA  بیگانه، پروتئین های انسانی را در شیر خود تولید می کنند.

42-   کلون کردن گوسفند از سلول پستان (آزمایش ویلموت) را مختصراً توضیح دهید.

ویلموت سلول پستان گوسفندماده A را در اثر تحریک الکتریکی با سلول تخمک فاقد هسته ی گوسفند ماده دیگر(B) ادغام کرد. این سلول شروع به تقسیم کرد و سلول های جنینی را به وجود آورد. ویلموت سلول های جنینی را درون رحم گوسفند ماده C قرار داد پس از 5 ماه بره ای تولید شد که آنرا رالی نامید. گوسفند متولد شده از نظر ژنی کاملاً مشابه گوسفند ماده ی A می باشد که سلول پستانی تمایز یافته از آن گرفته شده است.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 
 

با علائم ام اس (MS) آشنا شوید

ام اس - حميد رضا اويسيبیماری اسکلروز مولتیپل (تصلب متعدد) یا اماس (MS) یک بیماری خودایمنی است که بر مغز و طناب نخاعی یا دستگاه عصبی مرکزی اثر می گذارد.
▪ حملات بیماری اماس میتواند علائم زیر را به وجود آورد که ممکن است خفیف یا شدید باشند:
ـ ضعف، فلج، درد یا لرزش دست و پا.
ـ گرفتگی یا تحلیلرفتگی عضلانی.
ـ بی حسی یا گزگزکردن.
ـ مشکلات بینایی از جمله از دست دادن دید، محوشدن دید، دید دوتایی، درد چشم یا حرکات سریع غیرقابل کنترل چشم.
ـ سرگیجه، سیاهیرفتن چشمها، از دست دادن تعادل یا اشکال در راه رفتن.
ـ مشکلات ادراری از جمله تکرر ادرار و بی اختیاری.
ـ کاهش توانایی ذهنی، از جمله توانایی تفکر واضح، تمرکز، یادآوری، تعمیمدادن، و تفکر انتزاعی.

منبع :
 
همشهري آنلاين


علائم سرطان پروستات

پروستات - حميد رضا اويسيتشخیص و درمان زودرس سرطان پروستات مانند سایر سرطانها کلید اصلی مقابله با این بیماری است.

▪ برخی از علائم هشداردهنده احتمالی سرطان پروستات اینها هستند:
ـ احساس مکرر نیاز به ادرار کردن به خصوص در شب.
ـ احساس درد یا سوزش در هنگام ادرار کردن.
ـ اشکال در هنگام شروع و متوقف کردن ادرار یا ادرار ضعیف.
ـ خون در ادرار یا منی.
ـ درد یا سفتی در کمر، لگن یا رانها.

منبع : همشهري آنلاين

 


التهاب کیسه مفصل (بورسیت) چیست؟

 التهاب كيسه مفصل - حميد رضا اويسيعارضه «بورسیت» هنگامی رخ می دهد که کیسه پر از مایعی در محل مفاصل بین استخوانها قراردارد و «بورسا» نامیده میشود دچار التهاب شود.
بورسا در مفصل ران در لگن نسبتا بزرگ است و میتواند به آسانی تحریک شود و باعث درد این مفصل شود.این درد ممکن است به صورت حاد یا مزمن احساس شود و ممکن است پس از خوابیدن یا نشستن برای مدت طولانی شدت پیدا کند.
▪ برخی از علل شایع بورسیت مفصل ران در لگن اینها هستند:
ـ فشار مکرر بر روی این ناحیه در دویدن،دوچرخهسواری،بالارفتن از پله یا ایستادن به مدت طولانی
ـ آسیب به لگن، از جمله افتادن بر روی آن، ضربه خوردن یا کبود شدن آن، یا دراز کشیدن به مدت طولانی بر روی آن.
ـ انحراف ستون فقرات(اسکولیوز) یا سایر بیماریهای آن.
ـ کوتاه تر بودن یک پا از پای دیگر.
ـ آرتریت روماتوئید
ـ جراحی مفصل لگن
ـ خارهای استخوانی یا رسوبات کلسیم در مفصل لگن.

منبع :
 
همشهري آنلاين
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

دوقلوهای همسان دارای DNA  یا ژن‌های همانند هستند و بنابراین خصوصیات جسمی یکسان دارند.
آنها با وجود این شباهت جسمی می‌تواند دوستان و اعضای خانواده را به اشتباه بیندازند. اما هنگامی که نوبت به ابزارهای پیچیده‌‌تر تعیین هویت مانند آزمایش اثر انگشت می‌رسد، دیگر  کارها به این سادگی نیست و حتی دوقلوهای همسان را هم می‌شود تشخیص داد.

علت این است که تنها ژن‌ها نیستند که تعیین‌کننده خطوط ظریف سرانگشتان شما هستند.، در عوص جزئیات ظریق این خطوط مانند قله‌ها،فرورفتگی‌ها و حلقه‌های آنها که مشخص‌کننده اثر انگشت شما هستند، تحت تاثیر استرس‌های اتفاقی هستند که جنین درون رحم متحمل می‌شود.

حتی کمی تفاوت در درازای بند ناف باعث تغییر خطوط سرانگشت می‌شود. بنابراین حتی در مورد دوقلوهای همسان که ژن‌هایی کاملا مشابه دارند، تفاوت‌های گریز‌ناپذیر شرایط زندگی درون رحم، باعث تفاوت در اثر انگشت‌ها می‌شود.و  به این ترتیب تا به حال متخصصان پزشکی قانونی به هیچ دو فرد با اثر انگشت مشابه بر نخورده‌اند.

منبع : همشهری آنلاین

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

برخی بیماریهای وابسته به X


دیستروفی عضلانی دوشن

یک بیماری وابسته به جنس مغلوب است که نوعی نقص حرکتی و کاهش بافتهای ماهیچه ایی پیش رونده می باشد. تقریباً همه افراد مبتلا به این بیماری مرد هستند. نخستین علایم بیماری در اوایل دوران کودکی، زمانی که بچه دچار مشکلاتی در ایستادن می شود، آغاز می گردد. این بچه ها در 12 سالگی مجبور به استفاده از ویلچر میشوند. آنها در ادامه بسیار ضعیف شدهوتنفس عادی آنها دچار اشکال می شود. مرگ معمولاً در سن 20 سالگی رخ می دهد. در جمعیتهایی که درون آمیزی در آنها زیاد صورت می گیرد فراوانی حتی بیشتر هم می شود مثلاً در قبیله آمیش Amish در هندوستان- تقریباً یک نفر از هر 100 مرد همراه با این بیماری متولد میشود.

جایگاه ژن ناقصی که سبب ایجاد دیسترفی عضلانی دوشن می شود با کمک تکنولوژی DNA روی کروموزوم x تعیین شده است. الل ژنهای نوع وحشی، پروتئینی بنام دیستروفین را کد میکنند که در ماهیچه هایی طبیعی وجود دارند اما در بیماران دوشن یافت نمی شود.

یک سوم بیماران به علت موتاسیون جدید و دو سوم بیماران دارای ماداران حامل هستند. 60 تا 65 درصد موتاسیون ها به علت حذف و حدود 6٪ به علت مضاعف شدگی است محل ژن Xp 21 ژن بسیار بزرگی می باشد (بیش ازkb 2000 )این ژن حدود 1.5٪ کروموزوم X را به خود اختصاص داده است حداقل 70 اگزون دارد یک نسخه بزرگ از mRNA  تولید می کند که دیستروفین در عضلات اسکلتی و قلبی بیشترین مقدار ودر مغز به مقادیر کمتری یافت میشود این پروتئین (دیستروفین) برای نگهداری تمامیت ساختمان غشاء عضلانی حیاتی است. دیستروفین بطور طبیعی به غشاء عضله متصل میشود. و به حفظ سلامت رشته عضلانی کمک می کند در کمبود آن رشته عضلانی دژنره می شود.قبل از تولد به کمک تکنیک های  

DNA قابل تشخیص است. درمان با پیوند میو بلاست ها ، ژن درمانی و درمان داروئی است.

 

آنژیو تانسین 2

آنژیو تانسین 2 هم مستقیماً بر کلیه ها اثر می کند و موجب احتساب آب و سدیم میشود و هم با تحریک ترشح آلدسترون از غدد آدرنال باعث افزایش بازجذب کلیوی سدیم و آب و دفع یون پتاسیم می شود.

مکانیسم های اثر مستقیم آنژیو تانسین 2 بر کلیه عبرتند از: کم کردن جریان خون کلیوی و در نتیجه GFR (تصفیه گلومرولی )، کاستن فشار مویرگی دور لو له ای و همچنین اثر مستقیم ضعیف بر سلو لهای لو له ای .

هنگام کمبود آب فشار اسمز ی مایع خارج سلولی افزایش می یابد که خود سبب افزایش فشار اسمزی مایع داخل سلولی می شود مغز دارای نرون های است که بعنوان گیرنده اسمزی عمل می کندو افزایش فشار اسمزی مایع خارج سلولی را تعیین می کند. اسمورسپتورها در یکی از اندام ها ی دور بطن بنام اورگانوم واسکولوسوم ترمینالیس قرار گرفته اند. اندامهای بطنی در اطراف بطن های مغزی یافت می شوند و فاقد سد خونی مغزی هستند . فقدان آب سبب کاهش حجم خون می گردد که این تو سط رسپتور ها فشار پایین دهلیز است حس

میگردد. بعلاوه کاهش حجم خون سبب آزاد شدن رنین از کلیه ها می گردد. رنین-آ نژیوتانسیوژن را به آنژیو تانسین 1 تبدیل میکند که آن نیز هیدرولیز شده به آنژیو تانسین 2

تبدیل می شود . این پپتید با عمل بر رسپتور های آنژیو تانسین 2 سبب تنگی عروق و آزاد شدن الدوسترون و ADH می گردد.

سندرم زالی و کری وابسته به  X 

سندرم زالی و کری وابسته به X  برای اولین بار در خانواده های یهودی  دراسرائیل در سال 1962 مشاهده شد که جنسیت افراد مبتلا مذکر بود و بطور مادرزادی کر و پوست آنها ابلق یا دورنگ بود. این بیماری را اصطلاحاً X-linked albinism-deafness syndrome یا ADFN می نامند اولین قدم برای جداسازی ژن حاوی این ین بیماری در سال 1982 به بکمک روش RFPL  انجام گرفت که ژن بیماریزا را تشخیص دادند.

رنگدانه ای شدن شبکیه بیماری وابسته به X

بیماری رنگدانه ای شدن شبکه در مردان مشاهده می شود و ژن آن بصورت مغلوب روی کروموزوم X قرار دارد این بیماری در اثر یک حذف شدن ژن رنگدانه در سلولهای مخروطی اتفاق می افتد. تحقیقات نشان داده شده است که از بین رفتن سلولهای مخروطی نه تنها در ناحیه لکه زرد بلکه در سایر نقاط شبکیه صورت می گیرد بروز این بیمار که بصورت کاهش قدرت بینایی می باشد در سنین بالا مشاهده می شود.

 شکاف لب و شکاف کام ( Cleft lip , cleft Palate )

شکاف در کام از نرسیدن زوائد ماگزیلاری (Maxillary Process) به یکدیگر در حدود روز 35بارداری منشاء می گیرد. حدود 60 تا 80 درصد افراد مبتلا مذکر هستند.کام شکاف دار یک بیماری هتروژن است. شامل اشکال مجزای تک ژنی تعداد زیادی سندروم های تک ژنی، اشکال همراه با اختلالات کروموزومی (ـبخصوص تری زومی13 )و اشکالی که در سندروم های غیر فامیلی تظاهر می کنند شیوع بیماری در نژادهای مختلف متفاوت است که در ژاپنی ها بیشتر از سایر نژادها می باشد. هر چه شدت بروز صفت بیشتر باشد با خطر عود مجدد بیشتری یهراه خواهد بود.ممکن است یک ژن اصلی (Major Gene) و چند ژن فرعی (Minor Gene) در بروز این عارضه نقش داشته باشد. در دو قلو های منوزیگوت حدود 30 درصد و در دو قلو های دی زیگوت ، خواهر و برادر های غیر دوقلو حدود 5 درصد احتمال و قوع وجود دارد.

منابع:

 Histopathologic and Immunohistochemical Study of an Autopsy Eye With X-linked Cone DegenerationArch Ophthalmol. 1998;116:100-103

 

 

ددیستروفی کتاب فیزیولوژی بدن انسان نوشته رادنی رودز و ریچارد فلانزر و ژنتیک در پزشکی تامپسون

 منبع : گروه زيست كرمانشاه

 

 

 

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

فصل چهارم

1-هيپوتيروئيديسم در افراد بالغ چه عوارضي توليد ميكند؟(0.75 دي 81وخرداد و دي ماه 83)

2- چنانچه فردي در دوران كودكي دچار كمبود هورمون تيروئيدي شود، چه اختلالاتي در بدن وي رخ مي دهد؟(0.75 دي ماه 83)

3-گيرنده هاي هريك از هورمون هاي زير در چه بخشي از سلول هدف قرار دارد؟(0.75 شهريور 83)

     الف- گلوكاگن                      ب- كورتيزول                        ج- تيروكسين

4-اصطلاح هورمون را تعريف كنيد؟(0.75شهريور 83)

5-سه غده ترشح كننده هورمون را نام ببريد كه در مغز انسان مستقر باشند.(0.75- خرداد 83)

6-هر يك از هورمون هاي زير از كدام غده تشح مي شود؟(0.5- دي ماه 82)

    الف- گلوكاگن                                      ب- اپي نفرين

7- انواع هورمونهاي هيپوتالاموس كه به هيپوفيز پيشين مي رسندرا نام برده و نقش هر يك را بنويسيد؟(1-دي ماه 82)

8- به پرسشهاي زير پاسخ دهيد: ( 1-خرداد 81)

   الف- كمبود كدام هورمون سبب مرض قند مي شود؟

   ب- چگونه مرض قند منجر به مرگ مي شود؟

9- گيرنده هاي هورمون در كدام بخش هاي سلول قرار دارندو جنس آنها معمولاً از چيست؟(0.75- خرداد 81)

10- به سؤالات زير پاسخ دهيد: ( 0.75- دي ماه 81)

     الف- چه عاملي موجب تحريك ترشح هورمون كلسي تونين مي شود؟

     ب- تاثير هورمون غده پاراتيروئيد روي سلول هاي استخواني چيست؟

11- پيك هاي شيميايي در دستگاه درون ريز و دستگاه عصبي از نظر عمل چه تفاوتهايي با يكديگر دارند؟(1- خرداد82)

12- هورمون هايي كه موجب افزايش قند خون مي شوند را نام ببريد.(0.5- شهريور 82)

13- در هر يك از موارد زير كدام هورمون نقش دارد؟(1-شهريور 82)

      الف- هنگام فشار هاي روحي مقدار آن در خون افزايش مي يابد.

     ب- در پاسخ به كاهش سديم خون ترشح مي شود.

     ج- در پاسخ به افزايش مقدار كلسيم خون ترشح مي شود.           

     د- به كمك AMP حلقوي ، بر سلول هدف تاثير مي گذارد.

14- جمله زير را كامل كنيد؟(0.5- مرداد 82)

     « هنگامي كه گلوكاگن به گيرنده ويژه خود منتقل مي شود…………فعال مي شود كه آدنوزين تري فسفات داخل سلول را به ……….كه يك پيك دومين

      است تبديل مي كند».

15- پاسخ صحيح پرسشهاي زير را بنويسيد:  (1- مرداد 82)

    الف- كار احتمالي هورمون ملاتونين در انسان چيست؟

   ب- در كدام نوع ديابت تعداد گيرنده هاي انسولين كم است؟

   ج- كدام هورمون باعث مي شود تا غلظت سديم خون افزايش يابد؟

   د- بالا بودن مقدار كلسيم در خون سبب تحريك ترشح كدام هورمون مي شود؟

16- كدام غده در بدن هم نقش برون ريز و هم نقش درون ريز دارد؟( 0.25 شهريور 81)

17- دستوري كه هورمون به سلول هدف مي دهد به چه عواملي بستگي دارد؟( شهريور 81و خرداد 82)

18- به پرسش هاي زير پاسخ دهيد؟(1.5- مرداد 81)

      الف- مكانيسم خود تنظيمي منفي در تنظيم مقدار ترشح هورمون ها را توضيح دهيد؟

     ب- هورمون پارا تيروئيد ،براي افزايش كلسيم خون ،در استخوان و كليه چه عملي انجام مي دهد؟

     ج- علت ديابت شيرين نوع دو چيست؟

19- الف-گو اتر چيست؟(توضيح درباره گواتر لزم نيست)

       ب- بيماري ديابت شيرين را توضيح دهيد؟(علل بيماري لازم نيست) (0.75- دي ماه 80)

20- الف- گيرنده هورمونهاي تيروئيدي در كدام بخش از سلول قرار دارند؟

        ب- كلسي تونين چه اثري بر بافت استخواني دارد؟

        ج- كدام هورمون سديم خون را افزايش مي دهد؟ (0.75- دي ماه 80)

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

فصل سوم

1-جاي خالي را كامل كنيد. (0.25- خرداد83)

     ((بسياري از پاسخ هاي………از بدن مثل انعكاسها پس از تحريك گيرنده هاي درد شروع به كار ميكنند.))

 2-ساختار و عمل گيرنده هاي حسي پوست را بنويسيد.(1- دي ماه 82)

3-گيرنده هاي درد در چه شرايطي تحريك مي شوند و اهميت احساس درد چيست؟(0.75 دي ماه 83)

4-چگونه مار زنگي در تاريكي مطلق با نهايت دقت مي تواند طعمه را شكار كند؟(0.75- دي ماه 83)

5-توضيح دهيد چه عاملي باعث مي شود كه خفاش هنگام پژواك سازي كر نشود؟(0.75 شهريور 83)

6-گيرنده هاي كششي ماهيچه هاي اسكلتي جزكدام گيرنده ها هستند وبه چه محركي حساسند؟(0.75 شهريور 83)

7- شكل زير يك جوانه چشايي را نشان ميدهد،

نام اجزاي شماره گذاري شده را با ذكر شماره

در پاسخنامه بنويسيد؟(0.5 خرداد 83)

8- لايه هاي كره چشم انسان را به ترتيب از خارج به داخل بنويسيد؟(0.75 خرداد 83)

9- هر يك از بخشهاي چشم پلاناريا را نامگذاري كنيد؟(1- دي ماه 82)

10- انواع گيرنده هاي نوري شبكيه چشم را نام ببريدو تفاوت عمل آنها را بنويسيد؟(1-دي 81،خرداد 82،دي 80)

11-پير چشمي چگونه ايجاد مي شود؟(0.75- خرداد 81و مرداد 82)

12- چشم جامي شكل چيست و در كدام جانور ديده مي شود؟(0.75- خرداد 81)

13- ساده ترين گيرنده نوري چه نام دارد ودر كدام جانور ديده مي شود؟(0.5 دي ماه 81)

14- نقاشي در حال ترسيم يك منظره است،(0.5 خرداد 82)

      الف- وقتي به موضوع نقاشي خود نگاه مي كند چه تغييري در قطر عدسي چشم او ايجاد مي شود؟

    ب- در هنگام كشيدن طرح و نگاه كردن به صفحه نقاشي  ، عدسي چشم او چه تغييري مي يابد؟

15- در شكل زير هر يك از حروف «الف» و «ب» كدام بخش از چشم انسان را نشان مي دهد؟(0.5- شهريور 82)

16- هر يك از گيرنده هاي حسي زير توسط توسط چه عاملي تحريك مي شوند؟(1- شهريور 82)

   الف- گيرنده هاي درد                    

  ب- گيرنده هاي كششي ماهيچه اي اسكلتي

  ج- گيرنده هاي مكانيكي ديواره رگهاي خوني

17- به پرسشهاي زير پاسخ دهيد؟(0.75- مرداد82)

     الف- نوع گيرنده هاي فشار خون كدامند؟

     ب- كدام بخش زبان بيشترين حساسيت را به تلخي نشان مي دهد؟

     ج- خط جانبي در كدام گروه از مهره داران وجود دارد؟

18-زجاجيه كدام بخش چشم را پر كرده است  و چه نقشي دارد؟(0.5 شهريور 81)

19-استخوان هاي گوش مياني را نام ببريد و نقش آنها را بنويسيد؟(1- شهريور 81)

20- پس از ارتعاشات پرده صماخ توسط امواج صوتي چه اعمالي صورت مي گيرد تا پيام عصبي به مغز برسد؟( 1 مرداد 81)

22-    شكل زير مناطق چشايي زبان را نشان مي دهد.

     هر يك از مناطق شماره گذاري شده به كدام مزه

     بيشترين حساسيت را نشان مي دهد؟(0.5- مرداد81)

23- هنگامي كه سر حركت مي كند، مجراي نيمدايره و سلول هاي مژكدار آن چگونه موقعيت سر را تعيين مي كنند؟(0.75- دي ماه 80)

منبع : گروه زيست نهاوند
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مهر1387ساعت 10:47 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

فصل اول

1-اينتر فرون چيست ؟ چه عملي انجام ميدهد؟(1-دي 81)

2-پلاسموسيتها چگونه بوجود مي آيند ودر مبارزه با ميكروبها چه نقشي دارند؟(1-دي81)

3- چرا پاسخ ايمني هومورال ،در برخورد مجدد با يك آنتي ژن خاص شديدتر است؟(1-شهريور82)

4-انواع روشهاي دفاع غير اختصاصي، در بي مهره گان را، نام ببريد.(1-شهريور82)

5-لنفوسيتها از چه سلولهايي منشاء ميگيرندودر چه نوع دفاعي نقش دارند؟(0.5- خرداد82)

6-جاي خالي جملات زير را  با كلمات مناسب پر كنيد(0.5-خرداد 82)

     الف- ماستوسيتهاي موجود در بافتها ، مشابه……………موجود در خون هستند.

    ب-عامل مولد بيماري ايدز………..است.

7- جمله صحيح را مشخص كنيد:( 0.25-خرداد82)

   الف- واكسن ايمني فعال ايجاد ميكند، زيرا دستگاه ايمني تحريك ميشود ودر مقابله باميكروب ،پادتن و سلول خاطره اي را بوجود مي آورد.

   ب- اغلب آنتي ژنها مولكولهاي پروتئيني يا ليپيدي هستند كه در سطح باكتريها و ويروسها قرار دارند.

   ج- در دفاع اختصاصي گروهي از گلبولهاي سفيد به نام لنفوسيتها و نوتروفيل ها وجود دارند.

   د-پروتئين هاي مكمل در برخورد با ميكروب غير فعال شده وساختارهاي حلقه مانندي ايجاد ميكنند كه موجب ايجاد منافذي در غشاء شده و باعث نشت مواد

      درون سلول به خارج و سرانجام مرگ مي شود.

8- دو روش غير فعال شدن آنتي ژنها توسط پادتنها را توضيح دهيد؟(0.75-خرداد 82)

9- تيموس در كدام قسمت بدن واقع شده و چه نقشي در سيستم ايمني دارد؟(0.5-خرداد 81)

10-به پرسشهاي زير پاسخ دهيد:

     الف-  چرا يك روش دفاع در برابر ميكروبها را روش غير اختصاصي ناميده اند؟(0.5خرداد 81ودي ماه83)

     ب- كدام گروه از گلبولهاي سفيددر دفاع اختصاصي نقش دارند؟(0.5-خرداد 81و دي ماه83)

11- ماستوسيتها به كدام سلولهاي خوني شباهت دارندو چه ماده اي ترشح ميكنند؟(0.5-خرداد 81)

12- سلولها ي Tكشنده باتوليد كدام پروتئين، منافذي درسلولهاي سرطاني بوجودمي آورند وموجب مرگ آنها ميشوند؟(0.25-مرداد 82)

13-طي مراحل بروز آلرژي، پادتن هاي موجود در سطح ماستوسيتها، توسط كدام سلولها ساخته ميشوند؟(0.25-مرداد 82)

14- اينتر فرون را كدام سلولها ميسازند؟ اين ماده چگونه موجب مقاومت سلولهاي سالم در برابر ويروسها ميشود؟(0.5-مرداد 82)

15-دو نوع ماده ذكر كنيد كه در گياهان فعاليت ضد ميكروبي دارند؟(0.5-مرداد 82)

16-فاگوسيتها شامل كدام سلولها ميباشند؟(0.5-مرداد 82)

17- در بيماري اسكلرز متعدد(MS)   به چه علت فعاليت سلولهاي عصبي اختلال پيدا مي كند؟(0.5-شهريور 81)

18- روشهاي اصلي انتقال بيماري ايدز را بنويسيد؟(0.75-شهريور 81)

19- پادتن ها به چه روشي آنتي ژنها را غير فعال ميكنند .توضيح دهيد.(0.75-شهريور 81)

20- الف- التهاب را تعريف كنيد؟    ب- نحوه عمل پروتئين هاي مكمل در برخورد با ميكروب را بنويسيد؟( 1-شهريور 81)

21- به پرسشهاي زير پاسخ دهيد؟( 1- شهريور 81)

      الف-ايمني فعال از چه راههايي در بدن بوجود ميآيد؟

      ب- علت پس زدن عضو پيوند شده چيست؟

22 -الف- چرا دفاع غير اختصاصي به اين نام خوانده ميشود؟

       ب-پروتئين هاي مكمل چگونه عمل ميكنند؟{ا-دي ماه 80)

23-    الف- در ايمني هومورال كدام لنفوسيت شركت دارد؟

        ب- اينتر فرون چيست؟

        ج- ايمني فعال را تعريف كنيد. (1-ديماه 80)

24-    مراحل بروز آلرژي ،كه با توجه به شكل نامگذاري شده را نام ببريد.(1-دي ماه 82و83)

25-     الف- چرا يك روش دفاع در برابر ميكروب ها را دفاع اختصاصي ناميده اند؟(0.5-دي ماه 82)

         ب- كدام گروه از گلبولهاي سفيد در دفاع  غيراختصاصي نقش دارند؟ (0.5-دي ماه 83)

26-    دفاع اختصاصي در مورد ميكروبهاي مختلف چگونه عمل مي كند؟(0.5-خرداد 83)

27-    چرا اشك و بزاق خاصيت ضد عفوني كننده دارند؟(0.5- خرداد 83)

28-    محل تكامل لنفوسيتهاي نابلغ در بدن ، چه مناطقي است؟(0.5- خرداد 83)

29-    نمونه هايي از دفاع غير اختصاصي ، در اسفنج ها ونرم تنان را بنويسيد.(0.5-خرداد 83)

30-    با كلمات مناسب جاهاي خالي را پر كنيد؟( 1- شهريور 83)

    الف- اولين دفاع بدن در برابر هجوم ميكروب، از نوع………. است.

     ب- بدنبال خراش و بريدگي ، نوعي پاسخ موضعي ايجاد مي شودكه به آن ………..مي گوييم.

     ج- نشانه مبارزه بدن در برابر عوامل بيماريزا ……….ميباشد.

      د-در بافتهاي آسيب ديده ، مايعي به نام ………. به وجود مي آيد.

31-    در فرايند التهاب ، هيستامين از كجا ترشح مي شود و چه نقشي دارد؟( 0.5-شهريور 83)

32-    دو نوع از پروتئين هاي خون را نام ببريد كه يكي در دفاع اختصاصي و ديگري در دفاع غير اختصاصي نقش داشته باشد.(0.5-شهريور 83)

 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مهر1387ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

 

 

فصل دوم

1-چرا در حالت استراحت نرون ، داخل سلول در مقايسه با خارج سلول منفي تر است؟(0.5-شهريور 83)

2-اگر به مخچه صدمه وارد شودفرد دچار چه مشكلاتي مي شود؟(0.5-شهريور 83)

3-با توجه به شكل مقابل بخشهاي شماره گذاري شده را نام گذاري كنيد. (0.75 شهريور 83)

(شکل نرون)

4-موادي را كه از سد خوني-مغزي عبور مي كنند ، نام ببريد.( 0.5-خرداد83)

5-فضاي سيناپسي را تعريف كنيد؟(0.5-خرداد83)

6-انعكاس چيست وچه اهميتي براي موجود زنده دارد؟(1-خرداد83)

7- ساختمان دستگاه عصبي در پلاناريا را بنويسيد. (1- دي ماه 82)

8- در انعكاس زردپي زير زانو ،نتيجه تحريك نرون حسي و وارد شدن پيام عصبي به نخاع را توضيح دهيد. (1- دي ماه 82)

9-الف- انعكاس را تعريف كنيد.

ب- سخت شامه از كدام بافت تشكيل شده است؟

ج- بخش حركتي دستگاه عصبي محيطي ، از دو دستگاه تشكيل شده است، آنها را نام ببريد. (1- دي ماه 82)

10- الف- پتانسيل عمل را در نرون تعريف كنيد.

ب- با ذكر يك انتقال دهنده عصبي اثر آن را بر پس سيناپس بنويسيد. (1- دي ماه 82)

11-به طور معمول غلظت يون هاي سديم و پتاسيم در داخل و خارج نرون چگونه است؟(0.5- دي ماه 81)

12- مركز عصبي تنظيم هر يك از موارد زير، در كدام بخش مغز قرار دارد. (0.5- دي ماه 81) الف- ضربان قلب ب- گرسنگي

13- چه عاملي باعث شده است تا سد خوني- مغزي در دستگاه عصبي پستانداران بوجود آيد.و وجود آن چه اهميتي دارد؟ (1- دي ماه 81)

14-هريك از اصطلاحات زير را تعريف كنيد؟(1- شهريور 82) الف- اعصاب حركتي ب- جسم پينه اي

15-نقش هر يك از نيمكره هاي راست و چپ مخ را بنويسيد. (1- شهريور 82)

16- چرا لوب هاي بويايي ماهي ، در مقايسه با لوبهاي بويايي مغز انسان بزرگتر است؟(0.5-خرداد 82)

17- چهار بخش مغز را كه در هنگام تشريح ، در سطح شكمي مغز مشاهده مي شوند را نام ببريد؟(1-خرداد 82)

18- الف- نرون پس سيناپسي را توضيح دهيد؟

ب- انتقال پيام عصبي از نرون پيش سيناپس به نرون پس سيناپس از چه طريق صورت مي گيرد؟(0.75-خرداد 81)

19- اجزاء بخش پاييني ساقه مغز را نام ببريد.(0.75- خرداد 81)

20- نقش مخچه چيست؟(0.5- خرداد 81)

 21براي هر يك از فعاليت هاي آگاهانه و غير ارادي دستگاه عصبي پيكري يك نمونه مثال بزنيد؟(0.75- دي ماه 83)

23-با ذكر دليل بنويسيد شكل زير كدام يك از انواع نرون ها را نشان مي دهد؟(0.5- دي ماه 83)

24- در انعكاس زردپي زير زانو وظيفه نرون رابط چيست؟(0.75- دي ماه 83)

25-مواد مخدرعملكردي مشابه به كدام انتقال دهنده عصبي دارندوچگونه ازانتقال پيامهاي دردبه مغزجلوگيري مي كنند؟(0.5-مرداد 82)

26- اثر عصب پاراسمپاتيك را بر فشار خون و فعاليت هاي گوارشي بنويسيد؟(0.5 مرداد 82)

27- دستگاه عصبي مركزي پلاناريا (از كرم هاي پهن)شامل چيست؟(0.5 مرداد 82و شهريور 81)

28-نورون ها چه اعمالي انجام ميدهند؟(0.75 شهريور 81)

29-به پرسش زير پاسخ دهيد؟(0.25 شهريور 81)

  « اعصاب سمپاتيك چه اثري بر تعداد تنفس دارد»؟

30-ميلين در نرون هاي ميلين دار چه نقشي دارد؟( 0.5 شهريور81و مرداد 81)

31- از وظايف دستگاه عصبي ، پاسخ حركتي را توضيح دهيد؟(0.5 مرداد 81)

32-به پرسشهاي زير پاسخ دهيد؟(1 مرداد 81)

الف- نيكوتين در مغز مشابه كدام انتقال دهنده عصبي عمل مي كند؟

ب-جسم پينه اي چيست؟

ج- اعصاب پارا سمپاتيك چه اثري بر فشار خون دارند؟

د- اعصاب سمپاتيك چه اثري بر تعداد تنفس دارند؟

33- پتانسيل عمل را در نرون تعريف كنيد؟(0.5 دي ماه 80)

34- الف- انعكاس را تعريف كنيد؟

ب- سخت شامه از كدام بافت تشكيل شده است؟

ج-بخش حركتي دستگاه عصبي محيطي از دو دستگاه تشكيل شده است، آنها را نام ببريد؟(1- دي ماه 80)


 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مهر1387ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

 

آستروسيت :

تشكيلات هيپوكامپي يكي از بخش هاي قشري سيستم ليمبيك محسوب مي شود . اين سيستم در انسان با برخي از جنبه هاي هيجاني و عاطفي رفتار ، و همچنين در پديده هائي نظير دقت ، هوش ، برانگيختگي ، قدرت فراگيري و حافظه ارتباط دارد. . غير از نورون ها ، هيپوکامپ داراي انواع سلول هاي گليال است که آستروسيت ها مهمترين آنها مي باشند . آستروسيت ها سلول هاي رشته اي با ساختار پيچيده هستند كه با زوائد شعاعي متراكم خود كه در بين عناصر عصبي ( نوروني ) قرار دارند ، مشخص مي شوند . برخي از اتصالات و ارتباطات زوائد آنها مربوط به دربرگيرندگي ديواره عروق خوني محل مي باشد . مطالعه اجدادي آستروسيت ها بيان كننده اينست كه آنها يكي از انواع فنوتيپ ها براي سرويس دادن به ديگران هستند ، يعني محيط اطراف و جايگاه عمل نورون ها را تنظيم و در حد اپتيمم نگه مي دارند . بنابراين آستروسيت ها كنترل دقيقي بر روي يون هاي موضعي ، PH هموستازي ، تحويل گلوكز و آماده سازي سوبستراي متابوليكي را دارند . آستروسيت ها همچنين فضولات نوروني شامل محصولات متابوليكي و همچنين نوروترانسميترهاي رها شده در فعاليت سيناپسي را با برداشتن فعالانه آنها از بين مي برند . بطور خلاصه آستروسيت ها پاك كنند هاي چندكاره هستند كه عملشان به نورون ها اين اجازه را مي دهد كه بطور پيشرونده اي اختصاصي شده و اطلاعات را تجزيه و تحليل ، دسته بندي و انتقال دهند

فاگوسيت

سلول هايي كه عمل فاگوسيتوز را انجام مي دهند به دو گروه ثابت و متحرك تقسيم مي شوند . سلول هاي فاگوسيت ثابت در تمامي بدن پراكنده اند ودر هر محلي شكل و نام خاصي دارند . اين سلول ها در كبد به سلول هاي كوپفر،در ريه ها به ماكروفاژهاي خانه هاي ششي و در طحال به ماكروزفاژهاي طحالي معروف اند. سلول هاي فاگوسيت متحرك شامل نوتروفيل ها، مونوسيت ها، بازوفيل ها و ائوزينوفيل ها هستند.

مراحل فاگوسيتوز عبارتند از:

الف- در بسياري از موارد براي بلعيدن ميكروب، تماس به تنهايي كافي نيست؛ بلكه عواملي مانند آنتي بادي يا برخي از پروتئين هاي مكمل لازم است تا فاگوسيت را محكم به ميكروب بچسبانند و فاگوسيتوز را افزايش دهند  هر ماده اي كه سبب بروز چنين حالتي شود . اپسونين نام دارد . اپسونين يك واژه‌ي يوناني و به معناي آماده سازي براي خوردن است.

ب- در مرحله‌ي بعدي كه بلع نام دارد، فاگوسيت ميكروب را با پاهاي كاذب احاطه مي كند . در اين حالت ، وزيكولي به نام فاگوزوم تشكيل مي شود .

ج- در اين مرحله، غشاي فاگوزوم و غشاء يكي از ليزوزوم هاي فاگوسيت ادغام شده وزيكولي به نام فاگوليزوزوم را به وجود مي آورند.

د- در مرحله ي هضم، ميكروب ها دراثر آنزيم هاي ليزوزومي درون فاگوليزوزوم تجزيه مي شوند .در عين حال، آنزيم هاي غشاي فاگوليزوزوم ،‌تركيباتي نظير اكسيد نيتريك، پراكسيد هيدروژن و ساير مشتقات اكسيژن دار توليد مي كنند و موجب تخريب ميكروب مي شوند .

هـ- پس از تجزيه‌ي ميكروب ها، مواد باقي مانده يا قابل استفاده درون سلول ريخته مي شود و مواد غير قابل هضم از سلول فاگوسيت تخليه مي گردد .
البته فاگوسيت ها تنها از راه فاگوسيتوز ميكروب ها را نمي كشند؛ بلكه ‌آنزيم هاي تجزيه كننده و ضد ميكروبي و مشتقاتي از اكسيژن را در مايع خارج سلولي مي ريزند و بدون عمل فاگوسيتوز، ميكروب ها را تجزيه مي كنند .

6- طي افزايش نفوذ پذيري رگ ها، پروتئين هاي انعقادي موجود در پلاسماي خون به مايع ميان بافتي منتقل مي شوند. اين پروتئين ها به همراه پلاكت ها، لخته هايي موضعي به وجود مي آورند و ناحيه‌ي آلوده را مهر و موم مي كنند تا ترميم بافت آسيب ديده آغاز شود و بهبودي حاصل گردد.

7- ترميم بافت آخرين مرحله ي التهاب است. در اينمرحله، بر حسب سلول هاي مختلف، ممكن است سلول هاي آسيب ديده ي بافت تكثير شوند يا تكثير نشوند. به عنوان مثال، سلول هاي كبد تكثير مي شوند اما نورون ها تكثير نمي شوند . در هر دو حالت فيبروپلاست ها( نوعي سلول بافت پيوندي) كه به ناحيه‌ي آسيب ديده مهاجرت مي كنند با سرعت تقسيم مي شوند و مقادير زيادي كلاژن ترشح مي كنند . سلول هاي رگ هاي خوني نيز تكثير مي شوند و به اين ترتيب بافت ترميم مي شود.

درشت‌خوارها یا ماکروفاژها (به انگلیسی: Macrophage)

یاخته‌هایی دارای قدرت بیگانه‌خواری هستند که یاخته‌های فرسوده و بقایای سلولی و ریزسازواره‌ها را به درون خود کشیده و توسط آنزیم‌های لیزوزومی ازبین می‌برند. درشت‌خوارها بطور غیر مستقیم در حفظ و ترمیم و بطور غیر مستقیم در دفاع از بدن دخیل هستند. درشت‌خوارها در مغز استخوان ساخته می‌‌شوند. درشت‌خوار آزاد دارای هسته‌ای لوبیایی و خارج از مرکز و سیتوپلاسمی وسیع و حاوی اجسام باقی مانده می‌باشد که آنها را به سادگی از فیبروبلاست‌ها قابل تشخیص می‌سازد. علاوه بر درشت‌خوارهای بافت همبند، سایر بافت‌ها و اندام‌ها نیر دارای یاخته‌هایی با ویژگی‌های درشت‌خوارها می‌باشند که نام‌های گوناگونی به آنها داده می‌شود. برای نمونه، این یاخته‌ها را در کبد به نام کوپفر، در ریه به نام درشت‌خوارهای ریوی، در بافت عصبی مرکزی به نام میکروگلیال و در ارگانهای لنفی به نام درشت‌خوارهای دیواره سینوزوئیدی می‌نامند.


 
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مهر1387ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 7:19 قبل از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 
مسابقه آنلاین همکاران در تاریخ 19 خرداد از ساعت 10 - 16 برگزار می گردد.

جهت دریافت کد ورودی آزمون بعد از عضویت در سایت گروه زيست استان پیام درخواست خود را به مدیر سایت ارسال نمایید. http://hbio.10001mb.com
ابتدا بعد از عضويت جهت دریافت کد ورودی آزمون در قسمت نظرات پيام خود را به مدير سايت ارسال كرده تا كد ورودی به آزمون براي شما صادر شود. با تشكر
كد كاربري = كد ورودی به آزمون
+ نوشته شده در  شنبه 18 خرداد1387ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

آيا تا به حال سگ يا گربه‌اي را ديده‌ايد كه علف بخورد؟ سگ‌ها و گربه‌ها همانند وابستگان وحشي خود، از جمله گرگ‌ها، ببرها و شيرها، گاهي علف مي‌خورند. چرا اين جانوران گوشت‌خوار گاهي به گياه‌خواري روي مي‌آورند؟ با شگفتي فراوان، هنوز پژوهشي گزارش نشده است كه بتواند به اين پرسش پاسخ كامل و روشني بدهد. با وجود اين، دانشمندان عقيده دارند گياه‌خواري ممكن است نوعي روش خود درماني در جانوران باشد.

نخستين مشاهدات

در فرهنگ عامه مردم چين اين داستان مشهور است كه قرن ها پيش  كشاورزي كنار كلبه خويش مار ي مي بيند و از ترس جان با چوب دستي مار را مجروح مي كند و به خيال آن كه خواهد مرد , آن را به حال خود وا مي گذارد . چند روز بعد , بار ديگر همان مار را مي بيند و دوباره تلاش مي كند آن را از بين ببرد. چند روزي مي گذرد و براي بار سوم مار ديده مي شود . اين بار كشاورز پس از مجروح كردن مار ،آن را دنبال مي كند و مار زخمي را مي بيند كه در ميان بوته ها مشغول خوردن علف است . كشاورز مشاهدات خود را پيگيري مي كند و در مي يابد كه زخم هاي مار خيلي زودتر از آن چه كه تصور مي كرد ، بهبود مي يابند .

شايد مشاهدات مردم عادي را آميخته به خيال پردازي و افسانه سازي بدانيم ،اما از مشاهدات دانشمندان نمي توانيم به آساني چشم بپوشيم . برخي از دانشمندان مشاهداتي داشته اند مبني بر اين كه بعضي از جانوران مي توانند ، توليد مثل خود را كنترل كنند . براي مثال ، هالي دوبلين گزارش كرده است ، برخي از فيل هاي آفريقايي از گونه هاي خاص يك درخت براي القاي زايمان استفاده مي كنند. او  بيش از يكسال فيل حامله اي را در شرق آفريقا   دنبال و مشاهده كرد كه جانور تا نزديك زمان وضع حمل ،برنامه غذايي ثابتي را پي گرفت . اما در اين زمان ، شاخ و برگ گياهي از خانواده Boraginaceae را خورد . چهار روز بعد , نوازد خود را به سلامت به دنيا آورد .

كارن استراير مشاهدات مشابهي را در مورد ميمون هاي موريك ( Brachyteles arachinoides ) در برزيل گزارش كرده است . او با تعقيب اين ميمون ها دريافت كه آن ها گاهي از برگ هاي دو گياه با نام هاي Apulia leiocarpand و Platypodium elegans و گاهي از ميوه گياهي با نام Enterlobium contortisiliquim استفاده مي كنند . دو گياه اول نوع تركيبات ايز وفلا ونتوئيدي دارند كه ساختمان آن ها شبيه استروژن است . به نظر مي رسد ميمون ها از اين دو گياه براي جلوگيري از بارداري استفاده مي كنند ، اما خوردن ميوه گياه سوم كه حاوي نوعي پيش ساز پروژسترون به نام استيگما سترول است ، به نحوي شانس بارداري را در اين ميمون ها افزايش مي دهد .

پيشگيري از بيماري ها

تاكنون محققان مرز مشخصي بين رفتارها ي خود درماني از لحاظ پيشگيري يا درمان دارويي مشخص نكرده اند . از اين رو ، ممكن است روزي برخي از رفتارهايي كه در اين جا به عنوان پيشگيري مطرح مي شوند، به عنوان خود درماني از نوع درماني دارويي نيز معرفي شوند . منظور از آن، رفتارهايي ا ست كه تنها جانوران بيمار از خود نشان مي دهند .

الف ) خاك خوري : گونه هاي زيادي از پستانداران ، پرندگان، خزندگان و حتي حشرات،خاك مي خورند . از مدت ها پيش، گمان مي رفت اين رفتار در واقع تلاشي براي تامين مواد معدني ضروري است . اما بررسي هاي جديد نشان مي دهند كه خاك خوري هميشه به اين منظور صورت نمي گيرد . تنظيم pH معده ، سم زدايي متابوليت هاي ثانويه گياهان و مقابله با نارحتي هاي گوارشي، از جمله اسهال ، از دلايل جديدي هستند كه براي توجيه رفتار خاك خوري جانوران مطرح شده اند.

ب) استفاده از حشرات : بسياري از حشرات سم هايي مي سازند يا از رژيم غذايي خود به دست مي آورند . آنها سم را در بخش هايي از بدن خود ذخيره مي كنند و به كمك آن از شكار شدن به وسيله پرندگان محفوظ مي مانند يا با انگل ها و ميكروب ها مقابله مي كنند . تاكنون بيش از 200 گونه پرنده شناسايي شده اند كه مورچه ها را بر پرهاي بدن خود مي مالند . گاهي نيز روي لانه هاي تپه مانند مورچه ها مي غلطند تا به اين طريق مورچه ها روي پرهاي آن كشيده شوند. مورچه هايي كه پرندگان به پرهاي خود مي مالند ،اغلب از گونه هايي هستند كه اسيد فورميك توليد مي كنند . اين اسيد به راحتي شپش هاي لاي پرها را از بين مي برد. ميمون هاي ونزوئلايي در فصل گرم و مرطوب سال كه نيش زدن حشرات بسيار آزار دهنده مي شود، ترشحات فوق العاده سمي نوعي هزار پا را روي كرك هاي بدن خويش مي مالند . ترشحات هزار پا حاوي بنزوكوئينون هستند كه در دفع حشرات بسيار موثر است .

ج) ميوه هاي ضد انگل : در رودخانه آواش واقع در اتيوپي , آبشاري وجود دارد كه اين منطقه را به دو زيستگاه متفاوت تقسيم مي كند . در بالا دست آبشار , گونه اي ميمون با نام Papio anubis و در پائين آن گونه اي با نام Papio hamadryas و دورگه هايي از اين دو گونه , زندگي مي كنند . خطر آلودگي به انگل شيستو زوما در اين ميمون ها متفاوت است , زيرا ميزبان واسط اين انگل , يعني حلزون هاي جنس Biomphalaria , در پايين دست آبشار بسيار زيادند و در بالا دست آن , كم تر يافت مي شوند . از اين رو , آلودگي به اين انگل در پائين آبشار بيش تر است . هر چند درختچه اي با نام Balanites aegyptica در هر دو زيستگاه وجود دارد , اما تنها ميمون هاي پائين آبشار از ميوه هاي آن استفاده مي كنند . اين ميوه ها حاوي نوعي پيش ساز هورموني به نام ديوز جنين هستند كه به نظر مي رسد از رشد شيستوزوما جلوگيري مي كند.

د) لانه هاي ضد انگل : بسياري از پرندگان در لانه هاي خود از گياهان تازه اي استفاده مي كنند كه جز و ساختمان آن ها محسوب نمي شود . به نظر مي رسد گياهان تازه مواد فراري دارند كه در دفع و كشتن انگل هاي پوستي موثرند. برخي سا ر ها , در لانه هاي خود از هويج وحشي ( Daucus Carota ) استفاده مي كنند كه باعث كاهش قابل ملاحظه تعداد كنه هاي موجود در لانه مي شود . هر چند كاهش تعداد كنه ها بر ميزان رشد جوجه ها تاثيري ندارد ، اما جوجه هايي كه در لانه هاي حاوي هويج وحشي رشد و نمو مي كنند ، مقدار هموگلوبين بيش تري دارند.  

منبع : سايت جزيره دانش

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 
  •      آلكالوئيد‌ها: بدون شباهتند، تنها در داشتن ازت مشابهند.
  •       بر روي سيستم عصبي مركزي اثرات عميقي ميگدارند.

      مانند:

الف: ترياك كه داراي آلكالوئيد مورفين و كدئين وديفنوكسيلات است .

ب: نيكوتين كه از آلكالوئيد‌هاي پرمصرف است.

ج: استريكنين (Strychnine) و كورار (Curare) كه با آنها شكار مي كنند .

  •       گليكوزيد‌ها: تركيباتي هستند كه طي هيدروليز به يك الي چند قند و تعدادي از تركيبات ديگر تبديل مي‌شوند.
  •       ديژيتاليس(Digitalis)  : در گل انگشتانه وجود دارد و براي درد‌هاي قلبي مفيد است.
  •       آميگدالين (Amigxalin) از معروفترين گليكوزيد‌هاست كه در اثر هيدروليز، سيانيد توليد مي‌كند.در بادام تلخ، هسته زردآلو، آلو، گيلاس و سيب وجود دارد.
  •       مانيوك(Manioc)  يك غذاي عمده مردم مناطق حاره است، اما آنقدر سيانيد آزاد مي‌كند كه حتي درست كردن آن مي‌تواند كشنده باشد. و در بين سرخپوستان آمريكاي مركزي دست‌ كردن آنرا به عهده افراد پير مي‌گذاردند كه احتمالاَ يك قرباني به حساب مي‌ايند.
  •  ماده بنزآلهيد توسط درك كنندگان بوي سيانيد، بويي شبيه سيانيد دارد و لي بوي آن براي آنها كه بوي سيانيد را درك نمي‌كنند، مانند بوي بادام تلخ است، اينگونه افراد بايد با احتياط بيشتري با سيانيد كار كنند. چرا؟
  •       روغنها و صمغ‌ها:
  •       يكي از معروفترين‌آنها ماده مؤثر شاهدانه (Marijuana) است كه با تغيير خودآگاهي، موجب پيدايش اوهام و هذيان مي‌شود.
  •       بعضي ديگر از روغنها و صمغ‌ها باعث تهوع و اسهال مي‌گردد.
  •  اسيد اكساليك:
  •       اثرات سمي آن ناشي از رسوب دادن كلسيم به صورت اكسالات كلسيم توسط اين ماده است، كه در مسموميت حاد، تراكم كلسيم خون كاهش مي‌يابد كه به بروز علايم عصبي، تشنجات عضلاني و آسيب به كليه‌ها منجر مي‌شود.
  •       هالوژتن Halogeton در غرب آمريكا داراي 30% اسيد اكساليك بوده و ده ها گوسفند را در سال از پاي در مي‌آورد!
  •       در ايران گياهان تيره اسفناج Chenpodiceae مانند اسفناج و كنگر كه داراي مقدارزيادي از اسيد اكساليك مي‌باشند مصرف مي‌شوند اما مصرف آنها به حد كشنده نيست آما درصورت مصرف زياد ويا طولاني مدت مي‌تواند عوارض كاهش كلسيم را به وجود آورد.(مصرف زياد كنگر تا كنون وقايع مرگباري را به‌دنبال‌داشته)
  •       بازدارنگان آنزيمي:
  •       برخي گياهان از جمله گروهي از گياهان تيره نخود، مانند لوبياي سوياSpybeans  ، لوبياي ليماlima beans و بادام زميني داراي مهاركننده آنزيم تريپسين مي‌باشند اما چون اين مهار كننده نسبت به حرارت حساس است براي انسان كه غذاي پخته ميخورد كم اهميت مي‌باشد اما براي حيوانات خانگي داراي اهميت مي‌باشد.
  •   تركيبات مؤثر بر هورمونها:
  •  تعدادي از گياهان تيره شب بو، مانند كلم، خردل و تربچه داراي موادي مانند تيواوره و فنيل تيو اوره مي‌باشند كه در درمان پركاري تيروئيد بكار مي‌رود و مي‌توانند باعث جلوگيري از فعاليت تيروئيد شده، ايجاد گواتر نمايند.
  •   بعضي از افراد مزه تيواوره را خيلي تلخ و بعضي بي مزه احساس مي‌كنند، اين اختلاف نشاندهنده تأثير ژن در اجتناب از خوردن مواد گواتر زا و ضد تيروئيد مي‌باشد.
  •  تركيباتي كه بر توليد مثل جانوران موثر است:
  •  يكي ازتدابيردفاعي گياهان جلوگيري از توليد مثل دشمنان خود است كه به كمك توليد موادي شبيه هورمونهاي آندوكريني بر روي توليد مثل حشرات و مهره داران اثر گذاشته آنرا مختل مي‌كند.
  • n      براي تكامل و رشد لارو حشرات وجود هورمون جواني Juvenile hormone لازم است، ليكن براي تبديل لارو به حشره بالغ عدم حضور اين هورمون ضروري مي‌باشد، و گياهان با توليد موادي شبيه هورمون جواني جلوي اين تبديل را مي‌گيرند و در نتيجه باعث ممانعت از توليد مثل حشرات مي‌گردند.
  •       تعدادي از گياهان كه اكثر آنها به تيره نخود تعلق دارند و غذاي چرندگان را تشكيل مي‌دهند موادي با اثرات استروژنيEstrogenic مي‌باشند كه بر بدن مصرف كنندگان شامل انسان، گاو، گوسفند و جوندگان وحشي اثر گذاشته و كيفيت توليد مثل را مختل مي‌كند.
  •       در استراليا اثرات زيان بار اين تركيبات بر روي توليد مثل گوسفندان مطالعه شده است.
  •       اهميت استروژنهاي گياهي تنها در پرورش حيوانات اهلي خلاصه نمي‌گردد، بلكه در اكولوژي نقش عمده‌اي ايفا مي‌كند.
  •  گياهان يك‌ساله كاليفرنيا درطي دوره خشك سالي توليد استروژن‌هاي گياهي مي‌كنند هنگامي‌ كه بلدرچين از برگهاي گياهان تغذيه مي‌كند، تركيبات موجود در گياهان از توليد جوجه‌هايي كه با غذاي نا كافي مواجه خواهند شد جلوگيري مي‌كنند. كه هم به نفع بلدرچين است و هم به نفع  بقاء و بذر پاشي گياهان علفي در طي خشك‌سالي.!!! 

 
+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 10:47 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

تعريف هپاتيت:

هپاتيت به معناي التهاب كبد است و لزوما عفوني نمي‌تواند باشد و گونه‌هاي مختلفي از هپاتيت شناسايي شده كه توسط ويروس‌هاي متفاوتي ايجاد مي‌شوند.

هپاتيت ويروسي عبارت است از التهاب كبد در اثر يك ويروس، هپاتيت ويروسي انواع مختلفي دارد انواع آن عبارتند از هپاتيت,D,E,G A,B,C و شايع‌ترين آن هپاتيت A و Bمي‌باشد.

علايم شايع:

علايم شبيه آنفلونزا،مثل تب، خستگي ، تهوع، استفراغ، اسهال ، بي اشتهايي

زردي چشم‌ها و پوست در اثر تجمع بيلي روبين در خون ، تيره شدن رنگ ادرار در اثر وارد شدن بيلي روبين اضافي به ادرار، اجابت مزاج روشن، به رنگ خاك رس، يا سفيد

انواع هپاتيت:

هپاتيت A و E : ويروس معمولاً از راه آب يا غذا وارد بدن مي‌شود، خصوصاً صدف خام كه توسط فاضلاب آلوده شده باشد

هپاتيت B: معمولاً از راه آميزشي، تزريق خون، و تزريق با سرنگ آلوده انتقال مي‌يابد، مادري كه هپاتيت B دارد ممكن است عفونت را به نوزادش انتقال دهد بعضي از موارد هم بدون دليل مشخص و راه شناخته شده‌اي براي انتقال عفونت رخ داده‌اند.

هپاتيت C: معمولاً از راه تزريق مواد مخدر داخل رگ، تزريق خون و ساير انواع مواجهه با خون يا محصولات خوني آلوده انتقال مي‌يابد البته در 40% از موارد، راه انتقال معلوم نيست.

هپاتيت D: به طور جداگانه از هپاتيت B نمي‌تواند رخ دهد هپاتيتG: الگوي انتقال مشابهي مثل هپاتيت C دارد معمولا از راه خون انتقال مي‌يابد.

راههاي انتقال:

برخي از انواع هپاتيت از راه دهاني و مدفوع منتقل مي‌شوند لذا امكان ابتلابه آنها از طريق آب يا غذاي آلوده وجود دارد ساير انواع هپاتيت‌ها از راه تماس جنسي و نيز تزريق خون آلوده منتقل مي‌شوند.

آيا مي‌دانيد؟

_ آيا ميدانيد هم اكنون 300 ميليون نفر به ويروس هپاتيت آلوده‌اند و سالانه پنج ميليون نفر به اين تعداد افزوده مي‌شوند؟

_ آيا مي دانيد ريسك انتقال بيماري هپاتيت از طريق اعمال دندانپزشكي بالا مي‌باشد؟

_ آيا مي‌دانيد ايران جز مناطق متوسط از نظر آلودگي به هپاتيت محسوب مي‌شود و آمار رسمي بيانگر ميانگين 5/2-5/3 درصد ابتلادر جمعيت است؟

_ آيا ميدانيد خطر ابتلا به هپاتيت از طريق مطب‌هاي دندانپزشكي صد برابر ابتلا به ايدز است؟

_ آيا مي‌دانيد اگر دندانپزشك رعايت نكات بهداشتي را هنگام انجام اقدامات پزشكي نكند خودش نخستين كسي است كه در معرض ابتلا به اين بيماري و ديگر بيماريهاي عفوني قرار مي‌گيرد؟

_ آيا مي‌دانيد وجود دستگاههاي مجهز در بخش دندانپزشكي نظير اتوكلاو وكيوم ‌دار و استفاده از وسايل يكبار مصرف در مطب‌هاي دندانپزشكي ريسك ابتلا به بيماريهاي عفوني را به حداقل مي‌رساند؟

ديابت پنهان چيست؟

هميشه تا آن هنگام كه برايمان اتفاق نيافتاده فكر مي‌كنيم تنها براي ديگران است تنها براي ديگران نه براي ما. آيا مي‌دانيد از هر 20 ايراني يك نفر به ديابت مبتلا است و نيمي از اين تعداد نمي‌دانند كه ديابت دارند؟ آيا مي‌دانيد فرق آگاهي براي اقدام به درمان و يا پيشگيري، يا عدم آگاهي چيست؟ هر 10 ثانيه يك نفر به دليل عدم آگاهي از ديابت و روش كنترل آن، جان خود را از دست مي‌دهد. هر 30 ثانيه يك نفر به دليل عدم آگاهي از ديابت و روش كنترل آن، پاي خود را از دست مي‌دهد و اين تنها قسمتي از تراژدي در جهان است فرق آگاهي از ديابت با جهل نسبت به آن را مي‌توان در تفاوت ميان كشورهاي نظير ايران با كشورهاي اروپايي و آمريكا جستجو كرد در آمريكا عليرغم اينكه آمار ديابت 7 برابر كشور ماست رنج‌هاي ناشي از ديابت به مراتب كمتر است تنها به دليل آگاهي پيشگيري و درمان. ديابت يك اختلال در سوخت و ساز بدن است كه در آن با انسولين به تعداد كافي در بدن وجود ندارد و يا انسولين موجود قادر نيست تا وظيفه خود را به درستي انجام دهد و در نتيجه به علت وجود مقاومت در برابر آن، قند خون بالا مي‌رود. انسولين هورموني است كه توسط سلول‌هاي «بتا» واقع در «پانكراس» ترشح مي‌شود و وظيفه اصلي آن كاهش قند خون است پيش از ابتلاء به «ديابت آشكار» معمولاً افراد به شرايطي دچار مي‌شوند كه در آن هيچ يك از علائم مربوط به ديابت مشاهده نمي‌شود به اين حال ديابت پنهان گفته مي‌شود ديابت پنهان به حالتي گفته مي‌شود كه در آن قند خون ديابت پنهان گفته مي‌شود ديابت پنهان به حالتي گفته مي‌شود كه در آن قند خون بين حد طبيعي و ديابتي قرار دارد. در مورد قند ناشتا مقادير بين 125 تا 100 و در مورد قند خون 2 ساعته در آزمون خوراكي تحمل گلوگز مقادير بين 199 ـ 140 به عنوان ديابت پنهان در نظر گرفته مي‌شوند. ديابت پنهان يكي از مهمترين عوامل خطرساز ابتلاي به ديابت مي‌باشد و اهميت آن در اين است كه با تشخيص به موقع و انجام اقدامات لازم به صورت تغيير در روش زندگي مي‌توان به نحو مؤثري از پيشرفت ديابت پنهان به سمت ديابت آشكار جلوگيري كرد.

گرچه ديابت پنهان معمولاً علائمي ندارد با اين حال ممكن است علائمي همچون تشنگي غيرعادي تكرر ادرار، تاري ديد و خستگي زياد در آن مشاهده شود علاوه بر اين از روي آزمايش قند خون هم مي‌توان ديابت پنهان را تشخيص داد.


 
+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

دانش آموزان شركت كننده در مرحله دوم مسابقه آزمايشگاهي زيست شنا سي منطقه ملاير اسفند ماه - 86 (  امتياز كل 80 )

رديف نام نام خانوادگي نام دبيرستان امتياز  

1 محمد قلعه برخورداري نمونه سيفيه 80/ 68

2 پويان پهلواني نمونه سيفيه  0 2 / 68

3 حسين بيات شاهد پسرانه 80 / 65

4 ايرج جمشيدي شاهد پسرانه  63

5 زهرا آريايي نژاد نمونه دخترانه (حاج محمد ملايري ) 20/ 59

6 نسرين محمدي خوارزمي ( 1 )  60 / 57

 7 زهرا ذوالنور دخترانه شاهد 20 / 55

8 زهرا عزيزي حاج فراهاني ( 2 )  80/ 49

9 مهشاد باصر دخترانه شاهد 80/ 48

10 الهام احمدي خوارزمي ( 1 )  45

11 زهرا حليمي حاج فراهاني ( 1 ) 80/ 43

12 خاطره افروزي الزهراء ( 2 ) 60/ 43

13 مريم بيات حاج فراهاني ( 2 ) * * 60/ 41

13 مهنوش جعفري فرهیختگان * * 60/ 41 

14 مريم احمدوند حاج فراهاني ( 1 ) 40/ 41 

15 ليلا آقايي فضيلت ( 2 ) 20/ 38

16 فاطمه مظفري الزهراء ( 2 ) 40/ 35

17 فريده جوادي شهيد عظيمي ازناو 40/ 33 

18 مرضيه شاملو خوارزمي ( 2 ) 40/ 31

19 سهيلا عباسي حاج رهبر 20/ 31

20 راضيه لطفي خوارزمي ( 2 ) 40/ 29

21 بهاره عبدالمالكي الزهراء ( 1 ) 40/ 28

22 آذينه يار محمدي فرهيختگان 27

23 علي نظري پور علي ابن ابيطالب ( 15 خرداد 2 ) 80/ 22

24  شكوفه فيضي فضيلت ( 2 ) 20/ 21

25 سپيده حيدري الزهرا ء ( 2 ) 80/ 19

26 مهدي بابايي علي ابن ابيطالب ( 15 خرداد 2 ) 80/ 18

27 ليدا معارفوند حاج رهبر 20/ 13

28 فائزه زند شهيد عظيمي ازناو 80/ 9

  ** مشتركا سيزدهم شدند

نام و نام خانوادگي داوران گروه زيست شناسي 

 1- خسرو گلشني نژاد

2-  فرحناز اسدي

 3- اسماعيل بيات   3نفر اول به مرحله استاني راه يافتند 

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 2:57 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

    • کپسید : پوشش یا غلاف پروتئینی که ژنوم اسید نوکلئیک را در بر می‌گیرد.
    • کپسومر (Capsomer) : واحدهای مورفولوژی هستند که با استفاده از میکروسکوپ الکترونی در سطح ویروسهای 20 وجهی می‌توان آنها را مشاهده کرد. هر کپسومر متشکل از مجموعه‌ای از پلی پپتیدها می‌باشد. کپسومرهایی که کاملا مشابه یکدیگرند، گاهی از لحاظ شیمیایی با یکدیگر تفاوت دارند.
    • ویروس ناقص (Defective Virus) : ذره ویروسی را گویند که در بعضی از جنبه‌های همانند سازی از لحاظ عملکردی ناقص است.
    • پوشش Envelope : غشا لیپیدی است که اطراف برخی از ذرات ویروسی را احاطه می‌کند. این پوشش طی روند کامل شدن ویروس و جوانه زدن از غشا سلولی بدست می‌آید. گلیکوپروتئین‌های رمزگذاری شده توسط ویروس در سطح پوشش قرار می‌گیرند که اصطلاحا آنها را پیلومر می‌نامند.
    • نوکلئوکپسید : مجموعه پروتئین _ اسید نوکلئیک را گویند که در واقع فرم بسته بندی شده ژنوم ویروس است. این اصطلاح معمولا وقتی بکار می‌رود که نوکلئوکپسید یک جز ساختمانی کوچک از یک ذره ویروسی پیچیده‌تر باشد.
    • واحدهای ساختمانی (Structural unit) : ساختمان پایه پوسته از جنس پروتئین است و معمولا مجموعه‌ای از چند واحد پروتئینی متفاوت می‌باشد. واحد ساختمانی غالبا به عنوان پروتومر شناخته می‌شود.
    • زیر واحد : یک زنجیره واحد پلی پپتیدی که به صورت پیچ خورده می‌باشد را زیر واحد گویند.
    • ویریون : ذره ویروس کامل است که در برخی موارد معادل نوکلئوکپسید است، اما در ویریونهای پیچیده شامل مجموعه نوکلئوکپسید و پوشش محیطی آن است. ویریون در انتقال اسید نوکلئیک ویروسی از سلولی به سلول دیگر نقش دارد.
    • دوره تغذیه اکتسابی : زمانی است که ناقل عاری از ویروس از منبع ویروس تغذیه می‌کند.
    • پایداری : زمانی است که یک ناقل ، پس از جدا شدن از منبع ویروس ، می‌تواند آلوده باقی بماند.
    • ویروسهای نیش زاد : ویروسهایی هستند که بر روی نیش آرواره‌ای حمل می‌گردند و اکثر یا تمام ویروسهای ناپایا را شامل می‌شوند.
    • ویروسهای گردش کننده : ویروسهایی هستند که از دیواره معده ناقل عبور می‌کنند و وارد خون و لنف می‌شوند. سپس از طریق غدد بزاقی قطعات دهانی ناقل را آلوده می‌سازند. اینها در ناقل تکثیر نمی‌یابند.
    • ویروسهای تکثیر شونده : ویروسهایی هستند که در بدن ناقل خود تکثیر می‌یابند.

منشا تکاملی ویروسها :

انواع مختلف ویروسها از نظر منشا تکاملی با یکدیگر تفاوت دارند. دو تئوری مطرح شده در این مورد به شرح زیر است.

تئوری اول : منشا ویروسها ممکن است از RNA ، DNA و یا از هر دو نوع اسید نوکلئیک سلولهای میزبان باشد که بطور خودمختار همانند سازی کرده و روند تکاملی خود را طی نموده‌اند. و در واقع ویروسها شبیه ژنهایی هستند که توانایی موجودیت مستقل از سلول را کسب کرده‌اند. توالی ژنی در برخی از ویروسها با ژنهای سلولی رمز کننده پروتئینهای عملکردی قرابت دارند. به نظر می‌رسد که حداقل برخی از ویروسها بدین روش ، تکامل یافته‌اند.

تئوری دوم : ویروسها ممکن است اشکال انحطاط یافته انگلهای داخل سلولی باشند. هیچ گونه مدرکی در دست نیست که نشان دهد ویروسها از باکتریها تکامل یافته اند. اما ممکن است منشا تکاملی ارگانیسمهای داخل سلولی اجباری نظیر ریکتسیاها و کلامیدیاها ، مربوط به باکتری باشد. به هر حال پولکس ویروسها به قدری بزرگ و پیچیده هستند که احتمالا از تکامل بعضی اجداد سلولی بوجود آمده‌اند .  

گروههای اصلی باکتریوفاژها) ویروسهای باکتریایی ) :

· ویروس دارای دم درازی است که توسط غلافی قابل انقباض پوشیده شده است.

    • ویروس دارای دم دراز و باریک و قابل ارتجاع ، فاقد غلاف قابل انقباض بر روی دم است.
    • ویروس داری دم کوتاه و سر چند وجهی است.

گروههای اصلی ویروسهای جانوری :

    • پوکس ویروسها
      این ویروسها مولد بیماری آبله در انسان ، گاو ، خرگوش و پرندگان هستند.
    • میکسو ویروسها :
      ویروسهای این گروه مولد بیماریهایی مانند آنفلوآنزا در جانوران مختلف هستند.
    • پارامیکسو ویروسها :
      مولد بیماریهایی مانند سرخک ، اوریون ، پاراآنفلوآنزا و نیوکاسل در جانوران هستند.
    • هرپس ویروسها :
      ویروسهای این گروه بیماریهایی مانند زونا ، تبخال و آبله مرغان ایجاد می‌کنند.
    • آدنو ویروسها :
      بیماریهای گوناگون در دستگاه تنفسی جانوران ایجاد می‌کنند، در انسان عامل نوعی تومور سرطانی شناخته شده‌اند.

گروههای اصلی ویروسهای گیاهی :

    • گروه توبرا ویروس :
      ویروس جغجغه‌ای توتون (TRV) عضو اصلی این گروه است که بوسیله نماتدها انتقال می‌یابد. در شیره گیاهی بسیار پایدارند و معمولا در میزبان علائم نکروز ظاهر می کنند.
    • گروه توبامو ویروس :
      ویروس موزائیک توتون ، عضو اصلی این گروه است. ویروسی است بسیار پایدار و در گیاه علائم موزائیکی ایجاد می‌کند ناقل طبیعی خاصی برای این گروه شناخته نشده است.
    • ویروس پژمردگی گوجه فرنگی :
      در بسیاری از گیاهان تولید موزائیک و نکروز می‌کند، در شیره گیاهی ناپایدار است و به آسانی به طریق مکانیکی (مالش) منتقل می‌شود. ظاهرا به ویروس آنفلوآنزا شباهت دارد.
    • گروه رابدو ویروسها :
      ویروسهای این گروه در جانوران مهره‌دار ، بی‌مهره و در گیاهان یافت می‌شوند. از نمونه‌های گیاهی آن یکی ویروس زردی نکروزی کاهو است که بوسیله شته منتقل می‌شود و دیگری ویروس کوتولگی زرد سیب زمینی است که توسط زنجره‌ها انتقال می‌یابد.

    daneshmand.roshd.ir منبع

 

 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 10:57 بعد از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 

مايع مفصلي مايع لزج و لغزنده ايست كه درون كپسول مفصلي قرار دارد.اين مايع حاوي سه عنصر اكسيژن،نيتروژن و هيدروژن است كه در آن به صورت محلول هستند.كشيدن انگشتان باعث افزايش حجم مايع سينويال ميشود؛يعني ايجاد فشار منفي در كپسول مفصلي و در نتيجه خروج گازها از محلول،كه با ايجاد صدا همراه است.

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 9:12 قبل از ظهر  توسط گروه زيست شناسي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وبلاگ علمي - آموزشي- زيست شناسي ويژه ي دانش آموزان عزيز و اطلاع رساني به دبيران محترم زيست شناسي مي باشد . تقويت علمي وبلاگ نيازمند مساعدت و نظرات مفيد همكاران مي باشد.

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
دبير خانه زيست شناسي
گروه زيست شناسي همدان
ستیز و گریز برای زیستن
انيميشن زيست شناسي
متن كتاب درسي
چرخه توليد مثلي خزه
انيمشن ميتوز وميوز
زیست شناسی
بدن انسان
بيماريهاي هورموني
تصوير زيست شناسي
متن كتاب درسي
تصاوير زيستي
لينك هاي زنگ تفريح زيست شناسي
دانستنيهاي جانورشناسي
زيست شناسي گالانت
مجله رشد تخصصي زيست
زيست شناسي گياهي
انميشن ميوز و ميتوز 2
تصاوير متحرك زيست شناسي اراك
ژنتيك
پزشكي ايران
منبع ژنتيك
گروه زیست شناسی ناحیه 1همدان
آناتومي بدن
آناتومي اسكلت
مسابقات آزمايشگاهي
زيست bbc
مديريت آموزش وپرورش شهرستان ملاير
شیمی دانشگاه آزاد لاهیجان
المپياد علمي
سلامتيران
فرهنگيان نيوز
ايسنا
مطالب در مورد ژنتيك بصورت انميشن
پزشكي وسلامتي
اداره كل سنجش و امتحانات ( دريافت سوالات نهايي )
دبیر ادبیات ملایر
كارشناسي گروههاي آموزشي ملاير
شبكه آموزش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

enter>
JavaScript Codes